بخش ۱۳۵ - مثل عرب اذا زنیت فازن بالحرة و اذا سرقت فاسرق الدرة
هوش مصنوعی: این شعر به تمایز بین حال و گذشته، و وضعیت انسانها در جستجوی هدف و مطلوب خود میپردازد. در آن، شاعر از دو شخصیت سخن میگوید که یکی در جستجوی خواستههای خود است و دیگری حسرتزده و دور از خواستههایش باقی مانده. او از تلاشهای بیثمر و رنجهایی که به نیت رسیدن به هدف متحمل شدهاند، سخن میگوید و این که برخی از انسانها مانند صیادی هستند که سایهای را میگیرند به امید شکار، اما در واقع هیچ بهرهای نمیبرند. در نهایت، شاعر با اشاره به پیوستگی موجودات و نقش هر جزء در کل، به بیهودگی برخی از تلاشها اشاره میکند و نتیجه میگیرد که نشانههای جستجوی معانی و ارزشها در زندگی باید به درستی درک شوند.
فازن بالحرة پی این شد مثلفاسرق الدرة بدین شد منتقل
هوش مصنوعی: زنی با زایمان سخت به دنیا آمد، به گونهای که مانند کسی که دانهای را میشکافد، به آرامی به زندگی جدیدی وارد شد.
بنده سوی خواجه شد او ماند زاربوی گل شد سوی گل او ماند خار
هوش مصنوعی: بنده به سمت آقا رفت و او در غم و اندوه ماند. بوی گل به طرف گل رفت و او در کنار خارها ماند.
او بمانده دور از مطلوب خویشسعی ضایع، رنج باطل، پای ریش
هوش مصنوعی: او به دور از خواستهاش باقی مانده و تمام تلاشهایش بیثمر است. رنجی که میکشد بیفایده است و پایش در باتلاقی از مشکلات گیر کرده است.
همچو صیادی که گیرد سایهایسایه کی گردد ورا سرمایهای
هوش مصنوعی: شبیه به صیادی که تنها سایهای را میگیرد، آیا آن سایه میتواند برای او ارزش و سرمایهای به حساب آید؟
سایهٔ مرغی گرفته مرد سختمرغ حیران گشته بر شاخ درخت
هوش مصنوعی: سایهٔ یک پرنده بر روی مردی افتاده و او به شدت گیج و متعجب شده است، در حالی که درختی که پرنده بر روی آن نشسته، او را تحت تأثیر قرار داده است.
کین مدمغ بر کی میخندد عجباینت باطل اینت پوسیده سبب
هوش مصنوعی: شگفتا که بر کی میخندد، در حالی که دلیل این خنده باطل و پوچ است.
ور تو گویی جزو پیوستهٔ کلستخار میخور خار مقرون گلست
هوش مصنوعی: اگر تو بگویی که جزئی از کل هستی، پس خار، که به گل خاردار پیوسته است، غذا میخورد.
جز ز یک رو نیست پیوسته به کلورنه خود باطل بدی بعث رسل
هوش مصنوعی: تنها از یک منبع به حقیقت پیوسته میتوان دست یافت، وگرنه خود به خود وجود و حقیقت بیمعنا خواهد بود و رسالت پیامبران هم بیفایده میشود.
چون رسولان از پی پیوستنندپس چه پیوندندشان چون یک تنند
هوش مصنوعی: وقتی پیامبران با هم متحد شدهاند، پس چه نیازی به پیوند دیگری است، زیرا آنها مانند یک وجود واحد هستند.
این سخن پایان ندارد ای غلامروز بیگه شد حکایت کن تمام
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که صحبت و داستانی که نقل میشود، هیچ وقت به پایان نمیرسد و میتوان هرگز از روایت آن خسته نشد. همچنین اشاره دارد که روز به پایان رسیده و زمان آن رسیده که به روایت و گفتن داستان ادامه داده شود.