غزل شمارهٔ ۳۱۳۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره رابطهای عاشقانه و نیاز به عشق و توجه طرف مقابل است. شاعر از معشوق میخواهد که موجب ناراحتی و غم او نشود و در عوض، به او محبت کند. او همچنین اشاره میکند که معشوق میتواند روی احساسات او تأثیر بگذارد و از او میخواهد که کینه و درد را از دلش دور کند. شاعر به نمادهایی چون رنگرزی و زین اشاره میکند تا بر اهمیت زیبایی و لطافت در این رابطه تأکید کند. در پایان، او خواستار سکوت و آرامش است تا احساسات درونیاش به بهترین شکل بیان شود.
آن به که مرا تمکین نکنیتا همچو خودم گرگین نکنی
هوش مصنوعی: بهتر است که اجازه ندهی مرا تحت فشار قرار دهی، تا مانند خودت و مثل یک گرگ خشمگین نشوم.
بر روی منه تو دست مراتا مست مرا غمگین نکنی
هوش مصنوعی: دست مرا بگیر تا از احوال ناخوشایند و غمهای دل دور بمانم و شاد باشم.
تو رنگرزی، تو نیلپزیهان کینه را، زنگین نکنی
هوش مصنوعی: تو هنرمندی و در کار رنگ آمیزی مهارت داری، پس حرص و کینه را به رنگ های زشت و تیره تبدیل نکن.
ای خواجه، بهل، فتراک مراتا خنگ مرا بیزین نکنی
هوش مصنوعی: ای آقا، کمی صبر کن و عصبانی نشو تا من بتوانم به خوبی و بدون دلهره کارم را انجام دهم.
از دور ترک زانو بزنیزانوی مرا بالین نکنی
هوش مصنوعی: از دور اگر به زانو بیفتی، دیگر سرم را برaste بخشید.
تو هرچه کنی داعی تومهرچند که تو آمین نکنی
هوش مصنوعی: هر کاری که بکنی، من همیشه به تو دعوت میشوم، حتی اگر تو موافقت نکنید.
دل را بروم، ملک تو کنمتا تو دل خود پرکین نکنی
هوش مصنوعی: دل را رها میکنم و آن را برای تو تبدیل به سرزمین تو میکنم، تا تو دیگر دل خود را آزار ندهی.
رخساره کنم وقف قدمتتا تو رخ خود پرچین نکنی
هوش مصنوعی: من زیباییام را وقف تو میکنم تا تو زیبایی خود را از دست ندهی.
خاموش کنم، طبلک نزنمتا از دل و جان تحسین نکنی
هوش مصنوعی: نمیخواهم کاری بکنم یا صدایی تولید کنم تا تو از عمق وجودت ستایش نکنید.