غزل شمارهٔ ۲۸۶۷
هوش مصنوعی: این شعر به طور مستقیم به کسی اشاره دارد که خود را عاشق میداند، اما در واقع خواستههای پایینی و ناپسندی دارد. شاعر به او میگوید که شما شایسته عشق نیستید و به گونهای از او انتقاد میکند که نباید خود را با دیگران مقایسه کند. او همچنین به عدم شایستگی عشق و فنون پیشهوری اشاره میکند و از او میخواهد که به خدای خود شرم کند. در کل، شعر بر بیارزشی و ریاکاری فرد تأکید دارد.
نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدایدر فروبند و همان گنده کسان را میگای
هوش مصنوعی: عاشق نباش، ای بیخود و آدم کمحوصله، که در گدایی گرفتار شدهای. بهتر است در افکار و رفتار خود تجدیدنظر کنی و به جای سرزنش دیگران، به خودت بپردازی.
کار بوزینه نبودهست فن نجاریدعوی یافه مکن یافه مگو ژاژ مخای
هوش مصنوعی: بهتر است در کارهایی که تخصص نداری، خودت را درگیر نکن و ادعای مهارت نداشته باشی؛ زیرا این کار به تو مربوط نمیشود. از بحثهای بیمورد و بیفایده دوری کن.
عاشقی را تو کیی عشق چه درخورد توستشرم دار ای سگ زن روسبی آخر ز خدای
هوش مصنوعی: عشق تو چیست و تو چه کسی هستی که اینقدر خود را میسوزانی؟ ای بیشرم، چطور جرأت میکنی به خودت اجازه بدهی در کنار کسی که ارزشش بیش از اینهاست، باشی؟ از خدا بترس.