غزل شمارهٔ ۲۸۱۰
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و زیباییهای الهی و تأثیر آن بر جانها میپردازد. شاعر از حیرت و ویرانی که عشق محبوب در دل مردم به وجود میآورد سخن میگوید و بر نورانی شدن دلها به واسطهی عشق خدا تأکید دارد. او به تأثیر عشق در زندگی انسانها و اینکه چگونه هر لحظه جانها به یاد محبوب خود هستند، اشاره میکند. همچنین، به پرسشهای مختلفی دربارهی عشق و سرنوشت انسانها پرداخته و از شمس تبریزی میخواهد که از عالم بالا سر برآورد و به حقیقت و بقا در این جهان فانی اشاره کند. این شعر در کل به عمق عشق و جستجوی حقیقت در زندگی انسانها میپردازد.
ای بداده دیدههای خلق را حیرانییوی ز لشکرهای عشقت هر طرف ویرانیی
هوش مصنوعی: ای عشق تو، که دیدگان مردم را حیران کردهای، و از لشکرهای عشقت هر طرف را ویران کردهای.
ای مبارک چاشتگاهی کآفتاب روی توعالم دل را کند اندر صفا نورانیی
هوش مصنوعی: ای صبحگاه خوشی که آفتاب وجود تو، دلهای مردم را با روشنایی و صفای خود پر میکند.
دم به دم خط میدهد جانها که ما بنده توایمای سراسر بندگی عشق تو سلطانیی
هوش مصنوعی: هر لحظه جانها به ما هشدار میدهند که ما در بند تو هستیم، ای که تمام وجودت عشق است و تو در نهایت قدرت و سلطنت.
تا چه میبینند جانها هر دمی در روی تووز چه باشد هر زمانیشان چنین رقصانیی
هوش مصنوعی: هر لحظه جانها چه چیزهایی را در چهرهات مشاهده میکنند و چه چیزی سبب میشود که آنها همیشه به این صورت شاد و سرزنده باشند؟
از چه هر شب پاسبان بام عشق تو شوندوز چه هر روزی بودشان بر درت دربانیی
هوش مصنوعی: چرا هر شب نگهبان عشق تو میشود و چرا هر روز دربانی برای دروازه تو دارند؟
این چه جام است این که گردان کردهای بر جانهاآب حیوان است این یا آتشی روحانیی
هوش مصنوعی: این چه ظرفی است که تو بر جانها گرداندهای؟ آیا این آب حیات است یا آتشی روحانی؟
این چه سر گفتی تو با دلها که خصم جان شدنداین چه دادی درد را تا میکند درمانیی
هوش مصنوعی: این چه سخنی بود که تو با دلها گفتی که دشمنان جان شدند؟ این چه چیزی به درد دادی که درد اکنون به درمانی میرسد؟
روستایی را چه آموزید نور عشق توتا ز لوح غیب دادش هر دمی خط خوانیی
هوش مصنوعی: روستایی را نمیتوان به درستی از عشق تو آگاه کرد، چرا که او هر لحظه از دنیای نادیده، پیغام و نشانهای دریافت میکند.
شمس تبریزی فروکن سر از این قصر بلندتا بقایی دیده آید در جهان فانیی
هوش مصنوعی: ای شمس تبریزی، از این کاخ بلند سر خود را پایین بیاور تا بتوانی بقای چیزی را در دنیا که زودگذر و فانی است، ببینی.