بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر را
هوش مصنوعی: در این متن شاعر به بررسی وضعیت انسانها و روحهای آنها میپردازد. او به تشبیه انسانها به پرندگان حریصی اشاره میکند که در دامها گرفتار شدهاند و از مکر موشها بیخبرند. شاعر نگران این است که اعمال خوب انسانها مثل گندم در انباری قرار دارد که بهدلیل دزدیها از بین میرود. او از خداوند میخواهد که انسانها را از دامها آزاد کند و با عنایتش از دزدیها حفظ کند.
شاعر همچنین به بیخبری انسانها از امور دنیوی و چگونگی تأثیر خواب و غفلت بر روح و جسمشان اشاره دارد. او وضعیت عارفان را توصیف میکند که از دنیای مادی غافلند و در مسیری دیگر حرکت میکنند. در نهایت، او به امید نجات و حفظ انسانها از مشکلات و طوفانهای زندگی اشاره میکند و از خدا میخواهد که آنها را مانند اهل کهف یا کشتی نوح حفظ کند.
دل بدو دادند ترسایان تمامخود چه باشد قوّت تقلیدِ عام
مسیحیان همه دل به او سپردند؛ قدرت تقلید مردمِ عامی همینقدر است که هرچه ببینند، همان را میپذیرند.
در درون سینه مِهرش کاشتندنایبِ عیسیش میپنداشتند
محبت او را در دلشان نشاندند و گمان کردند جانشین عیسی است.
او به سِر دجّال یک چشم لعینای خدا فریاد رَس نِعْمَ المُعین
اما او در باطن مانند دجّالِ یکچشم و پلید بود.
خدایا، تو فریادرس و یاریدهندهای.
صد هزاران دام و دانهست ای خداما چو مرغانِ حریص بینوا
ای خدا، هزاران دام و فریب در دنیا هست و ما مثل پرندگان حریص و بیپناهیم.
دم به دم ما بستهٔ دام نویمهر یکی گر باز و سیمرغی شویم
هر لحظه گرفتار دام تازهای میشویم، حتی اگر مثل باز یا سیمرغ قوی باشیم.
میرهانی هر دمی ما را و بازسوی دامی میرویم ای بینیاز
تو هر لحظه ما را نجات میدهی، اما ما دوباره بهسوی دام دیگری میرویم.
ما درین انبار گندم میکنیمگندم جمع آمده گُم میکنیم
ما در انبار خود گندم جمع میکنیم و گندم های جمع کرده را گم میکنیم
مینیندیشیم آخر ما به هوشکین خلل در گندمست از مکر موش
ما توجه نمیکنیم که این نقص از حیلهٔ موشی است که در انبار ماست. موش = نفس، غرور، ریا، خودخواهی، وسوسه
موش تا انبارِ ما حفره زدستوز فَنَش انبار ما ویران شدست
هوش مصنوعی: موش به انبار ما راهی پیدا کرده و با کارهایش، انبار ما را خراب کرده است.
اوّل ای جان دفع شَرِّ موش کنوانگهان در جمع گندم، جوش کن
اول باید شرّ نفس را دفع کرد، بعد به جمعکردن اعمال نیک پرداخت.
بشنو از اخبار آن صدر الصّدورلا صَلوةَ تَمَّ اِلّا بِالحُضور
هوش مصنوعی: به شنیدن اخبار آن بزرگ مقام بپرداز، زیرا هیچ نمازی کامل نمیشود مگر با حضور قلب.
گر نه موشی دزد، در انبار ماستگندم اعمالِ چل ساله کجاست؟
هوش مصنوعی: اگر دزدی در انبار ما نباشد، پس نتیجهٔ اعمال سی سالهمان کجا رفته است؟
ریزهریزه صدقِ هر روزه چِراجمع میناید درین انبار ما؟
چرا ما هر روز کارهای خیر کوچک و جزئی انجام میدیم ولی اینا در انبار ما جمع نمیشود؟
بس ستارهٔ آتش از آهن جهیدوان دل سوزیده پذرفت و کشید
برای مثال ، بر اثر برخورد سنگ چخماق ، شراره های بسیاری پدید می آید و دل سوخته ما آن شراره ها را به سوی خود جذب می کند و روشن می شود .– آثار اعمال صالحه و افکار فاضله در آغاز به صورت شراره و جرقه بر باطن آدمی جهیده شود و بر اثر تکرار آن و ثبات و صفای نیت ، تدریجا قوت گیرد و به صور شعله رخشان عشق و ایمان درآید ولی اگر نفس اماره وارد عمل شود نمی گذارد آن شراره به شعله عشق و ایمان و ملکه راسخه در آید
لیک در ظلمت یکی دزدی نهانمینهد انگشت بر استارگان
ولی یکی در تاریکی، دزدی مخفیانه انگشتش را بر جرقه ها میگذارد. [تا آتشی صورت نگیره]
میکُشد استارگان را یک به یکتا که نفروزد چراغی از فلک
هوش مصنوعی: هر ستاره یکی یکی از بین میرود تا اینکه چراغی از آسمان نپدید نشود.
گر هزاران دام باشد در قَدمچون تو با مایی نباشد هیچ غم
هوش مصنوعی: هرچند که هزاران دام و کژراهه در سر راه باشد، اگر تو در کنارم باشی نگران هیچ چیز نخواهم بود.
چون عنایاتت بود با ما مقیمکی بود بیمی از آن دزد لئیم
هوش مصنوعی: وقتی که لطف و محبت تو همیشه با ماست، دیگر از آن دزد بیخود ترسی نداریم.
هر شبی از دام تن ارواح رامیرهانی میکَنی الواح را
هوش مصنوعی: هر شب، تو ارواح را از بند جسم آزاد میکنی و به نوعی نوشتهها و آثار را نیز احیا میکنی.
میرهند ارواح هر شب زین قفسفارغان نه حاکم و محکومِ کَس
هوش مصنوعی: هر شب، ارواح آزاد از این قفس میروند، در حالی که نه حاکمی وجود دارد و نه محکومی.
شب ز زندان بیخبر زندانیانشب ز دولت بیخبر سُلطانیان
هوش مصنوعی: در شب، زندانیان از زندان خود بیخبرند و در همین حال، سلطانها هم از حکومت و قدرت خود اطلاعی ندارند.
نه غم و اندیشهٔ سود و زیاننه خیالِ این فلان و آن فلان
هوش مصنوعی: خوشحالی و آرامش را در زندگی پیدا کن و به ضرر و فایدههای مادی فکر نکن. به دیگران و مقایسهها اهمیت نده و در پی خیالپردازیهای بیهوده نباش.
حالِ عارف این بود بیخواب هَمگفت ایزد «هُمْ رُقودًٌ» زین مَرَم
هوش مصنوعی: عارف در حالتی است که بیخواب است و به خداوند میگوید که آرامش و سکون را از این معما به او عطا کند.
خفته از احوال دنیا روز و شبچون قلم در پنجهٔ تقلیبِ رَب
هوش مصنوعی: انسانی که در خواب و بیخبری از دنیای خود است، مانند قلمی است که در دست شخصی دیگر قرار دارد و هر طور که او بخواهد، تحت تأثیر و تغییر قرار میگیرد.
آنک او پنجه نبیند در رقمفِعل پندارد به جنبش از قلم
هوش مصنوعی: او نمیتواند به جریان کارها و سرنوشت خود تسلط داشته باشد و فکر میکند که میتواند با نوشتن یا تصمیمگیری، سرنوشتش را تغییر دهد.
شمّهای زین حالِ عارف وانمودعقل را هم خوابِ حِسّی در ربود
هوش مصنوعی: عارف نگاهی از درون خود به ما نشان میدهد که عقل را نیز در حالتی از خواب و غفلت فرو میبرد.
رَفته در صحرای بیچون جانشانروحشان آسوده و ابدانشان
هوش مصنوعی: در بیابان بینهایت، جانها آرام و دلها راحتاند و جسمها در آسایش به سر میبرند.
وز صفیری باز دام اندر کشیجمله را در داد و در داوَر کشی
هوش مصنوعی: اگر از نی به سیاهی بگویی، همه را در دام خودت بگرفتی و در قضاوت به آنجا خواهی کشید.
چونک نور صبحدم سَر بر زندکرکس زرّین گردون پر زند
هوش مصنوعی: زمانی که نور صبح برخیزد، پرندهای با بالهای طلایی در آسمان پرواز میکند.
فالق الاِصباح اسرافیلوارجمله را در صورت آرد زان دیار
هوش مصنوعی: بیدارکننده صبح، مانند اسرافیل، همه را از آن سرزمین با صورت و جلوهای تازه میآراید.
روحهای منبسط را تن کندهر تنی را باز آبستن کند
هوش مصنوعی: روحهای گسترده و آزاد در بدنها میتوانند تنها را در بر بگیرند و هر یک را آمادهی تولد یا پذیرش جدیدی کنند.
اسپِ جانها را کُند عاری ز زینسِرّ «اَلنَوْمُ اخُ المَوت»ست این
هوش مصنوعی: اسب جانها را از زین خالی میکند، زیرا سرنوشتی همچون خواب مرگ در انتظار است.
لیک بهر آنک روز آیند بازبر نهد بر پایشان بندِ دراز
هوش مصنوعی: اما برای کسانی که روزی دوباره بازگردند، پایشان را با زنجیرهایی طولانی میبندند.
تا که روزش واکشد زان مَرغزاروز چراگاه آردش در زیرِ بار
هوش مصنوعی: تا زمانی که خورشید از آن دشت سر بر آورد و او را در زیر باران به چراگاه بیاورد.
کاش چون اصحاب کهف این روح راحفظ کردی یا چو کشتی نوح را
هوش مصنوعی: ای کاش روح من را مانند یاران کهف حفظ میکردی یا همچون کشتی نوح که نجات داد.
تا ازین طوفانِ بیداری و هوشوا رهیدی این ضمیر و چشم و گوش
هوش مصنوعی: تا زمانی که از این طوفان بیداری و آگاهی رهایی یابی، این ذهن و چشم و گوش تو به درستی کار خواهند کرد.
ای بسی اصحابِ کهف اندر جهانپهلوی تو پیش تو هست این زمان
هوش مصنوعی: ای دوستانی که در زمان خواب و بیداری با هم هستید، در این دنیا افرادی مثل شما وجود دارند که در کنار شما هستند و به شما نزدیکند.
یار با او غار با او در سُرودمُهر بر چشمست و بر گوشت، چه سود؟
هوش مصنوعی: دوست و یار همیشه با اوست و در عشق و محبت، مهر بر چشمان او مینشیند و بر گوشش چه فایدهای دارد.