غزل شمارهٔ ۲۷۲۸
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی چون عشق، زیبایی و لذتهای زندگی میپردازد. شاعر در فضایی بهاری و پر از شگفتی به توصیف ارتباطش با معشوق میپردازد و با دعوت از مطرب و ساقی به نوشیدن شراب و شادی، برimportance لحظههای خوش زندگی تأکید میکند. او همچنین از بودن در کنار معشوق و احساس خوشبختی در سایه لطف او سخن میگوید، و برتر از همه زیباییهایی که در دنیا وجود دارد، زیبایی معشوق را ستایش میکند. در نهایت، شاعر بر بینهایت بودن و فراسوی کمال معشوق تأکید دارد و میخواهد از محدودیتهای دنیوی فراتر رود.
باغ است و بهار و سرو عالیما مینرویم از این حوالی
هوش مصنوعی: در اینجا به زیباییهای طبیعت در فصل بهار اشاره شده است. باغ و درختان سرو سرسبز، فضایی دلنشین و شاداب را ایجاد کردهاند. ما از این مکان زیبا دور نمیشویم و از آن لذت میبریم.
بگشای نقاب و در فروبندماییم و توی و خانه خالی
هوش مصنوعی: صورتت را نمایان کن و پنهان نکن، ما در اینجا هستیم و تو همراه ما، اما خانه خالی است.
امروز حریف خاص عشقیمبرداشته جام لاابالی
هوش مصنوعی: امروز ما در عشق، همراهی ویژه داریم و بیخیال از هر چیزی، به شادی و سرخوشی میپردازیم.
ای مطرب خوش نوای خوش نیباید که عظیم خوش بنالی
هوش مصنوعی: ای موزیسین خوش صدا، به خوبی باید آواز زیبا و دلنشین سر دهی.
ای ساقی شادکام خوش حالپیش آر شراب را تو حالی
هوش مصنوعی: ای ساقی خوشحال، بیا و شراب را برای ما بیاور تا حال و هوای ما بهتر شود.
تا خوش بخوریم و خوش بخسبیمدر سایه لطف لایزالی
هوش مصنوعی: بیایید با دلی شاد و آرامش خاطر زندگی کنیم و از نعمتها و رحمتهای نامحدود بهرهمند شویم.
خوردی نه ز راه حلق و اشکمخوابی نه نتیجه لیالی
هوش مصنوعی: تو نه از طریق حلق (گلو) خوردهای و نه خوابهای اشکآلودی دیدهای، بلکه از نتیجه شبهای گذشتهی خود به این حالت رسیدهای.
ای دل خواهم که آن قدح رابر دیده و چشم خود بمالی
هوش مصنوعی: ای دل، آرزو دارم که آن جام را بر چشمانم بگذارم و با آن تماس داشته باشم.
چون نیست شوی تمام در میآن ساعت هست بر کمالی
هوش مصنوعی: زمانی که همسری در زندگی وجود ندارد، آن لحظهای که در میگساری است، نشان از کمال و تمامیت میباشد.
پاینده شوی از آن سقاهمبی مرگ و فنا و انتقالی
هوش مصنوعی: اگر از آن سقا و آب حیات بگیری، همیشه پاینده و جاویدان خواهی بود و هیچگاه نمیمیری یا دچار تغییر نخواهی شد.
دزدی بگذار و خوش همیروایمن ز شکنجههای والی
هوش مصنوعی: دزدی را رها کن و با خیال راحت زندگی کن، از آزمایشها و سختیهای حاکم در امان باش.
گویی بنما که ایمنی کورو رو که هنوز در سؤالی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که جایی برای امنیت و آرامش وجود ندارد، زیرا هنوز در حال پرسش و جستجوی آن هستی.
ای روز بدین خوشی چه روزیای روز به از هزار سالی
هوش مصنوعی: ای روز، این خوشی چه روز خوبی است! این روز بهتر از هزار سال است.
ای جمله روزها غلامتایشان هجرند و تو وصالی
هوش مصنوعی: ای تمام روزها، بندگان تو هستند، و اینها همگی به خاطر جدایی است و تو به وصالت رسیدهای.
ای روز جمال تو کی بیندای روز عظیم باجمالی
هوش مصنوعی: ای روزی که زیبایی تو را میبیند، ای روز بزرگ با آن همه زیبایی.
هم خود بینی جمال خود راو آن چشم که گوش او بمالی
هوش مصنوعی: نخست به زیبایی خود نگاه کن و سپس به چشمی که به تو نگاه میکند و آن را نوازش میکنی.
ای روز نه روز آفتابیتو روز ز نور ذوالجلالی
هوش مصنوعی: ای روز، نه روزی که آفتاب درخشان باشد، بلکه روزی که از نور و عظمت خداوند روشن شده است.
خورشید کند سجود هر شاممیخواهد از مهت هلالی
هوش مصنوعی: هر غروب، خورشید به آسمان خم میشود و از ماه درخواست میکند که هلالی تشکیل دهد.
ای روز میان روز پنهانای روز مقیم لایزالی
هوش مصنوعی: ای روزی که در میان روزها پنهانی و در مکان و زمان همیشه حضور داری.
ای روزی روزها و شبهاای لطف جنوبی و شمالی
هوش مصنوعی: ای ایامی که روزها و شبها را به سر میبری، ای نعمتهایی که از سمت جنوب و شمال میرسند.
خامش کنم از کمال گفتنزیرا تو ورای هر کمالی
هوش مصنوعی: میخواهم سکوت کنم و از بیان کمالات خودداری کنم، چرا که تو فراتر از هر کمالی هستی.
پیدا نشوی به قال زیراتو پیداتر ز قیل و قالی
هوش مصنوعی: به دنبال تشریح و توضیح نباش، چرا که وجود تو فراتر از همه صحبتها و نظریههاست.
از قال شود خیال پیداتو فوق توهم و خیالی
هوش مصنوعی: از سخن او، خیال و تصوری از تو به وجود میآید که فراتر از تخیل و حتی اندیشه است.
و آن وهم و خیال تشنه توستای داده تو آب را زلالی
هوش مصنوعی: این خیال و تصورات، عطش و نیاز به تو دارند، ای کسی که آب پاک و زلال را به آنها عطا کردهای.
این هر دو در آب جان دهن خشکدر عالم پر ز خویش خالی
هوش مصنوعی: این دو نفر در آب جان زندگی میکنند، اما در دنیایی که پر از خودخواهی است، حسرت و کمبود دارند.
باقی غزل ورای پردهمحجوب ز تو که در ملالی
هوش مصنوعی: باقی شعر فراتر از آن چیزی است که از تو پنهان مانده در حالتی از اندوه.