غزل شمارهٔ ۲۹۷۷
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به توصیف احساسات عاشقانه و جستجوی حقیقت پرداخته است. شاعر درباره پری (حالت دلربایی) صحبت میکند که هر روز او را به سوی عشق و زیبایی میکشاند. او به دیگران میگوید که اگر عاشق نیستند، مانند او بتی را نخواهند یافت و اگر تاجری هستند، مثل او در جستجوی طلا نخواهند بود. شاعر خود را حقیقت و جانی معرفی میکند که میتواند نور و روشنایی را به دیگران ببخشد.
او به دلی میگوید که باید از محبوبش دزدی کند و به عنوان سوار بر اسب، از کسی که او را سوار کرده فرار نکند. شاعر تأکید میکند که نمیتوان به سادگی از عشق و حقیقت گذشت و حتی اگر در عین خاموشی، دریا بیدریغ باشد، او را نمیتوان رام کرد. در کل، شعر دعوت به جستجوی عشق و حقیقت در زندگی است.
هر روز بامداد درآید یکی پریبیرون کشد مرا که ز من جان کجا بری
هوش مصنوعی: هر روز صبح یک پری از خواب برمیخیزد و مرا به سوی خود میکشاند و از من میپرسد که جانم کجا رفته است.
گر عاشقی نیابی مانند من بتیور تاجری کجاست چو من گرم مشتری
هوش مصنوعی: اگر کسی را همچون من عاشق پیدا نکنی، و اگر تاجری هم وجود دارد که به اندازۀ من در جستجوی خریدار باشد، او هم باید خیلی تلاش کند.
ور عارفی حقیقت معروف جان منمور کاهلی چنان شوی از من که برپری
هوش مصنوعی: اگر عارفی به حقیقت من آگاه باشد، جان من را درک میکند؛ اما اگر به سستی و تنبلی دچار شوی، بهاندازه پر پرندگان از من دور خواهی شد.
ور حس فاسدی دهمت نور مصطفیور مس کاسدی کنمت زر جعفری
هوش مصنوعی: اگر حسی ناپسند به تو بدهم، نور پیامبر (مصطفی) را به تو میدهم و اگر مانند مس بیارزش باشی، تو را به زر جعفری تبدیل میکنم.
محتاج روی مایی گر پشت عالمیمحتاج آفتابی گر صبح انوری
هوش مصنوعی: اگر انسان به چهره زیبای تو نیازمند باشد، حتی اگر دنیا را در اختیار داشته باشد، باز هم به نور تو احتیاج دارد. مانند اینکه در دل تاریکی صبح به روشنی خورشید نیاز است.
از بر و بحر بگذر و بر کوه قاف روبر خشک و بر تری منشین زین دو برتری
هوش مصنوعی: از زمین و دریا بگذر و به قله کوه قاف برو. بر روی خشکی و آب نایست که این دو برتری دارند.
ای دل اگر دلی دل از آن یار درمدزدوی سر اگر سری مکن این سجده سرسری
هوش مصنوعی: ای دل، اگر دلی از یار به تو دل برباید، نکن سر به سجده و به سبکی به او احترام نگذار.
چون اسب میگریزی و من بر توام سوارمگریز از او که بر تو بود کان بود خری
هوش مصنوعی: تو مانند اسبی میگریزی و من بر تو سوار هستم. از کسی که بر تو سوار است نگریز، زیرا او کسی است که شایسته تو نیست.
صد حیله گر تراشی و صد شهر اگر رویقربان عید خنجر الله اکبری
هوش مصنوعی: هرچه ترفند و دسیسه بسازی و هرچند شهر را دور کنی، به خاطر اینکه من قربانی عید قربانی هستم، این کارها بیفایده است.
خاموش اگر چه بحر دهد در بیدریغلیکن مباح نیست که من رام یشتری
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است سکوت مثل دریا بینهایت باشد، اما این درست نیست که من مثل اسب رام بشوم.