بخش ۱۴۳ - امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ما
هوش مصنوعی: در این شعر، شیر به گرگ میگوید که باید شخصیت و هوش خود را تغییر دهد و نایب او در تقسیم چیزها شود. گرگ به شیر میگوید که او بزرگ و قوی است و باید ببیند که چه چیزهایی به او تعلق دارد. شیر از او میخواست که با درک خود از شرایط، بفهمد که هیچکس نمیتواند مانند او باشد. سپس شیر به گرگ نشان میدهد که اگر کسی به خود مغرور باشد و مقامش را فراموش کند، ممکن است به سرنوشت دردناکی دچار شود. در پایان، پیام اصلی این است که هر چیز فانی است جز ذات الهی و کسانی که به خود میبالند، در واقع از حقیقت دور شدهاند.
گفت شیر ای گرگ این را بخش کنمعدلت را نو کن ای گرگ کهن
هوش مصنوعی: شیر به گرگ گفت: این را تقسیم کن، تعادل و وضعیت خود را تازه کن، ای گرگ پیر!
نایب من باش در قسمتگریتا پدید آید که تو چه گوهری
هوش مصنوعی: به عنوان نماینده من در تقسیم سرنوشت عمل کن تا روشن شود که تو چه ارزش و موقعیتی داری.
گفت ای شه گاو وحشی بخش تستآن بزرگ و تو بزرگ و زفت و چست
هوش مصنوعی: ای پادشاه، تو صاحب و فرمانروا هستی و قدرت تو عظیم و برتر از دیگران است. تو هم بزرگ و با وقار هستی و هم چابک و توانمند.
بز مرا که بز میانهست و وسطروبها خرگوش بستان بی غلط
گرگ گفت: من سهم خود را بز برمیدارم زیرا بز برای من مناسب تر است.و روباه هم خرگوش را به عنوان سهم خود برمیدارد
شیر گفت ای گرگ چون گفتی بگوچونک من باشم تو گویی ما و تو
هوش مصنوعی: شیر به گرگ میگوید: ای گرگ، وقتی تو صحبت میکنی، میگویی "ما" و "تو"، اما من در اینجا هستم.
گرگ خود چه سگ بود کو خویش دیدپیش چون من شیر بی مثل و ندید
هوش مصنوعی: اگر گرگ خودش را ببیند مانند سگ، چگونه میتواند من را که همچون شیری یکتا هستم، نبیند؟
گفت پیش آ ای خری کو خود خریدپیشش آمد پنجه زد او را درید
هوش مصنوعی: شخصی گفت: «ای خر! تو که خودت را فروختی، حالا پیش او برو!» و وقتی به او نزدیک شد، آن شخص به او حمله کرد و او را زخمی کرد.
چون ندیدش مغز و تدبیر رشیددر سیاست پوستش از سر کشید
هوش مصنوعی: وقتی که عقل و تدبیر درست را در کار سیاست ندید، از شدت ناامیدی و یأس، نفسش به شدت به تنگ آمد و از خود بی خود شد.
گفت چون دید منت ز خود نبرداین چنین جان را بباید زار مرد
هوش مصنوعی: وقتی دید که او از خودش بهرهای نمیبرد، جانش را باید با ناله و زاری از دست بدهد.
چون نبودی فانی اندر پیش منفضل آمد مر ترا گردن زدن
هوش مصنوعی: زمانی که تو در کنار من نبودی، لطف و فضل به من رسید و مرا به روند افول و نابودی وا داشت.
کل شیء هالک جز وجه اوچون نهای در وجه او هستی مجو
هوش مصنوعی: هر چیزی نابود میشود جز ذات او. پس اگر در وجود او نیستی، به دنبال خودت نباش.
هر که اندر وجه ما باشد فناکل شیء هالک نبود جزا
هوش مصنوعی: هر کس که در راه و وجود ما باشد، پیوسته در حال فنا میباشد، زیرا هیچ چیزی جز ما باقی نمیماند و دیگر از پاداش خبری نیست.
زانک در الاست او از لا گذشتهر که در الاست او فانی نگشت
هوش مصنوعی: چون موجودی از هستی خود عبور کند و به حقیقت وجودی بینهایت برسد، هر کسی که در این مسیر گام نگذارد و دلبسته به وجود خود بماند، به اصل خود دست نمییابد.
هر که بر در او من و ما میزندرد بابست او و بر لا میتند
هوش مصنوعی: هر کس که در درگاه او با عنوان «من» و «ما» وارد میشود، خود را محدود کرده و از راه حقیقت دور میشود.