بیست و هفتم
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوق خود درخواست میکند که دردها و مشکلات او را برطرف کند و به او امید و روشنایی بدهد. او به خاطر غم و اندوهی که احساس میکند، نگران است و از معشوق میخواهد که رحمت و بخشش خود را شامل حال او کند. شاعر از حالاتی که به خاطر فقدان معشوق و غم جدایی به وجود آمده، صحبت میکند و میخواهد که دردش تخفیف یابد. او همچنین به زیباییهای عشق و شادیهای ناشی از وصال اشاره میکند و از معشوق میخواهد که در این مورد به او یاری رساند. در نهایت، او به دنبال جایی برای آرامش و امید است و میخواهد از زخمهای دلش کاسته شود.
ای درد دهندهام دوا دهتاریک مکن جهان، ضیا ده
هوش مصنوعی: ای کسی که به من درد میدهی، درمانم کن. جهان را تاریک مگذار، بلکه روشنی بده.
درد تو دواست و دل ضریرستآن چشم ضریر را صفا ده
هوش مصنوعی: درد تو درمانی است و دل بینور، باید به آن چشم بینور روشنی ببخشی.
نومید همی شود بهر غمنومید شونده را رجا ده
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر غم و اندوه ناامید شود، به او امید بدهید.
هر دیده که بهر تو بگریدکحلش کش و نور مصطفی ده
هوش مصنوعی: هر چشمی که به خاطر تو اشک بریزد، سرمهاش را بکش و نور محمد (ص) را به او ببخش.
شکرش ده، وانگهیش نعمتصبرش ده، وانگهش بلا ده
هوش مصنوعی: او را سپاسگذار باش، بعد از آن به او نعمت صبر عطا کن، و پس از آن بلا را به او بده.
گر جان ز جهان وفا ندارداز رحمت خویششان وفا ده
هوش مصنوعی: اگر جان از جهان وفاداری ندارد، پس او را از رحمت خود وفاداری عطا کن.
خوی تو خوش است، هم خوشی بخشکار تو عطاست، هم عطا ده
هوش مصنوعی: خوی تو زیباست و خوشحالی تو از لطفی است که هم به خودت برمیگردد و هم به دیگران.
آن نی که دم تو خورد روزیبازش ز دم خوشت نواده
هوش مصنوعی: آن نی که روزی از تو صدایی میگرفت، روزی به خاطر صدای خوب تو دوباره به زندگی میآید.
این قفل تو کردهٔ برین دلبفرست کلید و دلگشا ده
هوش مصنوعی: این قلب من قفل شده است، لطفاً کلید و راهی برای گشایش آن بفرست.
کس طاقت خشم تو ندارداین خشم ببر عوض رضا ده
هوش مصنوعی: هیچکس توان تحمل خشم تو را ندارد، پس به جای آنکه خشمگین شوی، بهتر است رضایت بدهی.
غم منکر بس نکیر آمدزومان بستان به آشنا ده
هوش مصنوعی: غم من به اندازهای زیاد شده که به شدت آزاردهنده است. ای دوستان نزدیک، این درد را از من بگیرید.
رحم آر برین فغان و تشنیعورنه کنمش قرین ترجیع
هوش مصنوعی: به من رحم کن و به این ناله و سرزنش کاری مکن، وگرنه او را به حال خود رها خواهم کرد تا برای همیشه تکرار شود.
چون باخبری ز هر فغانیزین حالت آتشین، امانی
هوش مصنوعی: زمانی که از هر فریاد و صدای حزین مطلع باشی، در این وضعیت آتشین، تو را به آرامش دعوت میکنند.
مهمان من آمدست اندوهخون ریز و درشت میهمانی
هوش مصنوعی: مهمان من با حالتی سنگین و اندوه بار در اینجا حضور دارد و جو سنگینی بر فضای مهمانی حاکم است.
یک لقمه کند هزار جان راکی داو، دهد به نیم جانی
هوش مصنوعی: یک لقمه میتواند جانهای زیادی را nourished کند، اما فقط به کسی که ارزشش را داشته باشد، داده میشود.
هر سیلی او چو ذوالفقاریهر نکتهٔ او یکی سنانی
هوش مصنوعی: هر سیلی که او (به کسی) میزند مانند ضربهٔ ذوالفقار (شمشیر علی) اثرگذار و قوی است و هر نکتهای که او میگوید، همانند سنان (نکتهای عمیق و حکیمانه) اهمیت و عمق خاصی دارد.
زو تلخ شده دهان دریاچون تلخ شد آنچنان دهانی؟!
هوش مصنوعی: دریا که به تلخی دچار شده، چگونه میتواند از آن دهانی تلخ برآورد؟
دریاچه بود؟! که از نهیبشپوشید کبود، آسمانی
هوش مصنوعی: آیا دریاچهای وجود داشت؟! که با فریادش آسمان را به رنگ آبی درآورد.
ماییم سرشتهٔ نوازشپروردهٔ نازنین جهانی
هوش مصنوعی: ما هستیم که از لطافت و محبت پرورده شدهایم و وجود ما در دل زیباییهای جهان شکل گرفته است.
خو کرده به سلسبیل و تسنیمبا ساقی چون شکرستانی
هوش مصنوعی: شخصی که به نوشیدنی های شیرین و خوشمزه عادت کرده، با ساقی مانند کسی است که در سرزمینی با طعم شیرین و لذت بخش زندگی میکند.
با جمع شکر لبان رقاصهر لحظه عروسیی و خوانی
هوش مصنوعی: هر لحظه میرقصند و شادی میکنند، چرا که با خوشحالی و محبت در کنار هم جمع شدهاند و شادی را جشن میگیرند.
این عیش و طرب دریغ باشدکاشفته شود به امتحانی
هوش مصنوعی: این شادی و خوشی، افسوس که با آزمون و آزمایش از بین میرود.
حیفست که مجلس لطیفانناخوش شود از چنین گرانی
هوش مصنوعی: نباید مجلس خوش و باصفای افراد خوشذوق به خاطر سنگینی بار مشکلات و ناگواریها خراب شود.
ترجیع سوم رسید یاراهم بر سر عیش آر ما را
هوش مصنوعی: دوست عزیز، اکنون وقت آن است که با شادی و خوشی به ما بپیوندی و لحظات خوشی را با هم سپری کنیم.
در چاه فتاد دل، برآرشبیچاره و منتظر مدارش
هوش مصنوعی: دل در چاه افتاده و بیچاره است، بنابراین نباید منتظر او بمانید.
ور وعده دهیش تا به فرداامروز بسوزد این شرارش
هوش مصنوعی: اگر به من وعدهای بدهی که تا فردا برسانی، امروز باید با آتش این انتظار بسوزم.
بخشای برین اسیر هجرانبر جان ضعیف بیقرارش
هوش مصنوعی: ای پروردگار، به این فرد ناتوانی که در غم دوری و جدایی به سر میبرد، رحم کن و او را مورد لطف و بخشش خود قرار ده.
هرچند که ظالمست و مجرممظلوم و شکسته دل شمارش
هوش مصنوعی: با وجود اینکه بدی و گناهی از او سر زده، اما باید او را به عنوان فردی مورد ظلم و آسیب دیده در نظر بگیری.
گشتست چو لاله غرقهٔ خونگشتست چو زعفران عذارش
هوش مصنوعی: چشمها به شدت پر از اشک و اندوه است، مانند لالهای که در خون غرق شده است. حالت چهرهاش شبیه زعفران است که زیبایی خاصی دارد.
خواهد که به پیش تو بمیرداینست همیشه کسب و کارش
هوش مصنوعی: این شخص آرزو دارد که همیشه در کنار تو باشد و حتی اگر برایش لازم باشد، جان خود را فدای تو کند. زندگی او به این ارتباط بستگی دارد و همواره به خاطر تو تلاش میکند.
یاری دگری کجا پسنددآن را که خدا بدست یارش؟
کسی که خدا یارش «بوده است» (بُدست)
آن را که بخواندهٔ تو روزیمسپار بدست روزگارش
هوش مصنوعی: هرگز کارهای خود را به تقدیر و سرنوشت نسپار، زیرا ممکن است به بدی تمام شود.
هرچند به زیر کوه غم مانداندیشهٔ تست یار غارش
هوش مصنوعی: اگرچه در زیر بار سنگین غم به فکر تو هستم، اما یار و دوست تو در کنار من است.
امسال چو ماه میگدازدمیآید یاد وصل پارش
هوش مصنوعی: امسال، وقتی که انگور در حال رسیدن بهتلخی است، یادآوری میشود که وصال معشوق چقدر شیرین و دلنشین بوده است.
راهی بگشا درین بیابانماهی بنما درین غبارش
هوش مصنوعی: در این بیابان وسیع، راهی را باز کن تا ماهی را در این اوضاع غبارآلود نشان دهی.
گر شرح کنم تمام پیغاممیمانم از شراب و از جام
هوش مصنوعی: اگر بخواهم تمام پیامم را توضیح دهم، از شراب و جام به دور میافتم و نمیتوانم از آنها لذت ببرم.