غزل شمارهٔ ۳۱۸۸
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و جنون معشوق میپردازد. شاعر از حال و روز خود به خاطر عشق میگوید و بیان میکند که در عشق به جای آرامش، دچار جنون شده است. او به اطرافیان اشاره میکند که در پی دنیای مادی هستند، در حالی که او به عشق حقیقی رسیده، که او را دچار زبونی و وابستگی کرده است. شاعر بر این باور است که اگر عشق در دلش آرام بگیرد، دیگر نمیتواند به دنیای بیرون نگاه کند. او همچنین به خود میگوید که نفس ملامتگرش باید خاموش شود، چرا که عشق و بیقراری ناشی از آن او را دچار ضلالت کرده است. در آخر، نامی از "شمس الدین" و از سفر به تبریز و دعوت به پیوستن به او میآورد، که نشان از اهمیت عشق در زندگیاش دارد.
ادر کاسی و دعنی عن فنونیجننت فلا تحدث من جنونی
هوش مصنوعی: اگر در حال قرعهکشی هستی، مرا از فنون و مهارتهایم دور کن، زیرا دیوانه شدهام و از جنونم چیزی نگو.
نه چون ماندست ما را، نی چگونهندانم تو دلاراما که چونی
هوش مصنوعی: من نمیدانم تو چطور هستی و چه احساسی داری، اما وضعیت ما به گونهای نیست که بشود به آسانی دربارهاش صحبت کرد.
رایت الناس للدنیا زبوناو ذقت العشق فالدنیا زبونی
هوش مصنوعی: آدمها دنیا را به عنوان یک کالا و فرصت میشناسند، اما من که طعم عشق را چشیدم، میدانم که دنیا فقط یک نوع وابستگی است.
مترس از خصم و تو فارغ همی باشکه عاشق هست آن بحر فزونی
هوش مصنوعی: نگران دشمن نباش و خیالت راحت باشد، چونکه آن عشق بزرگ چنانقدر زیاد است که تو را نجات میدهد.
فما للخلق یا صاحی ظهوریو ما للخلق یا صاحی کمونی
هوش مصنوعی: پس برای خلق چه جای بروز و ظهور من است و چه ارتباطی بین من و خلق وجود دارد؟
اگر عشقم درون آرام گیردکجا بینندم این خلق برونی
هوش مصنوعی: اگر عشق من در دل آرام شود، دیگر چگونه میتوانم این افراد بیرونی را ببینم؟
و مادام الهوی تغلی فؤادیفلا تطمع قراری أو سکونی
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق در دل من غلیان دارد، امید نداشته باش که من آرام بگیرم یا ساکت شوم.
ایا نفس ملامت گر، خمش کنکه هم تو در ضلالت رهنمونی
هوش مصنوعی: ای نفسِ ملامتگر، سکوت کن؛ زیرا با ندا دادن خود، تو نیز در گمراهی به سر میبری و مرا هدایت میکنی.
ضلال العشق یا صاحی حلالیخراب العشق یا صاحی حصونی
هوش مصنوعی: ای عاشق، در این عشق گمراهی وجود دارد، و ای نوشنده، عشق میتواند ویران کننده باشد و همچنین میتواند دژ و پناهگاه انسان باشد.
زهی کشتی شاهانه که عشق استکه رانندش درین دریایی خونی
هوش مصنوعی: عشق همچون یک کشتی سلطنتی است که در این دریای پر از خون، یک ناخدای ماهر آن را به جلو میبرد.
فتبریز و شمسالدین قصدیأنادیهم، خذونی أو صلونی
هوش مصنوعی: از فتبریز و شمسالدین درخواست میکنم که مرا به مقصدم برسانند و کمکم کنند.