بخش ۱۰۰ - در تقریر معنی توکل حکایت آن زاهد کی توکل را امتحان میکرد از میان اسباب و شهر برون آمد و از قوارع و رهگذر خلق دور شد و ببن کوهی مهجوری مفقودی در غایت گرسنگی سر بر سر سنگی نهاد و خفت و با خود گفت توکل کردم بر سببسازی و رزاقی تو و از اسباب منقطع شدم تا ببینم سببیت توکل را
هوش مصنوعی: داستان درباره یک زاهد است که به اخلاص و اعتماد به خداوند در رزق و روزیاش پافشاری میکند. او برای امتحان ایمانش به بیابان میرود و در کنار کوهی استراحت میکند تا ببیند آیا رزقش به او میرسد یا نه. در این حین، کاروانی او را در حال خواب میبیند و تحت تأثیر قرار میگیرد که چطور او از خطرات اطراف نمیترسد. وقتی زاهد در اثر گرسنگی دچار ضعف میشود، کاروانیان به او غذا میدهند، اما او همچنان به ایمانش در مورد رازق بودن خداوند اعتقاد دارد و میگوید که رزق الهی به صابران میرسد. این داستان نشاندهنده اطمینان و تسلیم زاهد به خداست و اینکه صبر و باور به خدا میتواند در سختیها، راهگشا باشد.
آن یکی زاهد شنود از مصطفیکه یقین آید به جان رزق از خدا
هوش مصنوعی: یکی از زاهدان از پیامبر شنید که به یقین رزق از سوی خدا برای انسان میآید.
گر بخواهی ور نخواهی رزق توپیش تو آید دوان از عشق تو
هوش مصنوعی: اگر بخواهی یا نخواهی، روزی تو به سوی تو خواهد آمد، که این به خاطر محبت و عشق توست.
از برای امتحان آن مرد رفتدر بیابان نزد کوهی خفت تفت
هوش مصنوعی: آن مرد برای آزمایش به بیابان رفت و نزد کوهی استراحت کرد.
که ببینم رزق میآید به منتا قوی گردد مرا در رزق ظن
هوش مصنوعی: من میخواهم ببینم که آیا روزی به سراغم میآید تا بتوانم در مورد روزی خود مطمئنتر شوم.
کاروانی راه گم کرد و کشیدسوی کوه آن ممتحن را خفته دید
هوش مصنوعی: کاروانی راه خود را گم کرد و به سوی کوه رفت. در آنجا، شخصی که در حال آزمایش و امتحان بود را در حال خواب دید.
گفت این مرد این طرف چونست عوردر بیابان از ره و از شهر دور
هوش مصنوعی: این فرد چرا در این بیابان تنها و دور از شهر به سر میبرد؟
ای عجب مردهست یا زنده که اومینترسد هیچ از گرگ و عدو
هوش مصنوعی: شگفتا، آیا او مرده است یا زنده که از گرگ و دشمن هیچ هراسی ندارد؟
آمدند و دست بر وی میزدندقاصدا چیزی نگفت آن ارجمند
هوش مصنوعی: جمعی به سمت او آمدند و به او توجه میکردند، اما او که شخصیتی بزرگ و با ارزش بود، چیزی نگفت.
هم نجنبید و نجنبانید سروا نکرد از امتحان هم او بصر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هم او (که به نظر بیتفاوت میآید) و هم افرادی که او را تحت فشار قرار میدهند، در برابر آزمایشها و چالشها تغییری به خود راه نمیدهند و نگاهشان را از واقعیت بر نمیگردانند. در واقع، همه در برابر شرایط کنونی ثابت قدم ماندهاند و از خود واکنشی نشان نمیدهند.
پس بگفتند این ضعیف بیمراداز مجاعت سکته اندر اوفتاد
هوش مصنوعی: پس گفتند که این فرد ضعیف که هیچ امیدی به خواستهاش ندارد، از شدت ناامیدی و پریشانی به حالتی بحرانی افتاده است.
نان بیاوردند و در دیگی طعامتا بریزندش به حلقوم و به کام
هوش مصنوعی: نان آوردند و در دیگی غذا گذاشتند تا آن را در دهان و به کام بگذارند.
پس بقاصد مرد دندان سخت کردتا ببیند صدق آن میعاد مرد
هوش مصنوعی: مرد با اراده و تلاشی قوی به سمت هدفش رفت تا راستی و صداقت آن وعده را بسنجد.
رحمشان آمد که این بس بینواستوز مجاعت هالک مرگ و فناست
هوش مصنوعی: آنها به حال این بیچاره رحم کردند، زیرا او به شدت در تنگنای گرسنگی و مرگ و فنا قرار دارد.
کارد آوردند قوم اشتافتندبسته دندانهاش را بشکافتند
هوش مصنوعی: مردم کارد آوردند و ترسیدند، سپس دندانهای او را باز کردند.
ریختند اندر دهانش شوربامیفشردند اندرو نانپارهها
هوش مصنوعی: آنها غذایی در دهان او ریختند و نانپارهها را در آن فشار میدادند.
گفت ای دل گرچه خود تن میزنیراز میدانی و نازی میکنی
هوش مصنوعی: ای دل، هرچند از تن خود دوری و به آن آسیب میزنی، اما به خوبی میدانی که چه چیزی در دل خود داری و به آن توجهی نمیکنی.
گفت دل دانم و قاصد میکنمرازق الله است بر جان و تنم
هوش مصنوعی: به من گفتهاند که دل میداند و من بااراده جلو میروم، زیرا اینکه روزیدهنده خداوند است که به روح و جسم من زندگی میبخشد.
امتحان زین بیشتر خود چون بودرزق سوی صابران خوش میرود
هوش مصنوعی: امتحان از این سختتر هم وجود دارد و برای صابران، روزی و نعمتهای خوشی به سمتشان میآید.