غزل شمارهٔ ۲۶۸۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس عاشقانه و دلتنگی است. شاعر به یار خود میگوید اگر او از او جدا شود، چه احساسی خواهد داشت. او به وجود فاصله و مشکلات در رابطه اشاره میکند و از یار خود میخواهد که از یاد کسی که تفاوت فصول را نمیفهمد، پرهیز کند. شاعر همچنین به دوگانگی عشق و بیقراری اشاره میکند و تأکید دارد که واقعیات عشق را باید شناخت. در پایان، به شمس تبریزی اشاره میکند و خواهان همکاری و همراهی در این مسیر عاشقانه میشود.
اگر یار مرا از من برآریمن او گشتم بگو با او چه داری
هوش مصنوعی: اگر محبوب من از من دور شود، من نیز به او تبدیل میشوم. بگو که چگونه با او رفتار میکنی؟
میان ما چو تو مویی نبینیتو مانی در میان شرمساری
هوش مصنوعی: اگر در میان ما فردی چون تو وجود نداشته باشد، تو همچنان در میانه شرم و احساس گناه خواهی ماند.
ببین عیب ار چه عاشق گشت رسوانباشد عار گر بحری است عاری
هوش مصنوعی: اگر عاشق دچار رسوایی شده است، نباید او را سرزنش کرد؛ زیرا اگر عشق واقعاً عمیق و پاک باشد، هیچ عیبی در آن وجود ندارد.
بیا ای دست اندر آب کردهکلوخ خشک خواهی تا برآری
هوش مصنوعی: بیا، ای کسی که در آب دستانت را غوطهور کردهای، اگر میخواهی خاک خشک را به بالای آب بیاوری، باید تلاش کنی.
تو خواهی همچو ابر بازگونهکه باران از زمین بر چرخ باری
هوش مصنوعی: اگر بخواهی، مانند ابرها خواهی شد و مانند بارانی که از زمین به آسمان میرود، دوباره بازگشتی.
چو ناخن نیز نگذارد تو را عشقروا باشد که آن سر را بخاری
هوش مصنوعی: عشق به تو این اجازه را نمیدهد که دست از کار بکشانی، چون همچنان که ناخن بر بدن چسبیده است، این احساس نیز به تو وابسته است.
قراری یابی آنگه بر لب عشقچو ساکن گشتهای در بیقراری
هوش مصنوعی: زمانی که بر لب عشق قرار میگیری، خود را در حالی میبینی که در بیقراری و طپش احساسات ساکن شدهای.
مکن یاد کسی ای جان شیرینکه نشناسد خزان را از بهاری
هوش مصنوعی: عزیزم، به یاد کسی نباش که تفاوت بین بهار و خزان را نمیداند.
نداند عطسه را زان لاغ دیگرنداند شیر از روبه عیاری
هوش مصنوعی: کسی که به یک چیز خاص آشنا نیست، نمیتواند تفاوتها را درست تشخیص دهد. به همین ترتیب، برخی از افراد نمیتوانند برای یک چیز پیشپا افتاده، ارزش واقعی آن را بشناسند.
بگفتم این و نک غوطی بخوردمدر آن موج لطیف شهریاری
هوش مصنوعی: گفتم ای ونک، من در آن موج نازک و زیبا غرق شدم مثل یک پادشاه.
شدم از کار من از شمس تبریزبیا در کار گر تو مرد کاری
هوش مصنوعی: من از فعالیتهایم خسته شدم و به کمک شمس تبریز نیاز دارم، بیا و در کار من کمک کن، زیرا تو فرد قابلاعتمادی هستی.