بخش ۱۰۲ - جواب گفتن خر روباه را کی توکل بهترین کسبهاست کی هر کسبی محتاجست به توکل کی ای خدا این کار مرا راست آر و دعا متضمن توکلست و توکل کسبی است کی به هیچ کسبی دیگر محتاج نیست الی آخره
هوش مصنوعی: این متن به بحثی در مورد توکل بر خدا و تجربههای انسانی میپردازد. شخصی در این گفتگو به عدم دانایی خود در مورد کسب و شکرگزاری اشاره میکند و میگوید که نمیداند چگونه باید شکر خدا را به جا آورد تا روزی و نعمت بیشتری بیابد. سپس بعد از بحثهایی بین آنها، یک نکته مهم به میان میآید که باید از افتادن در دشواریها پرهیز کرد و در عوض در صبر و شکیبایی بمانند.
به تصویر کشیدن یک مرغزار سرسبز و حیواناتی که در آرامش در آنجا زندگی میکنند، نمادی از آرامش و نعمت است. در این جا، فردی که در آن مرغزار نیست و در عذاب است، مورد کنایه قرار میگیرد که چرا از وضعیت سخت خود شاکی است در حالی که در بیرون از آن جو آرامش وجود دارد. در انتها، تأکید میشود که درک انسانی و شکرگزاری فرد به خود او بستگی دارد و از جایی آمده که آگاهی و شادی را به درستی نداشته است.
گفت من به از توکل بر ربیمیندانم در دو عالم مکسبی
هوش مصنوعی: او میگوید که من نمیدانم در دو جهان هیچچیز به اندازه توکل بر خدا خوب و مفید است.
کسب شکرش را نمیدانم ندیدتا کشد رزق خدا رزق و مزید
هوش مصنوعی: من نمیدانم چگونه باید شکرگزاری کنم، زیرا هنوز نداشتهام که رزق و روزی خدا به من برسد و لطف بیشتری نصیبم شود.
بحثشان بسیار شد اندر خطابمانده گشتند از سؤال و از جواب
هوش مصنوعی: آنها در بحث و گفتوگو بسیار مشغول شدند و از سؤال و جوابهایشان به بنبست رسیدند و نتوانستند به نتیجهای برسند.
بعد از آن گفتش بدان در مملکهنهی لا تلقوا بایدی تهلکه
هوش مصنوعی: پس از آن به او گفت که در این سرزمین نباید خود را به خطر بیندازید.
صبر در صحرای خشک و سنگلاخاحمقی باشد جهان حق فراخ
هوش مصنوعی: تحمل در دشتی بیآب و سنگی، نشانهی نادانی است، زیرا دنیای حقیقت و واقعیت بسیار وسیع و گسترده است.
نقل کن زینجا به سوی مرغزارمیچر آنجا سبزه گرد جویبار
هوش مصنوعی: از اینجا به طرف دشت برو، آنجا جایی است که سبزهها در کنار جویبار روییدهاند.
مرغزاری سبز مانند جنانسبزه رسته اندر آنجا تا میان
هوش مصنوعی: در جای دلانگیز و زیبایی، علفهای سبز و تازهای رشد کردهاند که مانند بهشت به نظر میرسند.
خرم آن حیوان که او آنجا شوداشتر اندر سبزه ناپیدا شود
هوش مصنوعی: سعادت و خوشحالی به آن موجودی میرسد که در جایی آرام و دلانگیز قرار بگیرد، به طوری که دیگران نمیتوانند او را ببینند.
هر طرف در وی یکی چشمهٔ رواناندرو حیوان مرفه در امان
هوش مصنوعی: در هر گوشهای از این سرزمین، آب زلالی وجود دارد و حیوانات در آنجا در امنیت و آرامش زندگی میکنند.
از خری او را نمیگفت ای لعینتو از آنجایی چرا زاری چنین
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که کسی به دیگری میگوید که چرا اینقدر از خود ناراحتی و هیچ اشارهای به واقعیتهای اطراف خود نمیکند. به نوعی، این فرد از دیگران میخواهد که به واقعیتها توجه کنند و از نگرانیهای بیمورد دوری کنند.
کو نشاط و فربهی و فر توچیست این لاغر تن مضطر تو
هوش مصنوعی: خوشی و زیبایی و شکوه تو کجاست؟ این بدن لاغر و ناتوان تو چه حالتی دارد؟
شرح روضه گر دروغ و زور نیستپس چرا چشمت ازو مخمور نیست
هوش مصنوعی: اگر توصیف زیباییهای بهشت و رویدادهای آن، نادرست و فریبنده باشد، پس چرا هنوز هم چشمانت از شنیدنش پر از شادی و سرمستی نیست؟
این گدا چشمی و این نادیدگیاز گدایی تست نه از بگلربگی
هوش مصنوعی: این شخصی که به نظر میرسد فقیر و نیازمند است، نشاندهندهٔ بیتوجهی و نادیده گرفتن ارزشهای درونی خود در وضعیت ناگوارش است و این وضعیت ناشی از فقر و تنگدستیاش نیست، بلکه به دلیل ناتوانی در شناخت خود و ریشهٔ وجودیاش است.
چون ز چشمه آمدی چونی تو خشکور تو ناف آهویی کو بوی مشک
هوش مصنوعی: وقتی که از چشمه بهوجود آمدی، آیا به خشکی خواهی گرایید؟ یا اینکه مانند آهو سرشار از بوی خوش و عطر خواهی بود؟
زانک میگویی و شرحش میکنیچون نشانی در تو نامد ای سنی
هوش مصنوعی: چون تو در توصیف و بیان آنچه میگویی، نشانهای از وجود خودت پیدا نمیشود، این کار بیمعناست.