بخش ۱۱۷ - در بیان آنک جنبیدن هر کسی از آنجا کی ویست هر کس را از چنبرهٔ وجود خود بیند تابهٔ کبود آفتاب را کبود نماید و سرخ سرخ نماید چون تابهها از رنگها بیرون آید سپید شود از همه تابههای دیگر او راستگوتر باشد و امام باشد
هوش مصنوعی: در این متن، گفتگوهای احمد و اطرافیانش درباره فضیلت راستی و شناخت حقیقت صورت میگیرد. ابوجهل به احمد میگوید که او زشت است، اما احمد با آرامش پاسخ میدهد که او به حقیقت میگوید. صدیقش او را آفتاب مینامد و احمد بر اهمیت راستگویی و دوری از دنیاهای فانی تأکید میکند. او به فواید صبر در فقر و قناعت اشاره میکند و توضیح میدهد که در قناعت میتوان به نعمتها دست یافت. در ادامه، او میگوید که باید از دنیای مادی دوری کرد و به دنبال حقیقت بود. او همچنین به زیبایی و ارزشهای واقعی اشاره میکند و میفرماید که درک و حس صحیح از دنیا نیازمند آگاهی و بینش است. در نهایت، او تأکید میکند که در جستجوی حقیقت، نباید اجازه داد که ترس یا تضادها از پیشرفت بازدارند.
دید احمد را ابوجهل و بگفتزشت نقشی کز بنیهاشم شکفت
هوش مصنوعی: ابوجهل، که از دشمنان سرسخت پیامبر اکرم (ص) بود، وقتی احمد (نبی مکرم اسلام) را دید، با تحقیر و نفرت گفت: چه نازیبایید این نقش و حضور که از نسل بنیهاشم برآمده است.
گفت احمد مر ورا که راستیراست گفتی گرچه کار افزاستی
هوش مصنوعی: احمد به او گفت: تو به راستی حقیقت را بیان کردی، هرچند که این کار باعث افزایش مشکلات شده است.
دید صدیقش بگفت ای آفتابنی ز شرقی نی ز غربی خوش بتاب
هوش مصنوعی: دوست صدیق او گفت: ای آفتاب، تو نه از سمت شرق میآیی و نه از سمت غرب، پس با شادی و گرمی بتاب.
گفت احمد راست گفتی ای عزیزای رهیده تو ز دنیای نه چیز
هوش مصنوعی: احمد گفت که تو درست میگویی، ای عزیز، تو از دنیای بیارزش رهایی یافتهای.
حاضران گفتند ای صدر الوریراستگو گفتی دو ضدگو را چرا
هوش مصنوعی: حاضران گفتند: ای برترین انسانها، تو راست گفتی، اما چرا به دو نفر که مخالف هم هستند، پاسخ دادی؟
گفت من آیینهام مصقول دستترک و هندو در من آن بیند که هست
هوش مصنوعی: گفت من یک آیینهام که به خوبی صیقل خوردهام، دستهای ترک و هندو در من هر آنچه که هست را میبینند.
ای زن ار طماع میبینی مرازین تحری زنانه برتر آ
هوش مصنوعی: ای زن، اگر مرا به طمع میبینی، بدان که از این جذبه زنانه بالاتر هستم.
آن طمع را ماند و رحمت بودکو طمع آنجا که آن نعمت بود
هوش مصنوعی: اگر کسی در جستجوی نعمت و رحمت باشد، باید بداند که این امید و آرزو تنها در جایی تحقق مییابد که اصل نعمت وجود دارد.
امتحان کن فقر را روزی دو توتا به فقر اندر غنا بینی دوتو
هوش مصنوعی: فقر را هر روز دو بار امتحان کن تا بتوانی در فقر به غنای درون دست یابی.
صبر کن با فقر و بگذار این ملالزانک در فقرست عز ذوالجلال
هوش مصنوعی: صبر کن و با فقر کنار بیای، زیرا این احساس ناامیدی از فقر ناشی میشود و در حقیقت در فقر، عظمت و بزرگی الهی نهفته است.
سرکه مفروش و هزاران جان ببیناز قناعت غرق بحر انگبین
هوش مصنوعی: سرکه را روی زمین نریز و ببین که هزاران جان با قناعت خود در دریای شیرینی غرق شدهاند.
صد هزاران جان تلخیکش نگرهمچو گل آغشته اندر گلشکر
هوش مصنوعی: نگاه کن به افرادی که با تحمل سختیها زندگی میکنند؛ مانند گلی که در آغوش خوشبویی و زیبایی محصور شده است.
ای دریغا مر ترا گنجا بدیتا ز جانم شرح دل پیدا شدی
هوش مصنوعی: ای کاش تو را در اینجا میدیدم تا احساسات درونم به وضوح بیان شوند و جانم به تو نزدیکتر شود.
این سخن شیرست در پستان جانبی کشنده خوش نمیگردد روان
هوش مصنوعی: این گفتگو مانند شیری است که در پستان جان وجود دارد و بدون اینکه کسی آن را بچشد، خوشایند و نیروبخش نخواهد بود.
مستمع چون تشنه و جوینده شدواعظ ار مرده بود گوینده شد
هوش مصنوعی: وقتی شنونده مشتاق و در جستجو باشد، حتی اگر سخنران بیروح باشد، کلامش جانی تازه میگیرد و موثر میشود.
مستمع چون تازه آمد بیملالصدزبان گردد به گفتن گنگ و لال
هوش مصنوعی: وقتی کسی تازه به جمعی وارد میشود، بدون هیچ نگرانی و دغدغهای، از آنجا که هنوز با محیط آشنا نیست، ممکن است نتواند به خوبی صحبت کند و احساس سردرگمی کند.
چونک نامحرم در آید از درمپرده در پنهان شوند اهل حرم
هوش مصنوعی: وقتی که شخصی ناآشنا وارد خانه میشود، اهالی خانه به سرعت از دید او پنهان میشوند.
ور در آید محرمی دور از گزندبرگشایند آن ستیران رویبند
هوش مصنوعی: اگر در جمع محرم بیفتی، کسانی که با تو از درد و رنج دور هستند، چهرههای آسیبدیده و خسته را پنهان میکنند.
هرچه را خوب و خوش و زیبا کننداز برای دیدهٔ بینا کنند
هوش مصنوعی: هر چیزی که زیبا و خوشایند باشد، برای کسانی که چشم و دل بینا دارند، نمایان میشود.
کی بود آواز چنگ و زیر و بماز برای گوش بیحس اصم
هوش مصنوعی: چه کسی صدای چنگ و نغمههای زیر و بم را برای گوشی که بیخبر و ناشنواست، میخواند؟
مشک را بیهوده حق خوشدم نکردبهر حس کرد و پی اخشم نکرد
هوش مصنوعی: مشک را بدون دلیل خوشبو نکردند، بلکه به خاطر حس و حالی که داشت، به دنبال خشمی که برانگیخته بود نرفت.
حق زمین و آسمان بر ساختهستدر میان بس نار و نور افراختهست
هوش مصنوعی: خداوند زمین و آسمان را به وجود آورده و در این میان، نور و آتش فراوانی به وجود آمده است.
این زمین را از برای خاکیانآسمان را مسکن افلاکیان
هوش مصنوعی: این زمین برای موجودات خاکی است و آسمان مکان زندگی موجودات آسمانی.
مرد سفلی دشمن بالا بودمشتری هر مکان پیدا بود
هوش مصنوعی: مردی در طبقه پایین دشمنی برای کسی در طبقه بالا بود و مشتری، در هر مکان، قابل مشاهده بود.
ای ستیره هیچ تو بر خاستیخویشتن را بهر کور آراستی
هوش مصنوعی: ای زیبا، تو برای دیگران خود را به گونهای آراستهای که به چشمهای نادیده (کور) خود را نشان دادهای.
گر جهان را پُر دُرِ مکنون کنمروزی تو چون نباشد چون کنم
هوش مصنوعی: اگر بتوانم تمام گنجینههای پنهانی دنیا را جمعآوری کنم، روزی تو که در زندگیام آثاری از تو نیست، چهطور میتوانم این کار را انجام دهم؟
ترک جنگ و رهزنی ای زن بگوور نمیگویی به ترک من بگو
هوش مصنوعی: ای زن، اگر حرفی از ترک جنگ و راهزنی نمیزنی، حداقل بگو که ترک من را میخواهی یا نه.
مر مرا چه جای جنگ نیک و بدکین دلم از صلحها هم میرمد
هوش مصنوعی: من چه نیاز به جدال درباره خوب و بد دارم، زیرا دل من حتی از صلحها نیز ناخشنود است.
گر خمش گردی و گر نه آن کنمکه همین دم ترک خان و مان کنم
هوش مصنوعی: اگر به حرف من گوش ندهی و خاموش بمانی، کاری میکنم که به سرعت اینجا را ترک کنی و بروی.