بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه
هوش مصنوعی: پس از آن، فردی بلند شد و تصمیم گرفت تا شاه را از ماجرا آگاه کند. او پیشنهاد کرد که باید مردی را که به این مشکل مربوط است، حاضر کنند. او همچنین پیشنهاد داد که زرگر را از شهر دور بخوانند و با طلا و امکانات او را مغرور کنند.
بعد از آن برخاست و عزم شاه کردشاه را زان شمّهای آگاه کرد
پس از یافتن علت بیماری بلند شد و به سراغ شاه رفت و از راه درمان فقط بخشی را به شاه گفت
گفت تدبیر آن بوَد کان مرد راحاضر آریم از پی این درد را
راحل این است که این مرد را برای این کنیز دردمند بیاوریم
مرد زرگر را بخوان زان شهر دوربا زر و خلعت بده او را غرور
هوش مصنوعی: مرد طلا فروش را از آن شهر دور بخوان و به او طلا و پوشاکی بده تا به او افتخار و غرور بدهی.