غزل شمارهٔ ۲۹۱۶
هوش مصنوعی: این شعر در ستایش و تمجید از پردهای است که نشاندهندهی حضور جان و زیبایی در جهان است. شاعر از پرده میخواهد که از مرزهای شنیدنیها عبور کند و بر جانها تاثیر بگذارد، چرا که این دنیا روحش مرده است. او از پرده میخواهد که جان را به عالم بالاتر برساند، جایی که دلها رهایی یافتهاند. همچنین به خندهی ماه و شراب آسمانی اشاره میشود و شیرینی جان را به عسل میماند که از عالم "الست" (عالم قبل از دنیا) به اینجا آمده است. در نهایت، اشاره به رویش سبزهها از خاک است که نشاندهندهی تلاشهای کشت و کار در این دنیا است.
مرحبا ای پرده تو آن پردهایکز جهان جان نشان آوردهای
هوش مصنوعی: سلام به تو ای پرده، تو آن پردهای هستی که جان را از دنیای مادی نمایان کردهای.
برگذر از گوش و بر جانها بزنز آنک جان این جهان مردهای
هوش مصنوعی: از حرفها و شنیدنیها عبور کن و به عمق وجود مردم نفوذ کن، زیرا روح این دنیای مادی به خواب رفته است.
درربا جان را و بر بالا برواندر آن عالم که دل را بردهای
هوش مصنوعی: به دنیای بالا برو و روح را با خود ببر، زیرا در آنجا دل را تسخیر کردهای.
ماه خندانت گواهی میدهدکان شراب آسمانی خوردهای
هوش مصنوعی: چهرهی خندان تو نشان میدهد که از شراب آسمانی بهرهمند شدهای.
جان شیرینت نشانی میدهدکز الست اندر عسل پروردهای
هوش مصنوعی: روح شیرین تو نشانهای است که از دوران الست در عسل پرورش یافتهای.
سبزهها از خاک بررستن گرفتتا نماید کشتها که کردهای
هوش مصنوعی: سبزهها از خاک بیرون میآیند تا نشان دهند چه مقدار در زمین کاشته شده است.