غزل شمارهٔ ۲۶۱۹
هوش مصنوعی: در این شعر، گفتگو میان گل و یک فرد برقرار است. گل از فرد میپرسد که چرا به دنبال نرمی از خار است، و فرد پاسخ میدهد که در این وضعیت از عشق و هشیاری میپرسد. گل از او میخواهد دلدارش را پیدا کند، اما فرد میگوید که بدون دل، دنبال دلدار چه میگردی. گل از او میخواهد که به سمت خمخانه برود، اما فرد پاسخ میدهد که با حال خمار نمیتواند برود. در ادامه، گل از او میپرسد که چرا بیهوش است و فرد دوباره به گل پاسخ میدهد که نمیداند چرا به دنبال گلزار است، اگر از آن بویی نمیرسد. در پایان، گل به موضوع وفا اشاره میکند و فرد به او میگوید که شاید این فقط یک خیال از خواب بیداری باشد. این گفتگو نشاندهنده فلسفه پیچیده عشق و جستجوی حقیقت است.
گل گفت مرا نرمی از خار چه میجوییگفتم که در این سودا هشیار چه میجویی
هوش مصنوعی: گل به من گفت: چرا از خار نرمی میطلبی؟ من پاسخ دادم: در این عشق، تو چه میکنی که به هوش باشی؟
گفتا که در این سودا دلدار تو کو بنماگفتم نشدی بیدل دلدار چه میجویی
هوش مصنوعی: او گفت: در این معامله، محبوب تو کجاست؟ من پاسخ دادم: وقتی دل را از دست بدهی، دیگر نباید به دنبال دلدار بگردی.
گفتا هله مستانه بنما ره خمخانهگفتم که برو طفلی خمار چه میجویی
هوش مصنوعی: گفت: بیا خوشحال و سرمست، راهی به سمت میخانه نشان بده. گفتم: برو، بچهی مست، دنبال چه میگردی؟
گفتا ز چه بیهوشی بنمای چه مینوشیگفتم برو ای مسکین هشدار چه میجویی
هوش مصنوعی: گفت: چرا حالتو نمیفهمی؟ بگو که چی مینوشی؟ گفتم: برو دنبال کار خودت، هشدار بده که دنبال چی هستی.
گفتا که چه گلزار است کز وی نرسد بوییگفتم اگرت بو نیست گلزار چه میجویی
هوش مصنوعی: گفت: این باغ چقدر زیباست که بویی از آن به مشام نمیرسد. من پاسخ دادم: اگر بویی نیست، پس به چه دلیل به دنبال زیبایی آن هستی؟
گفتا که وفاجویان خوابی است که میبینندگفتم که خیال خواب بیدار چه میجویی
هوش مصنوعی: او گفت کسانی که به دنبال وفا هستند در حال خوابند و من پاسخ دادم که در خیال و خواب بیدار چه چیزی را میکوشی؟