غزل شمارهٔ ۳۲۰۴
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به معانی عمیق و فلسفی اشاره میکند. شاعر در آن از مقام بالای انسانی و روحانی سخن میگوید و به بحث عشق و عرفان میپردازد. او به مفهوم وجود و غیبت، سروری و پایداری اشاره دارد و از نگریستن به حق و حقیقت سخن میگوید. شاعر در این شعر به تلاش برای درک عمیقتر زندگی و وجود نیز پرداخته و از انسانی که از دنیا و مادیات فاصله میگیرد، یاد میکند. اشعار به نوعی توصیه به صبر و انتظار در راه رسیدن به حقیقت دارند و در نهایت به اهمیت عشق و بیداری روحی اشاره میکنند.
یا ملک المبعث والمحشرلیس سوی صدرک من مصدر
هوش مصنوعی: ای پادشاه روز قیامت و جمعآوری مردم، غیر از سینهات که سرچشمهای زلال و پاک است، هیچ منبعی وجود ندارد.
سر نبری ای سر، اگر سر بریآن ز خری دان که تو سر واخری
هوش مصنوعی: هرگز خود را از پای نیانداز، زیرا اگر خود را بر زمین بزنی، بدان که تو در نهایت چیزی بیشتر از یک حیوان بیسر خواهی بود.
مقلة عینی لک یا ناظرینظرة قلبی لک یا منظری
هوش مصنوعی: ای چشمی که به من نگاه میکنی، یا نگاهی که از دل به تو دارم، یا منظرهای که برای تو میبینم.
همچو پری، باش ز خلقان نهانبر نپری تا نشنوی چون پری
هوش مصنوعی: پری مانند باش و از چشم مردم دور بمان، تا صدای پری را نشنوی.
غاب فؤادی لم غیبتهبعد حضوری لک، یا محضری
هوش مصنوعی: دل من در غیبت تو همچون گلی پژمرده است، ای کسی که همیشه در حضور توام.
بر سر خشکی چو ثقیلان مرانبرتر از آنی که روی برتری
هوش مصنوعی: اگر بر روی خشکی بایستی، مانند افرادی نرمي کن که نمیتوانند از جایی بروند، تو بالاتر از آنی که تنها برتریات را به رخ بکشی.
منزلناالعرش و ما فوقهعمرک یا نفس قمی، سافری
هوش مصنوعی: ای نفس قمی، خانه ما عرش و بالاتر از آن است، بنابراین سفر کن.
جمله چو دردند به پایان خمسرور از آنی تو، که تو سروری
هوش مصنوعی: همه چیز به پایان میرسد و تب و دردها به سرانجام میرسند، اما خوشی و شادی تو پایانی ندارد، زیرا تو سرآمد و برتر از همهای.
قلت الا بدلنا سلمااسلمک الصبر قفی واصبری
هوش مصنوعی: من چیزی جز این نمیگویم که صبر را به عنوان راهی برای آرامش انتخاب کن و صبر کن.
چند پس پرده و از در برونبر در این پرده، اگر بر دری
هوش مصنوعی: چندین چیز پنهان و در دل خود دارم و اگر بر در این رازهای پنهان بزنم، ممکن است که کسی متوجه شود.
قالت هل صبری الا بههل عقدالبیع بلا مشتری
هوش مصنوعی: او گفت: آیا میتوانم صبری داشته باشم بیآنکه معاملهای انجام شود بدون خریدار؟
می مفروش از جهت حرص زرجوهر می خود بنماید زری
هوش مصنوعی: مشروب را به خاطر طمع و حرص به طلا نمیفروشند، زیرا خود آن نوشیدنی، جواهر واقعی را به نمایش میگذارد که بهتر از زر است.
اذ حضرالراح فما فاتناافتح عینیک به وابصری
هوش مصنوعی: وقتی فرصت به سراغت میآید، آن را از دست نده. چشمانت را باز کن و واقعیت را ببین.
می بفروشی، چه خری؟! جز که غمدین بفروشی چه بری؟! کافری
هوش مصنوعی: میفروشی، چه چیزی میفروشی؟ آیا جز غم و اندوه دین چیزی به فروش میرسد؟ این کار بیباوری است.
قر بهالعین کلی واشربیقد قربامنزل فاستبشری
هوش مصنوعی: بیا و با نور چشمانت به من بنگر و از این منزلت لذت ببر، چرا که این راه برای تو خوشبختی و شادی به ارمغان خواهد آورد.
وصلت فانی ننماید بقازن نشود حامله از سعتری
هوش مصنوعی: وصال و نزدیکی به حقیقت، ناپایدار و موقتی است، همانطور که زن از شکم بزرگ نمیتواند باردار شود و استمرار آن را به راحتی تجربه کند.