غزل شمارهٔ ۲۹۰۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره وفا و جفا در روابط عاشقانه است و شاعر به معشوق خود نکتههایی را گوشزد میکند. او از وفاهای لطیف که در آغاز عشق وجود داشت سخن میگوید و میپرسد که این جفاها را از کجا آموخته است. شاعر به دلباختگی و زحمات عاشقانه اشاره کرده و نشان میدهد که عشق میتواند هم درد و هم شفا به ارمغان بیاورد. همچنین، او به آموزههای معنوی و الهی اشاره میکند و میگوید که صفا و وفا را باید از وجود پیامبران و افرادی چون شمس تبریزی آموخت. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشق، تجربهای پیچیده و آموزنده است که در آن نباید از مشکلات و زشتیها غافل شد.
باوفا یارا جفا آموختیاین جفا را از کجا آموختی
هوش مصنوعی: دوست وفادار، تو جفایی را به من آموختی، این ستم و بیوفایی را از کجا یاد گرفتهای؟
کو وفاهای لطیفت کز نخستدر شکار جان ما آموختی
هوش مصنوعی: کجا هستند وفاهای نازنین تو که از آغاز، به ما درس شکار دل را آموختی؟
هر کجا زشتی جفاکاری رسیدخوبیش دادی وفا آموختی
هوش مصنوعی: هر جا که ظلم و زشتی وجود داشت، شما خوبی را نشان دادی و وفاداری را آموختی.
ای دل از عالم چنین بیگانگیهم ز یار آشنا آموختی
هوش مصنوعی: ای دل، تو هم از این دنیای بیارتباطی یاد گرفتهای، حتی از دوست آشنای خود.
جانت گر خواهد صنم گویی بلیاین بلی را زان بلا آموختی
هوش مصنوعی: اگر جانت مشتاق آن معشوق است، باید بگویی "بله"، چون این "بله" را از آن گرفتاری آموختهای.
عشق را گفتم فروخوردی مرااین مگر از اژدها آموختی
هوش مصنوعی: به عشق گفتم که مرا بلعیدی، آیا این کار را از اژدها یاد گرفتی؟
آن عصای موسی اژدرها بخوردتو مگر هم زان عصا آموختی
هوش مصنوعی: عصای موسی که به شکل مار درآمد، تو هم باید از آن عصا درس بیاموزی و مهارتهای آن را فرا بگیری.
ای دل ار از غمزهاش خسته شدیاز لبش آخر دوا آموختی
هوش مصنوعی: ای دل، اگر از نگاه معشوق خسته شدهای، از لبان او در نهایت، راه چارهای یاد گرفتهای.
شکر هشتی و شکایت میکنیاز یکی باری خطا آموختی
هوش مصنوعی: تو در حالیکه از لطف و خوبی دیگران برخوردار هستی و شکرگزار نیستی، در عوض از یک اشتباه کوچک او گلایه میکنی.
زان شکرخانه مگو الا که شکرآن چنان کز انبیا آموختی
هوش مصنوعی: از آن شیرینیفروشی چیزی مگو، مگر اینکه شیرینیای که از پیامبران آموختی، آنچنان است.
این صفا را از گله تیره مکنکاین صفا از مصطفی آموختی
هوش مصنوعی: این آرامش و پاکی را از جمع خودت بگیر، زیرا این صفا و خیریت را از پیامبر آموختی.
هر چه خلق آموختت زان لب ببندجمله آن شو کز خدا آموختی
هوش مصنوعی: هر آنچه را که مردم به تو آموختهاند، فراموش کن و تنها به دانستههای خداوندی خود تکیه کن.
عاشقا از شمس تبریزی چو ابرسوختی لیکن ضیا آموختی
هوش مصنوعی: ای عاشقان، شمس تبریزی مانند ابر در آتش سوخته است، اما از او نور و روشنایی را آموختهاید.