بخش ۱۴۲ - رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار
هوش مصنوعی: شیر، گرگ و روباه برای شکار به کوه رفتند و با همکاری یکدیگر شکار کردند. شیر به رغم ننگی که از دو همکارش داشت، آنها را مورد احترام قرار داد و نشان داد که همراهی و همکاری مهمتر از سنجش فردی است. اما گرگ و روباه به شیر طمع کردند که از شکار سهم بیشتری ببرند. شیر با دانایی و زیرکی این طمعها را فهمید و تصمیم گرفت به آنها نشان دهد که گمانهای خسیسانهشان بیجا است. او به آنها یادآور شد که ظنهای بد به دیگران و نادرستی تفکرات، بر خودشان خواهد افتاد و در نهایت دنبال نفع شخصی، موجب ننگ و عاقبت بدی خواهند شد. این داستان به ما میآموزد که طمع و خودخواهی میتواند به ضرر خود فرد تمام شود.
شیر و گرگ و روبهی بهر شکاررفته بودند از طلب در کوهسار
هوش مصنوعی: شیر، گرگ و روباه برای شکار به کوه و دشت رفته بودند و در جستجوی طعمه بودند.
تا به پشت همدگر بر صیدهاسخت بر بندند بار قیدها
هوش مصنوعی: آنها به یکدیگر کمک میکنند تا با قدرت بر شکارها تسلط پیدا کنند و آنها را در چنگال خود بگیرند.
هر سه با هم اندر آن صحرای ژرفصیدها گیرند بسیار و شگرف
هوش مصنوعی: آنها همگی در آن صحرای عمیق، شکارهای فراوان و شگفتانگیزی به دست میآورند.
گرچه زیشان شیر نر را ننگ بودلیک کرد اکرام و همراهی نمود
هوش مصنوعی: با وجود اینکه حضورشان برای شیر نر ناپسند است، اما او احترام و همراهی را از خود نشان داد.
این چنین شه را ز لشکر زحمتستلیک همره شد جماعت رحمتست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگرچه شاه با لشکر خود با زحمت مواجه است، اما گروهی که با او هستند، به خاطر رحمت و محبتشان، او را همراهی میکنند. به عبارت دیگر، در شرایط سخت و دشوار، افرادی هستند که به دلیل عشق و محبت، از او حمایت میکنند.
این چنین مه را ز اختر ننگهاستاو میان اختران بهر سخاست
هوش مصنوعی: این چنینی که ماه (مه) درخشان است، به دلیل عیبها و ننگهای ستارههاست. او (ماهه) در بین ستارهها برای جلب توجه و زیبایی آمده است.
امر شاورهم پیمبر را رسیدگرچه رایی نیست رایش را ندید
هوش مصنوعی: پیامبر به شورا و مشورت با مردم توجه کرد، هرچند که نظر او در این مورد مشخص نبود.
در ترازو جو رفیق زر شدستنه از آن که جو چو زر جوهر شدست
هوش مصنوعی: در ترازو، جو به خاطر دوستی و رفاقت به ارزش طلا تبدیل شده است، نه به این دلیل که جو خود به خود به طلا تبدیل شده باشد.
روح قالب را کنون همره شدستمدتی سگ حارس درگه شدست
هوش مصنوعی: روح اکنون به قالب پیوسته است و مدتی است که مانند سگی نگهبان در اینجا مستقر شده است.
چونک رفتند این جماعت سوی کوهدر رکاب شیر با فر و شکوه
هوش مصنوعی: این گروه با شکوه و قدرت، به سمت کوه حرکت کردند و در کنار شیر، به سفر خود ادامه دادند.
گاو کوهی و بز و خرگوش زفتیافتند و کار ایشان پیش رفت
هوش مصنوعی: گاو کوهی و بز و خرگوش چاق و چله شدند و کارشان رونق گرفت.
هر که باشد در پی شیر حرابکم نیاید روز و شب او را کباب
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال شیر (قدرت و شجاعت) باشد، شب و روز دچار مشکلات و چالشها خواهد شد.
چون ز کُه در بیشه آوردندشانکشته و مجروح و اندر خون کشان
هوش مصنوعی: وقتی که آنها را از کوه به بیشه آوردند، تعدادی کشته و زخمی بودند و در خون خود غرق شده بودند.
گرگ و روبه را طمع بود اندر آنکه رود قسمت به عدل خسروان
هوش مصنوعی: گرگ و روباه در انتظارند که شاید روزی سهمشان به طور عادلانهای تقسیم شود، مانند تقسیم ثروت و قدرت در میان پادشاهان.
عکسِ طمْعِ هر دوشان بر شیر زدشیر دانست آن طمعها را سند
هوش مصنوعی: هر دو طرف به چیزهایی که میخواستند، طمع کردند. اما شیر، با هوشیاری، متوجه نیت آنها شد و فهمید که آن خواستهها چه معنایی دارند.
هر که باشد شیرِ اسرار و امیراو بداند هر چه اندیشد ضمیر
هوش مصنوعی: هر کسی که سرپرست و صاحبنظر در رموز و رازها باشد، به خوبی از تمام افکار و نیتهای پنهانی آگاه است.
هین نگه دار ای دل اندیشهخودل ز اندیشهٔ بدی در پیش او
هوش مصنوعی: ای دل، مراقب باش! از فکرهای بد دوری کن و جلوی آنها را بگیر.
داند و خر را همیراند خموشدر رخت خندد برای رویپوش
هوش مصنوعی: کسی که از حال و رفتار دیگران آگاه است، در عین حال که سکوت میکند، به داخل خود لبخند میزند و از اوضاع اطرافش لذت میبرد.
شیر چون دانست آن وسواسشانوا نگفت و داشت آن دم پاسشان
هوش مصنوعی: شیر وقتی فهمید که آنها دچار تردید و وسواس شدهاند، سکوت کرد و در همان لحظه از آنها محافظت کرد.
لیک با خود گفت بنمایم سزامر شما را ای خسیسان گدا
هوش مصنوعی: اما با خود گفتم که باید به شما، ای بیعرضهها و گدایان، نشان دهم که سزاوار چه چیزی هستید.
مر شما را بس نیامد رای منظنتان اینست در اعطای من
هوش مصنوعی: من هرگز امیدی به شما نداشتم، اما شما گمان میکنید که من در دادن چیزی به شما نسبت به شما لطف دارم.
ای عقول و رایتان از رای مناز عطاهای جهانآرای من
هوش مصنوعی: ای عقلها، من به شما و افکارم به عنوان هدیهای از زیباییهای جهان نگاه میکنم.
نقش با نقاش چه سگالد دگرچون سگالش اوش بخشید و خبر
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که وقتی هنرمند (نقاش) یک اثر هنری خلق میکند، دیگر نباید نگران باشد که چگونه اثرش در آینده مورد قضاوت یا بررسی قرار میگیرد. در واقع، او باید تنها بر روی کار خود تمرکز کند و به زیبایی و اصالت اثرش اهمیت دهد، بیآنکه به نظرات دیگران توجه کند.
این چنین ظنِ خسیسانه به منمر شما را بود ننگانِ زمن
هوش مصنوعی: شما به من چنین گمان ناپسند و سست میبرید، در حالیکه من به شما ننگ نمیزنم و از شما دوری نمیکنم.
ظانین بالله ظن السؤ راگر نبرم سر بود عین خطا
هوش مصنوعی: آنهایی که به خدا بدگمانند، اگر من بیدلیل برسم، آنها را به اشتباه میاندازد.
وا رهانم چرخ را از ننگتانتا بماند در جهان این داستان
هوش مصنوعی: من چرخ فلک را از شرّ شما رها میکنم تا این داستان در دنیا باقی بماند.
شیر با این فکر میزد خنده فاشبر تبسمهای شیر ایمن مباش
هوش مصنوعی: شیر با این فکر که میتواند دیگران را به راحتی به خنده وادارد، به خود میبالد و از این تبسمهای دلنشین احساس امنیت میکند. اما باید مراقب بود، زیرا ممکن است این خیال خطرناک باشد.
مال دنیا شد تبسمهای حقکرد ما را مست و مغرور و خلَق
هوش مصنوعی: دنیا با جانبازی و لبخندهای خداوند ما را به حالتی مدهوش و مغرور درآورده است.
فقر و رنجوری بهستت ای سندکان تبسم دام خود را بر کند
هوش مصنوعی: دوری از فقر و رنجوری برای تو بهتر است، ای سند! زیرا لبخند تو میتواند به دامهایی که به دور خود بافتهای، پایان دهد.