بخش ۶۸ - مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخنویسان آن در جهت رصد
هوش مصنوعی: این داستان درباره بایزید و حال او در پی بوالحسن است. روزی بایزید به همراه همراهانش در صحرا میگذشت که ناگهان بوی خوشی به مشامش رسید. او از سر شوق و عشق، این بو را استنشاق کرد و حالش دگرگون شد. بایزید به حالت مستی درآمد و یکی از مریدانش از او پرسید که این حال خوش به چه دلیل است. او در پاسخ به این پرسش، حالاتی از عشق و بوی خوش را توصیف میکند که نه از دنیای مادی بلکه از غیب و عالم روحانی نشأت میگیرد. او به بوی پیامبران و پیشوایان دینی اشاره میکند و میگوید که این بوی خوش از اویس و دیگر بزرگانی که در آن عالم فانی شدهاند، به او میرسد. در این داستان، به اهمیت بوی عشق و قدرت نفوذ آن بر روح و جان انسانها پرداخته میشود.
آن شنیدی داستان بایزیدکه ز حال بوالحسن پیشین چه دید
هوش مصنوعی: آیا داستان بایزید را شنیدی که از حال بوالحسن پیشین چه تجاربی داشت؟
روزی آن سلطان تقوی میگذشتبا مریدان جانب صحرا و دشت
هوش مصنوعی: روزی آن ولی بزرگ و پرهیزگار با پیروانش از کنار دشت و صحرا عبور میکرد.
بوی خوش آمد مر او را ناگهاندر سواد ری ز سوی خارقان
هوش مصنوعی: بویی خوش ناگهان به او رسید در منطقه ری، از سمت خارقان.
هم بدانجا نالهٔ مشتاق کردبوی را از باد استنشاق کرد
هوش مصنوعی: او نیز به همان مکان نالهٔ عاشقانهای سر داد، بوی عشق را از راه باد استشمام کرد.
بوی خوش را عاشقانه میکشیدجان او از باد باده میچشید
هوش مصنوعی: عشق او به بوی خوش باعث شده که روحش از آن لذت ببرد و با نسیم شراب طعم زندگی را بچشد.
کوزهای کو از یخابه پر بودچون عرق بر ظاهرش پیدا شود
هوش مصنوعی: کوزهای که از آب پر است، وقتی عرق کند، نشانهای از محتوای درونش بروز میکند.
آن ز سردی هوا آبی شدستاز درون کوزه نم بیرون نجست
هوش مصنوعی: به خاطر سردی هوا، آبی که درون کوزه است به حالت یخ درآمده و از آن بیرون نمیآید.
باد بویآور مر او را آب گشتآب هم او را شراب ناب گشت
هوش مصنوعی: باد بوی تازهای به او میدهد، آب نیز او را به مقام شگفتانگیزی میرساند و حتی آب به مانند شراب خالص و ناب در میآید.
چون درو آثار مستی شد پدیدیک مرید او را از آن دم بر رسید
هوش مصنوعی: زمانی که نشانههای مستی در او نمایان شد، یکی از پیروانش به او نزدیک شد.
پس بپرسیدش که این احوال خوشکه برونست از حجاب پنج و شش
هوش مصنوعی: پس از او پرسیدند که این حال خوشی که در خارج از پردههای پنج و شش قرار دارد، چیست؟
گاه سرخ و گاه زرد و گه سپیدمیشود رویت چه حالست و نوید
هوش مصنوعی: گاهی چهرهات به رنگهای مختلف در میآید؛ گاهی قرمز، گاهی زرد و گاهی سفید. حالت و خبر از چیست؟
میکشی بوی و به ظاهر نیست گلبیشک از غیبست و از گلزار کل
هوش مصنوعی: بویی که از تو منتشر میشود، مانند بوی گل است؛ هرچند از ظاهر گل خبری نیست. این بوی خوش حاکی از وجودی پنهان و ناشناخته است، که از باغ گل میآید.
ای تو کام جان هر خودکامهایهر دم از غیبت پیام و نامهای
هوش مصنوعی: تو جانمایهی خوشی هر فرمانروا هستی و به طور مداوم از غیبت تو پیامی و نامهای وجود دارد.
هر دمی یعقوبوار از یوسفیمیرسد اندر مشام تو شفا
هوش مصنوعی: هر لحظه مانند یعقوب که بوی یوسف را احساس میکند، بوی شفایی به مشام تو میرسد.
قطرهای بر ریز بر ما زان سبوشمهای زان گلستان با ما بگو
هوش مصنوعی: از آن قدحی که در دست داری، قطرهای بر ما ببار و از آن باغ دلانگیز برای ما سخن بگو.
خو نداریم ای جمال مهتریکه لب ما خشک و تو تنها خوری
هوش مصنوعی: ما عادت نداریم که تو زیبایی و ما با لبهای خشک تنها به تماشا بنشینیم.
ای فلکپیمای چست چستخیززانچ خوردی جرعهای بر ما بریز
هوش مصنوعی: ای آسمان پرجنبوجوش، برای ما بهزودی از آن جرعهای که نوشیدهای بریز.
میر مجلس نیست در دوران دگرجز تو ای شه در حریفان در نگر
هوش مصنوعی: در زمانهای دیگر، کسی مانند تو که رهبر و مهماننواز باشد وجود ندارد. ای پادشاه، در میان رقبایت نگریستهشو که چه فضیلتهایی داری.
کی توان نوشید این می زیردستمی یقین مر مرد را رسواگرست
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند این شراب را بنوشد، در حالی که زیر این شراب، یک حقیقتی نهفته است که میتواند مرد را رسوا کند؟
بوی را پوشیده و مکنون کندچشم مست خویشتن را چون کند
هوش مصنوعی: چشم مست و سرشار از عشق خود را چگونه میتواند از بوی خوش پنهان کند؟
خود نه آن بویست این که اندر جهانصد هزاران پردهاش دارد نهان
هوش مصنوعی: این پیام به ما میگوید که حقیقت واقعی چیزی نیست که به راحتی قابل مشاهده باشد. در واقع، در دنیا بسیاری از لایهها و پردهها وجود دارند که این حقیقت را پوشاندهاند و قابل درک نیستند.
پر شد از تیزی او صحرا و دشتدشت چه کز نه فلک هم در گذشت
هوش مصنوعی: دشت و صحرا از شدت نشاط و شوق او پر شدهاند، بهطوری که حتی آسمان هم از عبور او جا مانده است.
این سر خم را به کهگل در مگیرکین برهنه نیست خود پوششپذیر
هوش مصنوعی: این سر خم را به دوش کسی نینداز، زیرا که این جسم عریان است و خود نیازی به پوشش دارد.
لطف کن ای رازدان رازگوآنچ بازت صید کردش بازگو
هوش مصنوعی: لطفاً آنچه را که به تو گفتم فاش کن و به من بگو که چه چیزی باعث شد تا راز این موضوع را کشف کنی.
گفت بوی بوالعجب آمد به منهمچنانک مر نبی را از یمن
هوش مصنوعی: گفت: بوی عطر بینظیری به من رسید، درست مثل بوی نبی که از یمن میآید.
که محمد گفت بر دست صبااز یمن میآیدم بوی خدا
هوش مصنوعی: محمد گفت که بوی خوشی از سمت یمن به دست صبا میرسد، بویی که نشانهای از وجود خداوند است.
بوی رامین میرسد از جان ویسبوی یزدان میرسد هم از اویس
هوش مصنوعی: بوی رامین به سمت جان ویس میآید و هم بوی خداوند از اویس به مشام میرسد.
از اویس و از قرن بوی عجبمر نبی را مست کرد و پر طرب
هوش مصنوعی: بوی شگفتی از اویس و از زمانه به پیامبر رسید و او را سرشار از حال خوش و شوق کرد.
چون اویس از خویش فانی گشته بودآن زمینی آسمانی گشته بود
هوش مصنوعی: وقتی اویس از خودگذشتگی کرده و از خود غفلت کرده بود، آن زمان زمین به مرتبهای از آسمان و معنویت دست یافته بود.
آن هلیلهٔ پروریده در شکرچاشنی تلخیش نبود دگر
هوش مصنوعی: آن هلیلهای که در شکر رشد کرده است، دیگر طعمی تلخ ندارد.
آن هلیلهٔ رسته از ما و منینقش دارد از هلیله طعم نی
هوش مصنوعی: هلیلهای که از تعلقات و خودخواهیها رها شده، طعمی از هلیلهای دیگر دارد که نشاندهندهٔ عدم وابستگی به دنیا و تجربیات معنوی عمیقتری است.
این سخن پایان ندارد باز گردتا چه گفت از وحی غیب آن شیرمرد
هوش مصنوعی: این حرف تمام نمیشود، برگرد و ببین آن مرد دلیر چه چیزی از وحی پنهان بیان کرده است.