غزل شمارهٔ ۲۶۲۳
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی حال و هوای عدهای است که در زندگی خود غرق در مستی و شیدایی هستند و از تکرار این وضعیت نگرانند. شاعر از خود میپرسد تا کی باید این حالت ادامه پیدا کند و به سرنوشت خود و دیگران فکر میکند. او به تضاد میان شادی و غم، و بین رندانی که به زندگی خوش میگذرانند و کسانی که دچار خمودی و کسالتاند اشاره میکند. در نهایت، او به این نکته میرسد که شاید اکنون زمان خوشحالی و رهایی از غمهاست و باید از این لحظات استفاده کرد.
ما گوش شماییم شما تن زده تا کیما مست و خراباتی و بیخود شده تا کی
هوش مصنوعی: ما تنها به انتظار شما نشستهایم، اما شما همچنان از ما دورید. تا چه زمانی ما در حال مستی و بیخبر از حال خود خواهیم بود؟
ما سوخته حالان و شما سیر و ملولانآخر بنگویید که این قاعده تا کی
هوش مصنوعی: ما افرادی هستیم که در ناراحتی و رنج غرق هستیم، در حالی که شما به زندگی خود ادامه میدهید و از آن خسته شدهاید. پس لطفاً بگویید این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
دل زیر و زبر گشت مها چند زنی طشتمجلس همه شوریده بتا عربده تا کی
هوش مصنوعی: دل من بر اثر عشق دستخوش تغییر و تحول شده است. ای معشوق، چند بار باید در این مجلس شلوغ و آشفته، که همه در حال شور و هیجان هستند، به آرامی قدم بگذاری و دلم را به تلاطم درآوری؟ این حالت من تا کی ادامه خواهد داشت؟
دی عقل درافتاد و به کف کرده عصاییدر حلقه رندان شده کاین مفسده تا کی
هوش مصنوعی: عقل از کار افتاده و به دستش عصایی است، در جمع رندان و اهل دنیا. این در حالی است که نمیداند این نابسامانی و فساد تا چه زمانی ادامه خواهد داشت.
چون ساقی ما ریخت بر او جام شرابیبشکست در صومعه کاین معبده تا کی
هوش مصنوعی: وقتی که ساقی برای ما شراب را در جام ریخت، او در صومعه (محل عبادت) شکسته شد، پس این معبد چه زمانی میتواند ادامه داشته باشد؟
تسبیح بینداخت و ز سالوس بپرداختکاین نوبت شادی است غم بیهده تا کی
هوش مصنوعی: او تسبیح را به زمین انداخت و از ریا و تظاهر آزاد شد، زیرا زمان شادی فرا رسیده و غم بیفایده چه مدت ادامه خواهد داشت؟
آنها که خموشند به مستی مزه نوشندای در سخن بیمزه گرم آمده تا کی
هوش مصنوعی: کسانی که ساکت هستند و در سکوت به لذت میپردازند، ای کسی که در سخن گفتن بیمزه و سردی، نمیدانم تا کی میخواهی اینگونه بمانی.