غزل شمارهٔ ۲۷۱۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حالت مستی و عدم توانایی در تفریق بین چیزها صحبت میکند و به نوعی از بیخبری و گیجی خود ابراز نگرانی میکند. او به دنبال هشیاری و حقیقت است و از کسی دعوت میکند که او را در این بزم آگاه کند. همچنین، شاعر به زیبایی و جذابیتهای دنیا اشاره میکند و میگوید که در این دنیای پر از زیباییها، انسانها گاهی در پنهاناند و واقعیتها در پس نقابها پنهان شدهاند. او از دیگران میخواهد که با شادی و نشاط به زندگی نگاه کنند و از قضاوتهای سخت بپرهیزند. در نهایت، شاعر تأکید دارد که در جستجوی حقیقت باید با دل و جان به زندگی نگریست.
چنان گشتم ز مستی و خرابیکه خاکی را نمیدانم ز آبی
هوش مصنوعی: به قدری سرمست و غرق در بینظمی شدهام که نمیتوانم تفاوت میان خاک و آب را تشخیص دهم.
در این خانه نمییابم کسی راتو هشیاری بیا باشد بیابی
هوش مصنوعی: در این خانه کسی را پیدا نمیکنم، بیا و بیدار باش تا کسی را پیدا کنی.
همین دانم که مجلس از تو برپاستنمیدانم شرابی یا کبابی
هوش مصنوعی: فقط میدانم که جلسی به خاطر تو برپا شده است، اما نمیدانم در آن مجلس شراب هست یا کباب.
به باطن جان جان جان جانیبه ظاهر آفتاب آفتابی
هوش مصنوعی: در عمق وجود و نفس انسان، حقیقتی روشن و درخشان وجود دارد که همانند آفتاب درخشان، جلوهگری میکند. این باطن، همان جان و روح انسان را تشکیل میدهد و نمایانگر زیبایی و روشنی درون اوست.
از آن رو خوش فسونی که مسیحیاز آن رو دیوسوزی که شهابی
هوش مصنوعی: از آن جهت باتو بودن شیرین و خوشایند است که مانند مسیحیها در دل وجودت محبت جاری است و مانند شهابی درخشان، روشنایی و نور را به دیگران منتقل میکنی.
مرا خوش خوی کن زیرا شرابیمرا خوش بوی کن زیرا گلابی
هوش مصنوعی: من را نیکوخو و خوشرفتار کن، همانطور که شرابی معطر و خوشبو به من بدهی، مانند گلابی که عطرش دلنشین است.
صبایی که بخندانی چمن رااگر چه تشنگان را تو عذابی
هوش مصنوعی: صبایی که چمن را به خاطر خندهاش شاداب میکند، حتی اگر باعث ناراحتی تشنگان شود، باز هم ممکن است عذابآور باشد.
بیا مستان بیحد بین به بازاراگر تو محتسب در احتسابی
هوش مصنوعی: بیایید، ای خوشگذران و آزادگان بیمرز، به بازار بیایید؛ اگر تو نگران حساب و کتابی، در اینجا نگرانی جایی ندارد.
چو نان خواهان گهی اندر سؤالیچو رنجوران گهی اندر جوابی
هوش مصنوعی: گاهی مانند مسکینان از دیگران چیزی میپرسد و گاهی هم مانند بیماران دست نیاز به سوی دیگران دراز میکند.
مثال برق کوته خنده ای تواز آن محبوس ظلمات سحابی
هوش مصنوعی: خندهی کوتاه تو مانند نوری است که از دل تاریکیهای غلیظ سحابها عبور میکند.
درآ در مجلس سلطان باقیببین گردان جفان کالجوابی
هوش مصنوعی: وارد مجلس پادشاه شو و ببین که چطور آنجا افرادی که در حال سخن گفتن هستند، به زیبایی و وضوح مطالب خود را بیان میکنند.
تو خوش لعلی ولیکن زیر کانیتو بس خوبی ولیکن در نقابی
هوش مصنوعی: شما زیبایی و جذابیت زیادی دارید، اما در عمیق وجودتان چیزهای بهتری نهفته است.
به سوی شه پری باز سپیدیوگر پری به گورستان غرابی
هوش مصنوعی: به سمت شهر، فرشتگان سپید به پرواز در آمدهاند و اگر هم فرشتهای باشد، در قبرستانی تنها خواهد بود.
جوان بختا بزن دستی و میگوشبابی یا شبابی یا شبابی
هوش مصنوعی: خوشحال جوانان، بیایید به هم بپیوندیم و شادی کنیم و بگوییم زندگی چه زیباست! شاد باشید و از جوانیتان لذت ببرید.
مگو با کس سخن ور سخت گیردبگو والله اعلم بالصواب
هوش مصنوعی: وقتی با کسی سخن میگویی، اگر موضوع دشوار است، بهتر است بگویی که فقط خداوند به حقیقت آگاه است.