بخش ۲۱ - آمن بودن بلعم باعور کی امتحانها کرد حضرت او را و از آنها روی سپید آمده بود
هوش مصنوعی: این متن درباره بلعم باعور است که در امتحانی قرار گرفته و به نوعی فاسق و نابکار به شمار میآید. او به ظاهری دینی و طلب قدرت مشغول است، اما در باطن به ریاکاری و کلاهبرداری پرداخته است. در دعایی از خدا خواهان رسوایی او هستند و به حقانیت خود اشاره میکنند.
دعای مردم مستجاب میشود و بلعم باعور به زودی در دامی که برایش گذاشته شده، گرفتار میشود. در این میان، او میفهمد که با وجود همه لافها و ادعاهایی که کرده، در نهایت متضرر خواهد شد. داستان در نهایت با تمسخر بلعم و تغییر او به سمت راستی و صداقت به پایان میرسد، جایی که او از تکبر خود دست میکشد و به دامن حق برمیگردد.
بلعم باعور و ابلیس لعینز امتحان آخرین گشته مهین
هوش مصنوعی: بلعم باعور و ابلیس لعین به آخرین آزمایش دچار شدند و در نتیجه به انسانهای حقیر و بیاعتبار تبدیل شدند.
او بدعوی میل دولت میکندمعدهاش نفرین سبلت میکند
هوش مصنوعی: او به خاطر خواستههای دنیوی خود ادعاهایی میکند که معدهاش به خاطر این بیفرهنگی و حرصش، او را نفرین میکند.
کانچ پنهان میکند پیداش کنسوخت ما را ای خدا رسواش کن
هوش مصنوعی: چیزی که پنهان شده، را پیدا کن. ای خدا، او ما را سوزاند، پس او را رسوا کن.
جمله اجزای تنش خصم ویندکز بهاری لافد ایشان در دیند
هوش مصنوعی: تمام قسمتهای جسم او به عنوان دشمنانش شناخته میشوند که از دیوانگی و سرمستی بهاری این افراد سخن میگویند.
لاف وا داد کرمها میکندشاخ رحمت را ز بن بر میکند
هوش مصنوعی: دروغ و فریب نمیتواند حقیقت را پنهان کند؛ رحمت الهی به قدری گسترده است که حتی ریشههایش را نیز در میآورد و نمایان میسازد.
راستی پیش آر یا خاموش کنوانگهان رحمت ببین و نوش کن
هوش مصنوعی: یا حقیقت را بیان کن یا سکوت کن، تا اینکه ناگهان رحمت و نعمت را مشاهده کنی و از آن بهرهمند شوی.
آن شکم خصم سبال او شدهدست پنهان در دعا اندر زده
هوش مصنوعی: شکم دشمن او به خاطر حرص و طمعش پر شده و در خفا در حال دعا و طلب است.
کای خدا رسوا کن این لاف لئامتا بجنبد سوی ما رحم کرام
هوش مصنوعی: ای خدا، این ادعای دروغین را رسوا کن تا رحمتی به سوی ما فرستاده شود.
مستجاب آمد دعای آن شکمشورش حاجت بزد بیرون علم
هوش مصنوعی: دعای کسی که دلش پر از نیاز و آرزوست، به زودی مستجاب میشود و خواستهاش به نوعی آشکار میشود.
گفت حق گر فاسقی و اهل صنمچون مرا خوانی اجابتها کنم
هوش مصنوعی: اگرچه فاسق و اهل بتانی، اما اگر تو مرا بخوانی، به دعوت تو پاسخ میدهم.
تو دعا را سخت گیر و میشخولعاقبت برهاندت از دست غول
هوش مصنوعی: اگر دعا را با جدیت و توجه انجام دهی، ممکن است در نهایت تو را از چنگال مشکلات بزرگ نجات دهد.
چون شکم خود را به حضرت در سپردگربه آمد پوست آن دنبه ببرد
هوش مصنوعی: وقتی فردی نگهداری و مراقبت از چیزی را به دیگران میسپارد، ممکن است آن شخص به راحتی از فرصت استفاده کند و چیزی را از او برباید.
از پس گربه دویدند او گریختکودک از ترس عتابش رنگ ریخت
هوش مصنوعی: کودک به دنبال گربه دوید، اما گربه فرار کرد. او از ترس واکنش تند گربه رنگش پرید.
آمد اندر انجمن آن طفل خردآب روی مرد لافی را ببرد
هوش مصنوعی: یک کودک کوچک به جمع آمد و با زلالی و معصومیتش، مردی را که به دروغگویی معروف بود، شرمندگی و رسوایی داد.
گفت آن دنبه که هر صبحی بدانچرب میکردی لبان و سبلتان
هوش مصنوعی: گفت آن دنبه که هر صبح با آن لب و ریشت را چرب میکردی.
گربه آمد ناگهانش در ربودبس دویدیم و نکرد آن جهد سود
هوش مصنوعی: گربه ناگهان وارد شد و آن را گرفت، ما دویدیم اما هیچ تلاشی به نتیجه نرسید.
خنده آمد حاضران را از شگفترحمهاشان باز جنبیدن گرفت
هوش مصنوعی: خنده باعث شد که حاضران از حیرت رحم خود را تکان دهند.
دعوتش کردند و سیرش داشتندتخم رحمت در زمینش کاشتند
هوش مصنوعی: او را دعوت کردند و با محبت از او پذیرایی کردند و به نوعی در دل او بذر محبت و رحمت را کاشتند.
او چو ذوق راستی دید از کرامبی تکبر راستی را شد غلام
هوش مصنوعی: وقتی او زیبایی و لذت صداقت را مشاهده کرد، به خاطر احترام به افراد بزرگ و بیتکبر، خود را در خدمت صداقت قرار داد و به آن دل بست.