بخش ۱۰ - مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمام
هوش مصنوعی: این شعر به تشبیه دنیا به گلخنی پرداخته و به ویژگیهای متقی و افراد پرهیزکار اشاره میکند. در آن گفته شده که دنیا و تمایلات دنیوی مانند یک گلخن است که از آن، حمام تقوی و پاکی میتواند بیرون آید. نویسنده به حرص و طمع انسانها در دنیا اشاره میکند و میگوید کسانی که در دنیا به دنبال مال و ثروت هستند به مانند سرگینکشانی هستند که در پی آتش گرمابهاند. در نهایت، به ضرورت ترک تمایلات دنیوی و تلاش برای رسیدن به پاکی و تقوا تأکید میشود و بیان میگردد که حرص و طمع در واقع به انسان زیان میزند.
شهوت دنیا مثال گلخنستکه ازو حمام تقوی روشنست
هوش مصنوعی: دنیا و خوشیهای آن مانند یک کورهٔ داغ است که از آن، نور و گرمای پاکی و تقوا ناشی میشود.
لیک قسم متقی زین تون صفاستزانک در گرمابه است و در نقاست
هوش مصنوعی: اما به هر حال، آدم با تقوا از این وضعیت ناپسند دور است، چرا که او در وضعیتی پاک و سالم قرار دارد و در جایی آرام و به دور از آلودگی است.
اغنیا مانندهٔ سرگینکشانبهر آتش کردن گرمابهبان
هوش مصنوعی: ثروتمندان مانند کسی هستند که به دوش خود بار سنگینی را میکشند تا آتش گرمابه را روشن کنند.
اندریشان حرص بنهاده خداتا بود گرمابه گرم و با نوا
هوش مصنوعی: در دل آنها حرص و طمعی قرار داده شده که باعث شده است گرمابهها همیشه پر رونق و شاداب بمانند.
ترک این تون گوی و در گرمابه رانترک تون را عین آن گرمابه دان
هوش مصنوعی: اگر از این کوره خارج شوی و به درون گرمابه بروی، باید بدانید که ترک کوره همانند ترک گرمابه است.
هر که در تونست او چون خادمستمر ورا که صابرست و حازمست
هوش مصنوعی: هر کسی که در توانایی و قدرت خود باشد، مانند یک خدمتگزار است و کسی که صبر و توانمندی دارد، از او فراتر میباشد.
هر که در حمام شد سیمای اوهست پیدا بر رخ زیبای او
هوش مصنوعی: هر کسی که در حمام باشد، چهرهاش به وضوح بر روی زیباییاش نمایان است.
تونیان را نیز سیما آشکاراز لباس و از دخان و از غبار
هوش مصنوعی: تونیان نیز به وضوح بر اساس لباس و دود و غباری که دارند، شناخته میشوند.
ور نبینی روش بویش را بگیربو عصا آمد برای هر ضریر
هوش مصنوعی: اگر روش او را نخواهی دید، بوی او را بگیر. بوی عصا برای هر نابینو (کسی که بینا نیست) میآید.
ور نداری بو در آرش در سخناز حدیث نو بدان راز کهن
هوش مصنوعی: اگر در گفتار خود از موضوعات جدید صحبت میکنی، اما در دل خود بویی از حقیقت قدیمی نداری، باید بدانی که به رازهای عمیق و کهنه آگاه نیستی.
پس بگوید تونیی صاحب ذهببیست سله چرک بردم تا به شب
هوش مصنوعی: پس او میگوید که من بیست سبد چرک به تو آوردم تا شب.
حرص تو چون آتشست اندر جهانباز کرده هر زبانه صد دهان
هوش مصنوعی: حرص و طمع تو مانند آتش است که در دنیا هر گوشهای را روشن کرده و به سرعت در حال گسترش و تاثیرگذاری است.
پیش عقل این زر چو سرگین ناخوشستگرچه چون سرگین فروغ آتشست
هوش مصنوعی: پیش خرد، این طلا به مانند مدفوعی ناپسند است، هرچند که همچون مدفوع، در دل خود شعلهای از روشنی دارد.
آفتابی که دم از آتش زندچرک تر را لایق آتش کند
هوش مصنوعی: آفتابی که درباره آتش صحبت میکند، میتواند چهرهی آلوده و ناپاک را شایستهی آتش کند.
آفتاب آن سنگ را هم کرد زرتا بتون حرص افتد صد شرر
هوش مصنوعی: خورشید توانست سنگ را به طلا تبدیل کند تا حرص و طمع انسان باعث ایجاد هزاران جرقه و آشفتگی شود.
آنک گوید مال گرد آوردهامچیست یعنی چرک چندین بردهام
هوش مصنوعی: او میگوید که ثروت و داراییای که جمع کردهام، در واقع چه چیزی بیش از زحمت و رنجهای زیاد نیست.
این سخن گرچه که رسواییفزاستدر میان تونیان زین فخرهاست
هوش مصنوعی: این حرف، هرچند باعث رسوایی میشود، در بین تو و دیگران به عنوان یک افتخار محسوب میشود.
که تو شش سله کشیدی تا به شبمن کشیدم بیست سله بی کرب
هوش مصنوعی: تو برای رسیدن به هدفهای خود تلاش زیادی کردی، اما من بدون زحمت و به راحتی به موفقیتهای بیشتری دست یافتم.
آنک در تون زاد و پاکی را ندیدبوی مشک آرد برو رنجی پدید
هوش مصنوعی: اگر در تاریکی زندگی، کسی صفا و پاکی را نبیند، مثل این است که بوی مشک را حس کرده و از آن رنج میبرد.