بخش ۱۱۱ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی ده
هوش مصنوعی: در این متن، داود به عنود (شخصی ظالم) میگوید که باید از اموال خود به مردم کمک کند، وگرنه دچار مشکلات جدیتری خواهد شد. عنود در پاسخ به نصیحت داود، احساس عجز و ناله کرده و به خودکشی میپردازد. داود او را به نوعی زشتیهای درونش متوجه میکند و به او یادآوری میکند که بدبختیاش نتیجه ظلمهای خود اوست. مردم نیز به ملامت او پرداخته و میگویند که ظالم و مظلوم نمیتوانند یکدیگر را درک کنند، مگر اینکه خود را در جای دیگری بگذارند. داود به عنوان نبی و رهبری مهربان بر آن است که عدالت را برقرار کند و نمیخواهد بیگناهی را مورد ظلم قرار دهد. نهایتاً، گروهی از مردم به داود مراجعه کرده و از او درخواست راهنمایی و کمک میکنند.
بعد از آن داود گفتش کای عنودجمله مال خویش او را بخش زود
هوش مصنوعی: پس از آن، داود به او گفت: ای دشمن، تمام داراییات را به او سریعاً بخشش کن.
ورنه کارت سخت گردد گفتمتتا نگردد ظاهر از وی استمت
هوش مصنوعی: اگر تو به کار خود ادامه ندهی و تلاش نکنی، کار برایت دشوار خواهد شد، چون نباید از درون خودت خسته و مأیوس شوی.
خاک بر سر کرد و جامه بر دریدکه بههر دَم میکنی ظلمی مزید
هوش مصنوعی: به حالتی بسیار ناراحت و افسرده درآمد و لباسش را از شدت اندوه پاره کرد، چرا که هر لحظه ظلم و ستمی بر او افزوده میشود.
یکدمی دیگر برین تشنیع راندباز داودش به پیش خویش خواند
هوش مصنوعی: مدت کوتاهی دیگر به این سرزنش ادامه داد و سپس داوود را دوباره به سمت خود فراخواند.
گفت چون بختت نبود ای بختکورظلمت آمد اندک اندک در ظهور
هوش مصنوعی: وقتی بخت و اقبال تو همراه نبود، به تدریج مشکلات و دشواریها در زندگیات نمود پیدا کرد.
ریدهای آنگاه صدر و پیشگاهای دریغ از چون تو خر خاشاک و کاه
هوش مصنوعی: روزگاری تو در جایگاه بلندی بودی، اما حالا افسوس که مانند کاه و خاشاک شدهای و ارزش و مقام خود را از دست دادهای.
رو که فرزندان تو با جفت توبندگان او شدند افزون مگو
هوش مصنوعی: اگر فرزندان تو با شریک زندگیات به بندگی او روی آوردهاند، کمتر دربارهاش صحبت کن.
سنگ بر سینه همیزد با دو دستمیدوید از جهل خود بالا و پست
هوش مصنوعی: او با دستانش بر سینهاش میکوبید و از روی جهلش به سرعت میدوید، گویی در تلاش است تا خود را از ناچیزی و نادانیاش بالاتر ببرد.
خلق هم اندر ملامت آمدندکز ضمیر کار او غافل بدند
هوش مصنوعی: مردم به انتقاد از یکدیگر پرداختند چون از نیت و عمل او بیخبر بودند.
ظالم از مظلوم کی داند کسیکو بود سخرهٔ هوا همچون خسی
هوش مصنوعی: ظالم از وضعیت مظلوم چه میداند، کسی که مانند خاکی بیارزش تحت تأثیر هوسها قرار گرفته است.
ظالم از مظلوم آنکس پی بردکو سَرِ نفس ظلوم خود بُرد
هوش مصنوعی: ظالم تنها وقتی میتواند به مظلوم پی ببرد که خود را از زیر بار خواهشهای نفس خود رها کند و به حقیقت وضعیتش آگاه شود.
ورنه آن ظالم که نفس است از درونخصم هر مظلوم باشد از جنون
هوش مصنوعی: اگر به درون خود دقت کنی، میبینی که نفس خود انسان میتواند بزرگترین دشمن او باشد، بهخصوص برای کسانی که مظلوم واقع شدهاند. این نفس میتواند او را به جنون و نابودی بکشاند.
سگ هماره حمله بر مسکین کندتا تواند زخم بر مسکین زند
هوش مصنوعی: سگ همواره به ضعیفان حمله میکند تا جایی که بتواند به آنها آسیب برساند.
شرم شیران راست نه سگ را بدانکه نگیرد صید از همسایگان
هوش مصنوعی: شیران واقعی شرم و حیا دارند و این مربوط به سگها نیست، زیرا سگها از همسایگان خود شکار نمیگیرند.
عامهٔ مظلومکش، ظالمپرستاز کمین، سگشان سوی داود جست
هوش مصنوعی: مردم عادی که به ظلم عادت کرده و ستمگران را میپرستند، در لابهلای مشکلات به داود، پیامبر الهی، پناه میبرند.
روی در داود کردند آن فریقکای نبی مجتبی بر ما شفیق
هوش مصنوعی: آن گروه با رویی زیبا نزد داود آمدند و گفتند: ای پیامبر مهربان، تو نسبت به ما لطف داری.
این نشاید از تو کین ظلمیست فاشقهر کردی بیگناهی را بهلاش
هوش مصنوعی: این رفتار تو شایسته نیست، چون ظلم بزرگی است که بیگناهی را به خاطر قهر خود به مرگ میکشی.