بخش ۷۴ - کرامات شیخ اقطع و زنبیل بافتن او به دو دست
هوش مصنوعی: در این متن، راوی به توصیف دیداری با یکی از زائرین میپردازد که در عریش (ساختمان موقتی) او را ملاقات کرده است. زائر از عشق و شتابش برای رسیدن به راوی سخن میگوید و راوی نیز از او خواسته که این دیدار را از دیگران پنهان نگه دارد. راوی اشاره میکند که برخی افراد از این دیدار مطلع شدهاند و او به حکمت خداوند اشاره میکند که بعضیها را رسوا کرده است. در ادامه، راوی از کرامتی یاد میکند که به منظور حفاظت از افراد بیچاره به او داده است و تأکید میکند که او باید ترس از مرگ و جدایی اجزای بدن را فراموش کند. در مجموع، متن بر رابطه عاشقانه و معنوی بین شخصیتها و اهمیت حفظ رازها و کرامتها تأکید دارد.
در عریش او را یکی زایر بیافتکو بههر دو دست می زنبیل بافت
هوش مصنوعی: در سایهبان او، یکی از زائران را دید که با دستانش مشغول بافتن زایر است.
گفت او را ای عدو جان خویشدر عریشم آمده سر کرده پیش
هوش مصنوعی: گفت من ای دشمن جانم، در حالی که در عریانی و بیپناهی، تو به من نزدیک شدهای.
این چراکردی شتاب اندر سباقگفت از افراط مهر و اشتیاق
هوش مصنوعی: چرا با شتاب در مسابقه شرکت کردی؟ گفت به خاطر عشق و اشتیاق فراوانی که داشتم.
پس تبسم کرد و گفت اکنون بیالیک مخفی دار این را ای کیا
هوش مصنوعی: او لبخندی زد و گفت حالا بیا، اما این را مخفی نگهدار ای کیا.
تا نمیرم من مگو این با کسینه قرینی نه حبیبی نه خسی
هوش مصنوعی: تا وقتی من زندهام، نگو که با کسی رابطهای ندارم و هیچ دوستی یا انسانی در زندگیام نیست.
بعد از آن قومی دگر از روزنشمطلع گشتند بر بافیدنش
هوش مصنوعی: پس از آن، گروهی دیگر از روزنه او آگاه شدند و بر روی بافندگیاش تمرکز کردند.
گفت حکمت را تو دانی کردگارمن کنم پنهان تو کردی آشکار
هوش مصنوعی: خداوند به من فهماند که حکمت چیست و من آن را در دل خود پنهان نگاه میدارم، اما تو این حکمت را به وضوح و روشنی نشان میدهی.
آمد الهامش که یک چَندی بُدندکه درین غم بر تو منکر میشدند
هوش مصنوعی: الهام او آمد و بهخاطر یک زمان کوتاه، به این فکر افتاده بودند که در این غم، من را انکار کنند.
که مگر سالوس بود او در طریقکه خدا رسواش کرد اندر فریق
هوش مصنوعی: شاید او در راهی که میرفت به ظاهر متدین بود، اما خداوند او را در میان جمع رسوا کرد.
من نخواهم کان رمه کافر شونددر ضلالت در گمان بد روند
هوش مصنوعی: من نمیخواهم که گروهی از افراد به گمراهی بروند و در افکار نادرست و منفی قرار بگیرند.
این کرامت را بکردیم آشکارکه دهیمت دست اندر وقت کار
هوش مصنوعی: ما این ویژگی را به وضاحت نشان دادیم تا زمانی که به کمک نیاز داری، به تو یاری رسانیم.
تا که آن بیچارگانِ بد گمانرد نگردند از جناب آسمان
هوش مصنوعی: نمیتوان اجازه داد که آن افراد بدبین و بیچاره از عظمت آسمان دور بمانند.
من تورا بی این کرامتها ز پیشخود تسلی دادمی از ذات خویش
هوش مصنوعی: من با وجود این ویژگیها و کرامتها، تو را از عمق وجود خود آرامش میبخشم و به تو دلگرمی میدهم.
این کرامت بهر ایشان دادمتوین چراغ از بهر آن بنهادمت
هوش مصنوعی: این هدیه را به خاطر آنها به تو دادم و این چراغ را برای روشنی و هدایت شما قرار دادم.
تو از آن بگذشتهای کز مرگ تنترسی وز تفریق اجزای بدن
هوش مصنوعی: تو از مرحلهای گذشتهای که دیگر از مرگ جسمی نمیترسی و از جدایی اعضای بدن نگران نیستی.
وهم تفریق سر و پا از تو رفتدفع وهم اسپر رسیدت نیک زفت
هوش مصنوعی: نگرانی و تردید در جدایی ذهن و جسم از تو برطرف شده و اکنون به وضوح میتوانم به تو برسم.