بخش ۳ - دزدیدن مارگیر ماری را از مارگیری دیگر
هوش مصنوعی: در این شعر، شخصی به طور دزدکی از مارگیری مار میبرد و به عنوان غنیمت آن را میبیند. اما مارگیر که در ابتدا دچار آسیب ناشی از مار شده بود، متوجه میشود و در نهایت دزد را با مار میکشد. مارگیر بعدها به یاد میآورد که پیش از این دعا کرده بود که جانش را از مار بگیرد. او در اینجا میفهمد که آن دعا مستجاب نشده و خداوند از او کرم کرده است. این شعر به این نکته اشاره دارد که بسیاری از دعاها ممکن است به نظر زیانآور بیایند، اما در واقع ممکن است به نفع انسان باشند و خداوند به لطفش از بدیها محافظت کند.
دزدکی از مارگیری مار بردز ابلهی آن را غنیمت میشمرد
دزدی از مارگیری یک مار را دزدید و از روی نادانی آن را بسیار ارزشمند تصور کرد.
وا رهید آن مارگیر از زخم مارمار کشت آن دزدِ او را زار زار
مارگیر از آسیب مار نجات پیدا کرد ولی مار آن دزد را نیش زد و به حال بدی کشت.
مارگیرش دید پس بشناختشگفت از جان مار من پرداختش
مارگیر او را شناخت و گفت: جان او را مار من گرفته است .
در دعا میخواستی جانم ازوکش بیابم مار بستانم ازو
با تمام وجود دعا کرده بودم که دزد را پیدا کنم و مارم را از او پس بگیرم
شکر حق را کان دعا مردود شدمن زیان پنداشتم آن سود شد
خدا را شکر که دعایم مستجاب نشد، من این ماجرا ی دزدی را ضرر می دانستم ولی در واقع به نفع من بود.
بس دعاها کان زیانست و هلاکوز کرم مینشنود یزدان پاک
خیلی از دعاها در صورت استجابت، به ضرر و هلاکت منجر خواهد شد که خداوند پاک و بخشنده آنها را مستجاب نمیکند.