غزل شمارهٔ ۲۶۹۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دلدادگی و عشق به خداوند و پروردگار اشاره میکند و از دل سوختن به خاطر آتش عشق سخن میگوید. او بیان میکند که وجود انسان همچون نی است که نغمهای از آن برمیخیزد، اما اگر در میان آتش نشیند، تاب نمیآورد. شاعر تأکید میکند که اگر انسان به آتش گرایش پیدا کند، در واقع نیاز او به آتش است که او را میسوزاند. همچنین، در این شعر اشاره شده که برتری و لطافت وجود در نور الهی نهفته است و در آن نور، زندگی و نشاطی تازه به وجود میآید. شاعر در نهایت نام شمسالدین تبریزی را میآورد و به نقش او در ملحق کردن انسانها به نور و محبت الهی اشاره میکند.
متاز ای دل سوی دریای ناریکه میترسم که تاب نار، ناری
هوش مصنوعی: ای دل، از سوی آتش دوری کن، چرا که میترسم قدرت تحمل آتش را نداشته باشی.
وجودت از نی و دارد نواییز نی هر دم نوایی نو برآری
هوش مصنوعی: وجود تو مانند نی است که هر لحظه صدایی تازه و نو از خود برمیآورد.
نیستانت ندارد تاب آتشوگرچه تو ز نی شهری برآری
هوش مصنوعی: نیستان توانایی تحمل آتش را ندارد و هرچند تو از آن نی شهری بسازی، نمیتواند این وضعیت را تحمل کند.
میان شهر نی منشین برادرکه هر سو شعله اندر شعله داری
هوش مصنوعی: نه در این شهر بنشین که آتش در همه جا شعلهور است و هر طرف حرارت و نابسامانی وجود دارد.
اگر نی سوی آتش میل داردچو میل رزق سوی رزق خواری
هوش مصنوعی: اگر نی به آتش تمایل دارد، مانند تمایل رزق به خوراک است.
نیاز آتش است آن میل تنهاکه آتش رزق میخواهد به زاری
هوش مصنوعی: میتوان گفت که نیاز مانند آتشی است برای آن که انسان بخواهد به تنهایی و به شدت چیزی را طلب کند، زیرا این آتش به نوعی میتواند نشاندهندهی آرزوهای اشتیاقبرانگیز باشد که به شکل نیاز و تقاضا خودش را نشان میدهد.
به هر چت نی بفرماید تو نی کنخلاف نی بکن از شهریاری
هوش مصنوعی: هر زمان که تو به سخن میپردازی، به شکل و شمایل خودت باقی بمان و برخلاف آنچه که هستی عمل نکن تا از ویژگیهای بزرگ رهبری دور نشوی.
خلافش کردی و نی در کمین استچو نی کم شد سر دیگر نخاری
هوش مصنوعی: تو برخلاف آنچه گفته شده عمل کردی و خطر هنوز وجود دارد، همانطور که اگر نی به پایان برسد، سر دیگر آن برندگی بیشتری خواهد داشت.
پدید آید تو را ناگه وجودینه نی دارد نه شکر آنچه آری
هوش مصنوعی: ناگهان وجودی برای تو پدید میآید که نه از نی و نه از شکر برخوردار است. این وجود با آنچه که داری متفاوت است و ویژگیهای خاص خود را دارد.
یکی نوری لطیفی جان فزاییدر او میهای گوناگون کاری
هوش مصنوعی: یک نور لطیفی در او وجود دارد که جان را زنده میکند و در او انواع مختلفی از کارها و فعالیتها وجود دارد.
گشایی پر و بالی کز حلاوتنمایی لطفهای لاله زاری
هوش مصنوعی: پر و بالی را بگشا و نشان ده که چه لذتهایی میتوان از زیباییهای باغ لالهها دریافت کرد.
میان این چنین نوری نمایددگر خورشید و جانها چون ذراری
هوش مصنوعی: در میان این نور درخشان، خورشید و جانها مانند ذرههای ریز به نظر میرسند.
به نور او بسوزی پر خود راز شیرینی نورش گردی عاری
هوش مصنوعی: اگر به نور او توجه کنی، خود را از وابستگیها و دلبستگیهای دیگر رها میکنی و به شیرینی آن نور دست خواهید یافت.
ز ناله واشکافد قرص خورشیدکه گل گل وادهد هم خار خاری
هوش مصنوعی: از ناله و اشک، قرص خورشید روشن میشود؛ چرا که گل را به سرسبزی و زیبایی میرساند، و همچنین خارها را نیز پررنگ و مشخص میکند.
زبان واماند زین پس از بیانشزبان را کار نقش است و نگاری
هوش مصنوعی: از این پس زبان برای بیان احساسات و تفکرات ناتوان است، زیرا وظیفه آن تنها به تصویرسازی و نقش آفرینی محدود میشود.
نگار و نقش چون گلبرگ باشدگدازیده شود چون آب واری
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی مانند گلبرگ است که در گرما ذوب میشود و به شکل آب درمیآید.
بر آن ساحل کهاین گلها گدازیداگر خواهی تو مستی و خماری
هوش مصنوعی: در آن ساحلی که این گلها ذوب شدهاند، اگر میخواهی، میتوانی حالتی سرشار از شادی و مستی پیدا کنی.
همیگو نام شمس الدین تبریزکز او این کارها را برگزاری
هوش مصنوعی: شمس الدین تبریز نامی است که به خاطر او این کارها انجام شده است.