غزل شمارهٔ ۲۶۳۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به می و مستی و عشق به ساقی و زیارت معشوق اشاره میکند. او از لذتهای دنیوی و روحانی صحبت میکند و میخواهد از زیباییهای عشق و میخانه بهرهمند شود. شاعر با دفاع از شادی مستان و لذت از کام باده، از لحظات شیرین دیدار معشوق و اثری که بر دل و جانش میگذارد، سخن میگوید. او بر این باور است که در هیچ جهانی جز دیدن روی معشوق، کرامت و ارزش دیگری وجود ندارد. همچنین، شاعر به کنشهای خود با عشق و شور زندگی اشاره میکند و از اهمیت بقا و خوشی در عوالم مختلف میگوید. در نهایت، او به معنویت این تجربیات و تأثیر آن بر روح خود اشاره میکند و از زیبایی شعر و قدرت بیان در عشق و مستی سخن میگوید.
یا ساقی شرف بشراباتک زندیفالراح مع الروح من افضالک عندی
هوش مصنوعی: ای ساقی، تو خود به پاکی و مرتبهی انسانیت شناخته شدهای، پس بگذار آبنوشی از طعم زندگی به من بدهی که در آن، روح من از بخششهای تو به اوج برسد.
برخیز که شورید خرابات افندیمستان نگر و نقل و شرابات افندی
هوش مصنوعی: برخیز و به تماشای شادی و سرور در میخانه برو که حال و هوای مستان را ببینی و از نوشیدنیها و خوشگذرانیها لذت ببری.
هر مست درآویخته با مست ز مستیگردان شده ساقی به مساقات افندی
هوش مصنوعی: هر فردی که در حال خوشگذرانی و مستی است، با فرد دیگری که نیز مست است، در حال گفتگو و معاشرت قرار دارد. به طوری که این خوشی و مستی آنها، باعث شده ساقی به آنها نزدیکتر شود و از خدای شبانکی و خوشیهای این لحظات بهرهمند شوند.
یک موی نمیگنجد در حلقه مستانجز رقص و هیاهوی و مراعات افندی
هوش مصنوعی: در جمع مردان شرابخوار، جایی برای یک مو وجود ندارد جز برای شادی، رقص و سر و صدا و رعایت آداب.
بسم الله ساقی ولی نعمت برخیزتا جان بدهیمت به مکافات افندی
هوش مصنوعی: ای ساقی، به نام خدا، برخیز و به ما خدمت کن. ما آمادهایم تا جانمان را در مسیر خدمت و پاداشی شایسته تقدیم کنیم.
در هر دو جهان است و نبودهست و نباشدجز دیدن روی تو کرامات افندی
هوش مصنوعی: در هر دو دنیا جز دیدن چهره تو چیز دیگری وجود ندارد و نه بوده و نه خواهد بود، و این خود نعمت و کرامت بزرگی است.
چون تنگ شکر میر خرابات درآمدیا رب چه لطیف است ملاقات افندی
هوش مصنوعی: وقتی که شکر به تنگی میرسد و اوضاع به خوشی پیش میرود، چه زیباست که با مدهوشی و سرمستی دوست دیدار کنیم.
میخندد و میگوید من خفته بدم مستهیهای شنیدم من و هیهات افندی
هوش مصنوعی: او میخندد و با خنده میگوید که من در خواب بودم و صدای مستی را شنیدم، اما نمیتوانم درک کنم که چه خبر است.
زان خنده و زان گفتن و زان شیوه شیرینصد غلغله در سقف سماوات افندی
هوش مصنوعی: به خاطر آن خنده و آن حرفها و آن روش دلنشین، صدای شاد و نشاطآور به آسمانها میرسد.
خورشید ز برق رخ تو چشم ببنددکافزون ز زجاجهست و ز مشکات افندی
هوش مصنوعی: خورشید به خاطر درخشش چهرهات خود را پنهان میکند، زیرا نور و زیبایی تو از هر شیشه و چراغی بیشتر است.
در خانه خمار و خرابات کی دیدهستمعراج و تجلی و مقامات افندی
هوش مصنوعی: در محیطی که پر از گناه و فساد است، چگونه ممکن است حقیقت و مقامهای عالی معنوی را مشاهده کرد؟
با مست خرابات خدا تا بنپیچیتا وا ننماید همه رگهات افندی
هوش مصنوعی: با حالتی مست و سرشار از عشق به خدا، به دور خود بچرخ تا جایی که هیچ چیز نتواند تو را از مسیر خوبت منحرف کند و تمام وجودت را متجلی کند.
در خانه دل کژ مکن آن چانه به افسوسکامروز عیان است خفیات افندی
هوش مصنوعی: در دل خود را دچار تردید و دوگانگی نکن و از این موضوع ناامید نباش، زیرا امروز اسراری که داشتید، روشن و واضح شده است.
روزی که روم جانب دریای معانییاد آیدت این جمله مقالات افندی
هوش مصنوعی: روزی فرا خواهد رسید که وقتی به سمت دریای معانی بروی، این جمله از نوشتههای افندی در ذهنت تداعی شود.
شاد آمدی ای کان شکر عیب مفرماگر بوسه دهد بنده بر آن پات افندی
هوش مصنوعی: ای خوش آمدی، ای موجود شیرینی! اگر بنده بر پای تو بوسه بزند، عیبی ندارد.
واجب کند ای دوست که آرم به صد اخلاصدر سایه زلف تو مناجات افندی
هوش مصنوعی: ای دوست، لازم است که من با صداقت و اخلاص به درگاه تو بیایم و در زیر سایه دلنشین زلف تو نیایش کنم.
از مصحف آن روی چو ماه تو بخوانیمسوره قصص و نادره آیات افندی
هوش مصنوعی: از کتاب مقدس آن چهره چون ماه تو را میخوانیم داستانها و آیات با ارزش را.
مستیم ز جام تو و زان نرگس مخموررستیم به شاهیت ز شهمات افندی
هوش مصنوعی: ما از شراب تو مست شدهایم و به خاطر زیبایی نرگسات به عرش و مقام والایی دست یافتهایم.
عالم همه پرغصه و آن نرگس مخمورفارغ ز بدایات و نهایات افندی
هوش مصنوعی: جهان پر از غم و اندوه است، اما آن نرگس مست از همهی آغازها و پایانها رها و آزاد است.
چون سایه فناییم به خورشید جمالتایمن شده از جمله آفات افندی
هوش مصنوعی: وقتی که مانند سایهای به جمال تو وابستهایم، از همه خطرات و آسیبها در امان هستیم.
سرمست بیا جانب بازار نظر کنتا راست شود جمله مهمات افندی
هوش مصنوعی: به بازار بیا و با چشمان سرشار از شادی به اطراف نگاه کن تا همه مسایل مهم و حیاتی زندگیات به درستی حل و فصل شود.
تا روز اجل هر چه بگوییم ز اشعاراین است و دگر جمله خرافات افندی
هوش مصنوعی: تا زمانی که به پایان عمرمان نزدیک شویم، هر چه بگوییم از این اشعار است، و تمام دیگر سخنان بیپایه و اساس هستند.
سلطان غزلهاست و همه بنده اینندهر بیتش مفتاح مرادات افندی
هوش مصنوعی: این شاعر در شعرهایش سلطنت میکند و هر یک از شعرهای او کلید رسیدن به خواستهها و آرزوهای دوستدارانش است.
من کردم خاموش تو باقیش بفرماای جان اشارات و عبارات افندی
هوش مصنوعی: من سکوت کردهام، حالا بقیهاش را تو بگو، ای جان! با اشاره و صحبتهای مرموز.
شمس الحق تبریز توی موسی ایامبر طور دلم رفته به میقات افندی
هوش مصنوعی: شمس الحق تبریز به مانند موسی در کوه طور، در دل من حضور دارد و به دیدار او رفتهام، همچون گردش به میقات.