غزل شمارهٔ ۲۷۲۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره وسوسهها و احساسات انسانی است. شاعر به این موضوع میپردازد که اگر به وسوسهها گوش دهیم، دچار افسردگی و زیان خواهیم شد، زیرا چیزی که به ظاهر شیرین به نظر میرسد، ممکن است در واقع سمی باشد. او سپس اشاره میکند که گسترش نعمتها و خوشیها، در مقابل خشم و کینه، نمیتواند به ما آسیب بزند و حتی از دست دادن چیزهای کوچک هم چندان اهمیت ندارد. شاعر در نهایت به عشق و حال و هوای شمس تبریز اشاره میکند و میگوید که عشق هم میتواند گفتاری باشد و هم سکوت، که این دو حالت، در عین اختلاف، از یکدیگر جدا نیستند.
گر وسوسه ره دهی به گوشیافسرده شوی بدان ز جوشی
هوش مصنوعی: اگر به وسوسهای گوش دهی، به زودی دچار ناراحتی و افسردگی خواهی شد.
آن گرمی چشم را که دارینیش زهر است و شکل نوشی
هوش مصنوعی: چشمان تو گرمایی دارند که مانند نیش زهر است و ظاهری شبیه نوشیدنی خوشمزه.
انبار نعیم را زیان چیستگر خشم گرفت کورموشی
هوش مصنوعی: اگر نعیم انبار داشته باشد و در برابر او کورموشی خشمگین شود، ضرری به او نمیرسد.
آخر چه زیان اگر بیفتدیک دو مگس از شکرفروشی
هوش مصنوعی: در نهایت، چه ضرری دارد اگر یک یا دو مگس از فروش شیرینی بیافتند؟
مر ناقه شیر را چه نقصانگر دیگ شکست شیردوشی
هوش مصنوعی: اگر دیگ شیر دوشی بشکند، چه دلیلی دارد که ناقهی شیر را ناقص بشماریم؟
شب بود و زمانه خفته بودنددر هیچ سری نبود هوشی
هوش مصنوعی: شب فرا رسیده بود و همه جا در سکوت و آرامش خواب بودند. در این حال، هیچ کس بیدار و هوشیار نبود.
آن شاه ز روی لطف برداشتسرنای و در او بزد خروشی
هوش مصنوعی: آن پادشاه از روی محبت و بزرگواری سرنای را برداشت و نواخت. صدای دلنواز آن موسیقی به گوش رسید.
در خون خودی اگر بمانیزین پس زان رو به روی پوشی
هوش مصنوعی: اگر در درد و رنج خود بمانی، دیگر نمیتوانی به زیبایی و آرامش نگاه کنی.
ماییم ز عشق شمس تبریزهم ناطق عشق هم خموشی
هوش مصنوعی: ما به عشق شمس تبریز وابستهایم، هم در گفتن از عشق و هم در سکوت درباره آن.