غزل شمارهٔ ۳۱۳۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت یار خود صحبت میکند و از او میخواهد که شبی را با هم گذرانی کنند و لحظات را از دست ندهند. شاعر به خوبی و زیبایی یار اشاره کرده و از او میخواهد که در این شب خاص، خوشی و عشق را تجربه کنند. همچنین اشاره میکند که در میان جمعی از دوستان و مستان، حسرت و اندوه برای دوری از یار وجود دارد و این شب را فرصتی برای نزدیکی و خوشی میبیند. در کل، شعر به حال و هوای عشق و زیبایی اختصاص دارد و از لحظات مهم در زندگی سخن میگوید.
خواهیم یارا کامشب نخسپیحق خدا را کامشب نخسپی
هوش مصنوعی: امشب ما باید به یاری هم بیاییم و از حقوق یکدیگر حمایت کنیم، پس نباید از این امر کوتاهی کنیم.
چون سرو و سوسن تا روز روشنخوبیم و زیبا کامشب نخسپی
هوش مصنوعی: ما همچون سرو و سوسن، زیبا و دلربا هستیم تا طلوع آفتاب، اما امشب در خواب غفلت فرو رفتهایم.
یار موافق تا صبح صادقشاهی و مولا کامشب نخسپی
هوش مصنوعی: دوست همراه تا صبح صادق، پادشاه و مولای من است و امشب نمیخوابد.
ای ماه پاره همچون ستارهباشی به بالا کامشب نخسپی
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا، همچون ستارهای در آسمان بدرخش. امشب هیچگاه از یاد نروم.
از حسن رویت و از لطف مویتخواهد ثریا کامشب نخسپی
هوش مصنوعی: امشب زیبایی صورتت و لطافت مویت باعث میشود که ثریا (گویی) خوابش نبرد.
چون دید ما را مست تو یارانالید سرنا کامشب نخسپی
هوش مصنوعی: وقتی که تو ما را در حال مستی دیدی، جانا، سرنا به نوای خود نالید و امشب را جشن گرفت.
چون روز لالا دارد علالاکوری لالا کامشب نخسپی
هوش مصنوعی: چون شب استراحت و آرامش دارد، مانند خواب کودکانه، امشب دیگر بیدار نمیشوم.
در جمع مستان با زیردستانبگریست صهبا کامشب نخسپی
هوش مصنوعی: در جمع دوستان خوشمرام، آنقدر احساساتی شد که به خاطر آنها اشک ریخت. امشب نیز با لذت و شادابی به سر میبرم.
قومی ز خویشان گشته پریشانبهر تو تنها کامشب نخسپی
هوش مصنوعی: گروهی از نزدیکان و آشنایان به خاطر تو امشب به شدت نگران و آشفتهاند و نمیتوانند آرامش داشته باشند.