غزل شمارهٔ ۳۲۲۰
هوش مصنوعی: این شعر با احساس عمیق عشق و شوق سروده شده است. شاعر از محبوبش میخواهد که با او در آتش عشق بسوزد و لحظاتی سرشار از اشتیاق و دلتنگی را سپری کنند. او به بیان تجارب عاشقانهاش در شبها و مجالس شادابی میپردازد و به دیگران توصیه میکند که از خواب و فرار بپرهیزند، زیرا عشق و وصال مانند سیلابی جاری است که همه چیز را تسخیر میکند. شاعر در انتها به تجلی الهی اشاره میکند و میگوید که خود را در این آتش عشق مشاهده میکند.
لا قیالفراش نارا کن هکذا حبیبیفی النار قد تواری کن هکذا حبیبی
هوش مصنوعی: مرا در آتش عشق مانند پروانه بسوزان، زیرا محبوبم در آتش پنهان شده است.
ذاق القراش ذوقا والشمع ذاب شوقاوالدمع منه سارا کن هکذا حبیبی
هوش مصنوعی: قبیله قریش طعم عشق را چشیدند و شمع از شوق ذوب شد و اشکها از او جاری گشت، ای محبوب من، چنین باید باشد.
فی العشق مذرجعتا باللیل ما هجعنافی مجلس السکاری کن هکذا حبیبی
هوش مصنوعی: در عشق، ما شبها بیدار ماندیم و نتوانستیم بخوابیم، مانند لحظات شاداب و نشئهوار در کنار محبوبم.
العاشقون قاموا، ذااللیل لاتناموالا تنفروا فرارا کن هکذا حبیبی
هوش مصنوعی: عاشقان بپا خیزند، در این شب خواب نکنید، فرار نکنید چون چنین است محبوب من.
الوصل سال سیلا مجنون صار لیلیلیل غدا نهارا کن هکذا حبیبی
هوش مصنوعی: وصل به من مثل سیل است، مجنون که لیلی را در آغوش میگیرد، شب را روز میکند. همینطور، جانان من نیز با محبتش زندگیام را دگرگون کرده است.
الشمس فی ضحاها و القلب قد یراهاوالعقل فیه حارا کن هکذا حبیبی
هوش مصنوعی: خورشید در اوج تابش خود است و دل آن را میبیند، و عقل در آن سرگردان است، چنین است ای محبوب من.
من الکلیم دلا و لرب قد تجلیانی آنست نارا کن هکذا حبیبی
هوش مصنوعی: ای دل! از سرودههای موسی بیاموز که پروردگار در جلوهای عظیم خود، چنانکه من این آتش را میبینم، در دل من نیز آشکار شده است. این آتش، نشان از عشق و وصال محبوب است.