غزل شمارهٔ ۳۱۰۱
هوش مصنوعی: این شعر به لذت زندگی و خوشیهای آن اشاره میکند. شاعر از ساقی میخواهد که شراب بیاورد تا خمار چشمها برطرف شود و احساس سعادت را تجربه کند. او اشاره دارد که با شراب میتوان درد فراق را فراموش کرد و حالتی تازه و جوانانه پیدا کرد. شاعر به زیباییهای زندگی و خوشیهای آن اشاره کرده و از باده به عنوان مایهای برای مستی و شادابی یاد میکند. در نهایت، او میخواهد تا از دل غمها دور شود و به خوشیها بپردازد و روزی خرم و شاداب را سپری کند. این شعر دعوت به زندگی شاد و دوری از غم و اندوه است.
کسی که باده خورد بامداد زین ساقیخمار چشم خوشش بین و فهم کن باقی
هوش مصنوعی: کسی که در صبح زود باده نوشیده است، حالتی غمگین و خمار دارد. به چشمان زیبا و حالت او نگاه کن و از این ماجرا دریافتهای بیشتری کن.
به ناشتاب سعادت مرا رسید شتابچنانک کعبه بیاید به نزد آفاقی
هوش مصنوعی: در اوج خوشبختی و سعادت، به سرعتی رسیدم که گویی کعبه به سوی دنیا میآید.
بیا حیات همه ساقیان بپیما زودشراب لعل خدایی خاص رواقی
هوش مصنوعی: بیا و تمام زندگی نوشندگان را با هم تجربه کن، زود شراب قرمز خاص خداوند را بنوش که در زیر سایه زیبایی خاصی قرار دارد.
هزار جام پر از زهر داده بود فراقرسید معدن تریاق و کرد تریاقی
هوش مصنوعی: فراق و جدایی هزاران درد و رنج به من تحمیل کرد، اما اکنون به من جایی رسید که شفایی یافتم و بهبود پیدا کردم.
بیا که دولت نو یافت از تو بخت جوانبیا که خلعت نو یافت از تو مشتاقی
هوش مصنوعی: بیا که بخت جوان فرصتی تازه پیدا کرده و به خاطر تو لباس نو و زیبایی به دست آورده است.
چگونه خنده بپوشم انار خندانمنبات و قند نتاند نمود سماقی
هوش مصنوعی: چطور میتوانم شادی و خندهام را پنهان کنم؟ اناری که در دلم دارم، شاداب و سرحال است و هیچ چیزی نمیتواند آن را بپوشاند.
توی که جفت کنی هر یتیم را به مرادکه هیچ جفت نداری به مکرمت طاقی
هوش مصنوعی: هر یتیمی را که به آرزویش میرسانی و جفت میکنی، خودت هیچ جفتی نداری، اما برای این کار از مهربانی و بزرگواریات کمک میگیری.
جهان لهو و لعب کودکانه باده دهدز توست مستی بالغ که زفت سغراقی
هوش مصنوعی: دنیا همچون بازی و سرگرمی کودکانه است و از تو مینوشد. حالتی از شور و نشاط بزرگسالی را تجربه کن که از یک زندگی پربار و پرعمق ناشی میشود.
به گرد خانه دل مرا غم همیگرددبکند دیده ماران زمرد راقی
هوش مصنوعی: غم در اطراف دل من میچرخد و مانند مارهایی که سمی هستند، به سراغ من میآید.
برآ در آینه شو یا ز پیش چشمم دورکه زنگ قیصر روم و عدو احداقی
هوش مصنوعی: خودت را در آینه ببین یا از جلوی چشمانم دور شو، چون من به زنگ خطر و تهدیداتی میاندیشم که از سوی قیصر روم و دشمنان وجود دارد.
نماید آینهام عکس روی و قانع نیستصور نماید و بخشد مزید براقی
هوش مصنوعی: آینه تصویر صورت من را نشان میدهد، اما این تصویر کافی نیست؛ زیرا آینه بیشتر از این زیبایی و درخشش را به من میدهد.
از این گذر کن کامروز تا به شب عیش استخراب و مست دریدیم دلق زراقی
هوش مصنوعی: تا شب فرارسد، بی خیالی کن و از زندگی لذت ببر. در این لحظه، ما در حال خوشگذرانی و شادمانی هستیم و در عیش و طرب غرق شدهایم.
بریز بر سر و ریشش سبوی می امروزهر آنک دم زند از عقل و خوب اخلاقی
هوش مصنوعی: امروز کسی که از عقل و رفتار خوب صحبت میکند، باید شراب را بر سر و ریشش بریزد، یعنی به جای کلام باطل و درس اخلاقی، از لذتهای زندگی و شادیهای آن بهرهمند شود.
چراغ قصر جهان قیصر منست امروزبه برق عارض رومی و چشم قفچاقی
هوش مصنوعی: امروز نور و روشنی قصر و دنیای من به خاطر زیبایی صورت یک رومی و چشمان زیبا و درخشان یک قفقازی است.
به باد باده پراکنده گشت ابر سخنفرست باده بیابر را که رزاقی
هوش مصنوعی: باد، شراب را پخش کرد و کلامی از ابر را به باد ارسال کن، زیرا او روزیدهنده است.