غزل شمارهٔ ۳۱۳۷
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و محبت نسبت به معشوق اشاره دارد. شاعر به معشوق خود میگوید که او نه تنها سلطان زندگیاش است، بلکه منبع ایمان و روح او نیز به حساب میآید. او تأکید میکند که بدون وجود معشوق، زندگی برایش بیمعناست. معشوق در نظر او همهچیز است؛ از غذا و آب گرفته تا زیبایی و نعمتهای زندگی. شاعر به نوعی در وصف عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید و از او میخواهد که درباره این عشق و ارتباط عمیق توضیح بدهد.
سلطان منی سلطان منیو اندر دل و جان ایمان منی
هوش مصنوعی: تو برای من مانند یک پادشاه هستی و همه وجودم و قلبم مملو از ایمان به توست.
در من بدمی من زنده شومیک جان چه بود صد جان منی
اگر نفس مسيحايي خودت را در من بدمي، من زنده مي شوم. يک جان که چيزي نيست، براي من صد جان عزيز هستي.
نان بیتو مرا زهرست نه نانهم آب منی هم نان منی
هوش مصنوعی: زندگی بدون تو برای من زهرآگین است. تو هم آب هستی و هم نان.
زهر از تو مرا پازهر شودقند و شکر ارزان منی
هوش مصنوعی: زهر تو باعث میشود که زندگیام شیرین و لطیف شود، همچون قند و شکر در حالی که خودت ممکن است تلخ به نظر بیایی.
باغ و چمن و فردوس منیسرو و سمن خندان منی
هوش مصنوعی: تو باغ و چمن و بهشت من هستی، و تویی که مانند سرو و سمن لبخند میزنی.
هم شاه منی هم ماه منیهم لعل منی هم کان منی
هوش مصنوعی: تو هم پادشاه منی، هم معشوق منی، هم گوهر منی و هم سر و سامان منی.
خاموش شدم شرحش تو بگوزیرا به سخن برهان منی
هوش مصنوعی: من سکوت کردهام و تو توضیح بده، چرا که تو خود دلیلی بر سخن گفتن من هستی.