بخش ۲۰۸ - مثل زدن در رمیدن کرهٔ اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسان
هوش مصنوعی: در این شعر، مخاطب به کرهای اشاره دارد که در گروهی از اسبها با مادرش مشغول است. مادر از او میپرسد چرا میلرزد و او توضیح میدهد که به خاطر صدای شخولگران نگران است. مادر به او توصیه میکند که به کار خود ادامه دهد و نگران صداها نباشد، چون این وضعیت از دیرباز وجود داشته است.
شاعر به اهمیت دریافت آب به عنوان نماد زندگی اشاره میکند و میگوید که انسان باید از عواقب معنوی غفلت کند. او به کوران که نمیتوانند آب را ببینند و به تبعیت از دیگران میپردازند، اشاره میکند و میگوید که عقل باید مانند لنگری برای انسان باشد تا از آفات و وسوسهها حفظش کند.
در نهایت، شاعر به پیروی از پیامبران و عقل اشاره میکند و یادآور میشود که نباید به حرفهای منفی دیگران توجه کرد. این شعر به نوعی به جستجوی حقیقت و پرهیز از تقلید کورکورانه اشاره دارد.
آنک فرمودست او اندر خطابکره و مادر همیخوردند آب
هوش مصنوعی: او در سخنی گفته است که کره و مادرش در حال نوشیدن آب هستند.
میشخولیدند هر دم آن نفربهر اسپان که هلا هین آب خور
هوش مصنوعی: آن مرد هر لحظه به اسبها آب میداد و آنها را سیراب میکرد.
آن شخولیدن به کره میرسیدسر همی بر داشت و از خور میرمید
هوش مصنوعی: آن شخص به آرامی به سمت کره حرکت میکرد و وقتی به آن رسید، سرش را بالا گرفت و از زیر خورشید دور شد.
مادرش پرسید کای کره چرامیرمی هر ساعتی زین استقا
هوش مصنوعی: مادرش از او پرسید که چرا هر ساعتی به سمت زین میروی؟
گفت کره میشخولند این گروهز اتفاق بانگشان دارم شکوه
هوش مصنوعی: گروهی در حال خوشحالی و جشن هستند و صدای آنها به گوش من رسیده است.
پس دلم میلرزد از جا میرودز اتفاق نعره خوفم میرسد
هوش مصنوعی: دل من به شدت میلرزد و از شدت ترس به حالت ناگهانی میلرزد.
گفت مادر تا جهان بودست ازینکارافزایان بدند اندر زمین
هوش مصنوعی: مادر گفت که تا زمانی که جهان برقرار است، این دسته از کسانی که مشکلات و دردسرها را افزایش میدهند، در زمین وجود دارند.
هین تو کار خویش کن ای ارجمندزود کایشان ریش خود بر میکنند
هوش مصنوعی: به سرعت به کار خود بپرداز و به دیگران توجه نکن، زیرا آنها در حال تخریب و آسیب به خودشان هستند.
وقت تنگ و میرود آب فراخپیش از آن کز هجر گردی شاخ شاخ
هوش مصنوعی: زمان به سرعت در حال گذر است و فرصتها به زودی از دست میروند. پیش از اینکه از غم دوری و جدایی رنج ببری، بهتر است از لحظات و نعمتهای موجود بهرهبرداری کنی.
شهره کاریزیست پر آب حیاتآب کش تا بر دمد از تو نبات
هوش مصنوعی: شهره به عنوان یک ویژگی است که مانند یک قنات پر از آب حیات به شمار میرود. آبکشی که از آن میشود، میتواند گیاهان را رونق دهد و به آنها زندگی ببخشد.
آب خضر از جوی نطق اولیامیخوریم ای تشنهٔ غافل بیا
هوش مصنوعی: ای تشنهٔ غافل، بیا و از چشمهٔ زلال دانش و سخن حکیمان استفاده کن.
گر نبینی آب کورانه بفنسوی جو آور سبو در جوی زن
هوش مصنوعی: اگر آب را نبینی، به طور ناگهانی و بدون فکر، ظرف را به سمت آب بیاور و در جوی آب بریز.
چون شنیدی کاندرین جو آب هستکور را تقلید باید کار بست
هوش مصنوعی: وقتی متوجه شدی که در این آب، جوی وجود دارد، باید مانند یک فرد نابینا عمل کنی.
جو فرو بر مشک آباندیش راتا گران بینی تو مشک خویش را
هوش مصنوعی: اگر در آبی که در مشک میریزی، درنگ کنی، متوجه میشوی که مشک خودت سنگینتر شده است.
چون گران دیدی شوی تو مستدلرست از تقلید خشک آنگاه دل
هوش مصنوعی: وقتی دیدی که از نظر سنگینی و دشواری در وضعیتی قرار داری، باید به ساختار و دلیل خود توجه کنی تا از تقلید نادرست و بیفکری رها شوی و این امر به قلبت آزادی بیشتری میبخشد.
گر نبیند کور آب جو عیانلیک داند چون سبو بیند گران
هوش مصنوعی: اگر کسی نتواند آب جو را که به طور واضح است ببیند، اما میداند که وقتی سبویی را میبیند، سنگین است.
که ز جو اندر سبو آبی برفتکین سبک بود و گران شد ز آب و زفت
هوش مصنوعی: آبی که در سبو بود به خاطر سبک بودنش بیرون رفت، اما بعد از اینکه آبی به آن اضافه شد، سنگین و گران شد.
زانک هر بادی مرا در میربودباد مینربایدم ثقلم فزود
هوش مصنوعی: چون هر بادی مرا از خود میبرد، اکنون نمیگذارم که باد دیگری مرا برباید و به این ترتیب، بار من بیشتر شده است.
مر سفیهان را رباید هر هوازانک نبودشان گرانی قوی
هوش مصنوعی: هواهای مختلف هر سفیه (احمق) را به راحتی تحت تاثیر قرار میدهد، زیرا آنها از قدرت عقلانی و توانمندسازی برخوردار نیستند.
کشتی بیلنگر آمد مرد شرکه ز باد کژ نیابد او حذر
هوش مصنوعی: کشتی که لنگر ندارد به مانند مردی است که در برابر بادهای نامساعد از خود محافظت نکرده و به راحتی به زوال میرسد.
لنگر عقلست عاقل را امانلنگری در یوزه کن از عاقلان
هوش مصنوعی: عقل به انسان آرامش و امنیت میدهد، مانند لنگری که کشتی را در دریا تثبیت میکند. اگر کسی بخواهد از عقل دور شود، باید از آن دسته افراد عاقل دوری کند.
او مددهای خرد چون در ربوداز خزینه دُرّ آن دریای جود
هوش مصنوعی: او از خزانهی بخشش خود، گوهرهای خرد را به دست آورد و به دیگران داد.
زین چنین امداد دل پر فن شودبجهد از دل چشم هم روشن شود
هوش مصنوعی: از این کمکها و حمایتها، دل شادی پیدا میکند و از دل، نور روشنی به چشمها میآید.
زانک نور از دل برین دیده نشستتا چو دل شد دیدهٔ تو عاطلست
هوش مصنوعی: چون نور از درون دل بر چشمانم تابید، پس چشمی که دل نداشته باشد، بیفایده است.
دل چو بر انوار عقلی نیز زدزان نصیبی هم بدو دیده دهد
هوش مصنوعی: وقتی دل بر نور عقل تکیه کند، آن وقت هم از آن نور بهرهای میبرد و دیدگاهی پیدا میکند.
پس بدان کاب مبارک ز آسمانوحی دلها باشد و صدق بیان
هوش مصنوعی: پس بدان که این خبر خوش از آسمان آمده و دلها را راهنمایی میکند و سخنانش راست و درست است.
ما چو آن کره هم آب جو خوریمسوی آن وسواس طاعن ننگریم
هوش مصنوعی: ما مانند آن کره (هوا) هستیم که آب جوی را مینوشیم و به آن وسوسه و شکهایی که باعث ننگ ما میشود، نگاه نمیکنیم.
پیرو پیغمبرانی ره سپرطعنهٔ خلقان همه بادی شمر
هوش مصنوعی: پیروان پیامبران، در برابر تهمتها و نکتهسنجیهای مردم، همچون بادی هستند که به سادگی از کنارشان میگذرند.
آن خداوندان که ره طی کردهاندگوش فا بانگ سگان کی کردهاند
هوش مصنوعی: آنهایی که به مقام cao رسیدند و راه دشواری را پیمودهاند، هرگز به حرفهای بیاساس دیگران توجهی نکردهاند.