بخش ۹۰ - ترسیدن کودک از آن شخص صاحب جثه و گفتن آن شخص کی ای کودک مترس کی من نامردم
هوش مصنوعی: در این شعر، کنگ زفتی کودکی را پیدا میکند و کودک به خاطر ترس از او زرد میشود. کنگ زفت به او میگوید نترسد و او را به آرامی دعوت میکند که بر روی او بنشیند. او خودش را به عنوان موجودی ترسناک معرفی میکند، اما در واقعیت، او مانند یک اشتر است و تنها ظاهرش ترسناک است. شاعر به تضاد بین ظاهر و باطن اشاره میکند و میگوید که درونی دیو وجود دارد در حالی که ظاهری انسانی دارد. در نهایت، به صدا و قدرتی که برخی موجودات دارند و تأثیری که بر دیگران میگذارند، اشاره میکند؛ زمانی که صدا به وجود میآید، عدهای میترسند و عاقلترها به درک عمیقتری میرسند.
کنگ زفتی کودکی را یافت فردزرد شد کودک ز بیم قصد مرد
هوش مصنوعی: کودکی ترسیده و زردرنگ به مردی برخورد کرد و از ترس به حالت وحشت درآمد.
گفت ایمن باش ای زیبای منکه تو خواهی بود بر بالای من
هوش مصنوعی: به زیبای من، آرام باش که تو همیشه در صدر زندگی من خواهی بود.
من اگر هولم مخنث دان مراهمچو اشتر بر نشین میران مرا
هوش مصنوعی: اگر ترس و اضطراب من را نشناسند و به من به دیدهی ضعف نگاه کنند، مانند شتر من را به سمت خود میرانند.
صورت مردان و معنی این چنیناز برون آدم درون دیو لعین
هوش مصنوعی: ظاهر مردان شبیه به هم است، اما در باطن، بسیاری از آنها دارای صفات ناپسند و زشت هستند.
آن دهل را مانی ای زفت چو عادکه برو آن شاخ را میکوفت باد
هوش مصنوعی: مثل اینکه آن دهل را به شدت میکوفتند، مانند قوم عاد که باد بر درختان میکوبید.
روبهی اشکار خود را باد دادبهر طبلی همچو خیک پر ز باد
هوش مصنوعی: باد به صورت یک رو بهی آشکار، خود را به نمایش گذاشته است، مانند یک خیک پر از باد که برای نواختن طبل استفاده میشود.
چون ندید اندر دهل او فربهیگفت خوکی به ازین خیک تهی
هوش مصنوعی: وقتی او در دهل (تنبک) فربهی (چیزی پر و سنگین) را ندید، گفت که خوکی بهتر از این کیسهی خالی است.
روبهان ترسند ز آواز دهلعاقلش چندان زند که لا تقل
هوش مصنوعی: آدمهای عاقل از صدای بوق و سر و صدا میترسند، چون میدانند که برخی از صداها نشانههایی از خطر یا مشکلاتی هستند که باید به آنها توجه کرد.