بخش ۱۰۹ - در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شود
هوش مصنوعی: در این شعر، شخصی که به دعا و عبادت میپردازد، به آرامش و درخواست از خداوند میپردازد و خداوند نیز او را از حقایق آگاه میکند. روز بعد، دشمنان او جمع میشوند تا با داود پیغمبر مواجه شوند و ماجراهای گذشته دوباره تکرار میشود. در این میان، فرد مدعی و طلبکار به تندی انتقاد میکند.
در فرو بست و برفت آنگه شتابسوی محراب و دعای مستجاب
هوش مصنوعی: او در دلش را بست و رفت، سپس با عجله به سمت محراب (جایی برای عبادت) و دعای خود که مستجاب شده بود، شتافت.
حق نمودش آنچ بنمودش تمامگشت واقف بر سزای انتقام
هوش مصنوعی: حق به او نشان داد آنچه را که باید، و او به تمام حقیقت آگاه شد و از نتیجهی انتقام آگاه گردید.
روز دیگر جمله خصمان آمدندپیش داود پیمبر صف زدند
هوش مصنوعی: روز دیگری همه دشمنان به پیش داود پیامبر آمدند و صف کشیدند.
همچنان آن ماجراها باز رفتزود زد آن مدعی تشنیع زفت
هوش مصنوعی: ماجراها دوباره به سرعت سپری شدند و آن شخص مدعی که به شدت مخالفت میکرد، از صحنه کنار رفت.