بخش ۳۱ - وصیت کردن عمران جفت خود را بعد از مجامعت کی مرا ندیده باشی
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نگرانیش از وقوع حوادث ناخوشایند اشاره دارد و میگوید که نباید درباره این موضوعات صحبت کرد تا غمی متوجه او و دیگران نشود. او پیشبینی میکند که آثار این حوادث در آینده نمایان خواهد شد و نالهها و صداهایی از میدان جنگ به گوش خواهد رسید. در این بین، شاه با حالتی نگران از میدان بیرون میآید و صدای بلندی از سوی میدان به گوش میرسد که حتی موجودات جنی و دیو را میفراراند. در نهایت، شاعر، با وجود شادی مردم از حکومت شاه، احساس نگرانی و تردید میکند.
وا مگردان هیچ ازینها دم مزنتا نیاید بر من و تو صد حزن
هوش مصنوعی: هیچ یک از این مسائل را فراموش نکن و دربارۀ آنها صحبت نکن، زیرا اگر بگویی، ممکن است اندوه و ناراحتی بر من و تو فرود آید.
عاقبت پیدا شود آثار اینچون علامتها رسید ای نازنین
هوش مصنوعی: سرانجام نشانههای این موضوع آشکار خواهد شد، همانطور که وقتی به نشانهها رسیدی، ای عزیز.
در زمان از سوی میدان نعرههامیرسید از خلق و پر میشد هوا
هوش مصنوعی: در آن زمان، صداهای بلند از جانب میدان به گوش میرسید و فضا پر از آواهای جمعیت میشد.
شاه از آن هیبت برون جست آن زمانپابرهنه کین چه غلغلهاست هان
هوش مصنوعی: شاه به خاطر آن عظمت و شکوهی که دارد، بیدرنگ از جای خود بلند میشود و با پای برهنه به درون میآید و از آن صداها و هیاهوها تعجب میکند.
از سوی میدان چه بانگست و غریوکز نهیبش میرمد جنی و دیو
هوش مصنوعی: در نزدیکی میدان صدایی بلند و دلخراش به گوش میرسد که از ترس آن ارواح و موجودات ترسناک به حال فرار درمیآیند.
گفت عمران شاه ما را عمر بادقوم اسرائیلیانند از تو شاد
هوش مصنوعی: عمران شاه برای ما آرزو کرد که عمر طولانی داشته باشیم و گفت که مردم اسرائیل از تو خوشحال هستند.
از عطای شاه شادی میکنندرقص میآرند و کفها میزنند
هوش مصنوعی: به خاطر هدیههای شاه، مردم شاد و خوشحال هستند و به پایکوبی و جشن میپردازند.
گفت باشد کین بود اما ولیکوهم و اندیشه مرا پُر کرد نیک
هوش مصنوعی: گفت ممکن است که این موضوع درست باشد، اما افکار و خیالات من را به خوبی پر کرده است.