بخش ۱۲۲ - در بیان فضیلت احتما و جوع
در این ابیات مولانا سعی دارد که به ما بگوید که گرسنگی درمان بسیاری از دردهای این جسم هست و آن را فضیلت میشمارد و بسیار نیکو میداند. همچنین با بیان مثالی که اگر گرسنگی باشد میل نیز وجود دارد و اگر میل باشد، آدمی به کمترین چیزها نیز قانع میشود اما اگر سر سیری بخواهد که دست به کاری بزند قطعا برای او اشتیاقی برانگیخته نمیشود.
جوع خود سلطان داروهاست هینجوع در جان نه چنین خوارش مبین
بدان که گرسنگی شاه همهی داروهاست گرسنگی را پذیرا باش و خوار نشمار و از آن دوری نکن
جمله ناخوش از مجاعت خوش شدستجمله خوشها بیمجاعتها ردست
چهبسیاری از غذاهای نامطبوع و غیرلذیذ که از گرسنگی خوشطعم و گوارا شدهاند و چه بسیاری از غذاهای گوارا و لذیذ به هنگام سیری نامطبوع آمدند