غزل شمارهٔ ۳۲۰۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف عشق و longing (عطا) خود میپردازد. او به "روزن" اشاره میکند که نماد ارتباط با معشوق و یار اوست. شاعر از عمر و زمان میگوید و خواستهاش را برای نزدیک شدن به محبوب ابراز میکند. او به کنایه از بیفایده بودن زندگی بدون یار میگوید و اینکه هیچ چیز به جز معشوق نمیتواند ارزش کارش را بالا ببرد. در ادامه، شاعر به احساساتش در مواجهه با مشکلات و مصائب و ناتوانی در دوری از محبوب اشاره میکند. در نهایت، او تأکید میکند که حتی اگر دنیا را به دست آورد، بدون وجود محبوب، فقیر و ناتوان است.
روزن دل! آه چه خوش روزنییا تو مگر روزن یار منی
هوش مصنوعی: روزنه دل! آه چقدر زیبا و خوشنما هستی، آیا تو همان روزنهای نیستی که به خاطر یارم به وجود آمدهای؟
عمرک یا نخلة هل تأذنینحو جنی غصنک کی نجتنی
هوش مصنوعی: ای عمر، ای درخت خرما، آیا اجازه میدهی به سوی میوههای تو بروم تا تو را به دست آورم؟
روزن آن خانه اگر نیستیپس تو ز چه روی چنین روشنی
هوش مصنوعی: اگر در آن خانه نیستی، پس چرا چنین نور و روشنی را به نمایش میگذاری؟
کل سراج حدث ینطفیغیرک یا اصلی یا معدنی
هوش مصنوعی: هر چراغی روزی خاموش میشود، جز تو ای اصل و ماهیت واقعی.
هرچه کند چرخ مطوق بودجز تو که بنیاد بقا میکنی
هوش مصنوعی: هر آنچه در دنیا اتفاق میافتد و تغییر میکند، قانون و قضا و قدر است؛ اما تو کسی هستی که اصل و ریشهٔ جاودانگی و ماندگاری را به وجود میآوری.
اتخذ الحرص هنا مسکنادونک یا نفس فلا تسکنی
هوش مصنوعی: ای نفس، حرص و طمع را در خود جای نده و به آن وابسته مشو.
دانهٔ دامست، چرا میخوری؟!آهن سردست، چرا میزنی؟!
هوش مصنوعی: چرا غذایی را که در دام است میخوری؟ چرا به چیزی که سرد و بیحالت است ضربه میزنی؟
شربة اهوائک مسمومةحیلة اعدائک فیالمکمن
هوش مصنوعی: نوشیدنی خواستههایت تو را مسموم میکند و ترفندهای دشمنان در کمیناند.
سخته کمانیست، پس این کمینبر پر! چون تیر، چرا ایمنی؟!
هوش مصنوعی: سختی و ناپایداری دنیا مانند کمان است که بر روی پر عادت کرده، بر اثر فشار تیر میتواند به سمت خطر برود. از این رو، در چنین وضعیتی، چرا باید احساس امنیت کنیم؟
قد نفد العمر وضاقالمدیخذ بیدالهالک یا محسنی
هوش مصنوعی: زندگی به پایان رسیده و زمان به تنگی افتاده است، ای نیکوکار، دست کسی که در حال هلاکت است را بگیر.
گر دو جهان ملک شود مرمرابیتو گدایم، نشوم من غنی
هوش مصنوعی: اگر همهی دنیا و مملکتها به من تعلق پیدا کنند، با این حال بدون تو من خود را فقیر میبینم و غنی نمیشوم.
غیر سنا وجهک لا نشتهیای وسوی عشقک لا نقتنی
هوش مصنوعی: غیر از نور چهرهات هیچ چیز دیگری را نمیخواهم و به جز عشق تو هیچ چیزی برایم ارزش ندارد.