بخش ۱۳۱ - درک وجدانی چون اختیار و اضطرار و خشم و اصطبار و سیری و ناهار به جای حس است کی زرد از سرخ بداند و فرق کند و خرد از بزرگ و طلخ از شیرین و مشک از سرگین و درشت از نرم به حس مس و گرم از سرد و سوزان از شیر گرم و تر از خشک و مس دیوار از مس درخت پس منکر وجدانی منکر حس باشد و زیاده که وجدانی از حس ظاهرترست زیرا حس را توان بستن و منع کردن از احساس و بستن راه و مدخل وجدانیات را ممکن نیست و العاقل تکفیه الاشارة
هوش مصنوعی: در این متن، نویسنده به بررسی مفهوم اختیار و درک وجدانی میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که اختیار انسان سبب میشود که او بر کارهای خود آگاهی داشته باشد و از خطاهایش پشیمان شود. قرآن را به عنوان منبع فرمان و نهی معرفی میکند و تأکید میکند که هیچ عقل سلیمی بر اشیاء بیجان (مثل سنگ و چوب) حکمی نمیکند. متن همچنین به این مسئله میپردازد که انسان باید از خشم و انتقامجویی بیجهت خودداری کند و بر نادانی و جاهلی که موجب خشم میشود، تأکید میکند. در نهایت، نویسنده به تمثیلهایی اشاره میکند که نشان میدهند هیچکدام از مخلوقات نباید به خاطر اعمال دیگران خشمگین شوند، بلکه باید از اختیار و عقل خود استفاده کنند تا بر احساسات و واکنشهای خود تسلط یابند.
درک وجدانی به جای حس بودهر دو در یک جدول ای عم میرود
هوش مصنوعی: درک عمیق و درونی به جای حس و احساس ظاهری است، هر دو حالت در یک راستا قرار دارند و این روند ادامه دارد.
نغز میآید برو کن یا مکنامر و نهی و ماجراها و سخن
هوش مصنوعی: با ناز و ظرافت به سوی ما میآید، تو فقط دستور نده یا کاری نکن؛ مسأله و گفتگوها را رها کن.
این که فردا این کنم یا آن کنماین دلیل اختیارست ای صنم
هوش مصنوعی: من میتوانم تصمیم بگیرم که فردا چه کار کنم، این نشاندهنده آزادی انتخاب من است، ای محبوب.
وان پشیمانی که خوردی زان بدیز اختیار خویش گشتی مهتدی
هوش مصنوعی: پشیمانی که بر اثر بدیها احساس کردی، به دلیل انتخابهای خودت بود و این باعث شد که هدایت یابی.
جمله قران امر و نهیست و وعیدامر کردن سنگ مرمر را کی دید
هوش مصنوعی: تمامی قرآن دستوری برای عمل و نهی از کارهای ناپسند است، اما هیچکس زیبایی و شفافیت دستورات الهی را همانند دیدن سنگ مرمر درک نکرده است.
هیچ دانا هیچ عاقل این کندبا کلوخ و سنگ خشم و کین کند
هوش مصنوعی: هیچ آدم عاقل و دانایی با سنگ و کلوخ، به خشم و کینهورزی نمیپردازد.
که بگفتم کین چنین کن یا چنانچون نکردید ای موات و عاجزان
هوش مصنوعی: در این جمله به نوعی انتقاد و ناراحتی اشاره میشود از اینکه فرد یا افرادی نتوانستهاند به خواستهها یا توقعات دیگران پاسخ مثبت بدهند. گویا گوینده پیشتر خواستهای را مطرح کرده اما دیدن که آن درخواست برآورده نشده و این امر به ناتوانی یا بیتفاوتی اشاره دارد. در مجموع به احساس ناامیدی و عدم پاسخگویی اشاره میکند.
عقل کی حکمی کند بر چوب و سنگعقل کی چنگی زند بر نقش چنگ
هوش مصنوعی: عقل نمیتواند بر روی چوب و سنگ حکمی بدهد و نمیتواند به صدا و هارمونیهایی که از ساز خارج میشود، واکنشی نشان دهد.
کای غلام بسته دست اشکستهپانیزه برگیر و بیا سوی وغا
که ای خدمتگزار، تو که دستت باندپیچی شده و پایت شکستگی دارد، سلاح خود را بردار و به میدان جنگ بیا.
خالقی که اختر و گردون کندامر و نهی جاهلانه چون کند
هوش مصنوعی: آفرینندهای که ستارهها و آسمان را میسازد، چگونه میتواند دستورات و نهیهای نادانانه صادر کند؟
احتمال عجز از حق راندیجاهل و گیج و سفیهش خواندی
تو احتمال (امکان) ناتوانی را از حق (خداوند) رد کردی (نادرست دانستی)، ولی او را شخصی نادان، گیج و احمق شمردی.
عجز نبود از قدر ور گر بودجاهلی از عاجزی بدتر بود
هوش مصنوعی: ناتوانی از مقام و ارزش نیست، اگرچه جهل و نادانی از ناتوانی هم بدتر است.
ترک میگوید قنق را از کرمبیسگ و بیدلق آ سوی درم
هوش مصنوعی: ترک میگوید: از این که بیدرد و بیدغدغه به سمت درخت میروم، خوشحالم.
وز فلان سوی اندر آ هین با ادبتا سگم بندد ز تو دندان و لب
هوش مصنوعی: از آن طرف، با ادب و احترام وارد شو تا شاید سگ هم به خاطر تو دندان و لبش را ببندد.
تو به عکس آن کنی بر در رویلاجرم از زخم سگ خسته شوی
هوش مصنوعی: تو بر خلاف آنچه باید رفتار میکنی و در نتیجه از زخمها و دردهای ناشی از آن خسته خواهی شد.
آنچنان رو که غلامان رفتهاندتا سگش گردد حلیم و مهرمند
هوش مصنوعی: به قدری در رفتن و پذیرش مقام و محبت تلاش کن که حتی دشمنانت هم از تو متاثر شده و به حالت نرم و دوستی درآیند.
تو سگی با خود بری یا روبهیسگ بشورد از بن هر خرگهی
هوش مصنوعی: اگر تو با خود به جایی بروی، هر موجودی از قبیل سگی یا روباهی که بر سر راهت باشد، از بین خواهد رفت و نابود خواهد شد.
غیر حق را گر نباشد اختیارخشم چون میآیدت بر جرمدار
هوش مصنوعی: اگر کسی بر حق نباشد، نمیتواند بر خشم خود کنترل داشته باشد و هنگامی که بر او ظلمی شود، نمیتواند خود را مهار کند.
چون همیخایی تو دندان بر عدوچون همی بینی گناه و جرم ازو
هوش مصنوعی: اگر تو بر دشمن غیور هستی و دندانهایت را به او نشان میدهی، زمانی که گناه و جرم او را میبینی، باید بر حذر باشی.
گر ز سقف خانه چوبی بشکندبر تو افتد سخت مجروحت کند
هوش مصنوعی: اگر چوبی از سقف خانه بیفتد، به شدت به تو آسیب میزند و مجروحت میکند.
هیچ خشمی آیدت بر چوب سقفهیچ اندر کین او باشی تو وقف
هوش مصنوعی: هیچ تندی و غضبی نباید بر سقف چوبی داشته باشی، چون در مقابل آن، تو هستی که خود را وقف کردهای.
که چرا بر من زد و دستم شکستاو عدو و خصم جان من بدست
هوش مصنوعی: چرا او به من آسیب زد و باعث شد که دستم بشکند، در حالی که او دشمن و رقیب جان من است.
کودکان خرد را چون میزنیچون بزرگان را منزه میکنی
هوش مصنوعی: وقتی با کودکان کوچک برخورد میکنی، باید همانند بزرگترها با احترام و محبت با آنها رفتار کنی.
آنک دزدد مال تو گویی بگیردست و پایش را ببر سازش اسیر
هوش مصنوعی: اگر کسی مال تو را دزدید، بهتر است او را بگیری و مقیدش کنی تا نتواند فرار کند.
وآنک قصد عورت تو میکندصد هزاران خشم از تو میدمد
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که وقتی کسی به نیت آسیب رساندن به تو نزدیک میشود، خشم و نفرت بسیاری از دیگران نسبت به او بروز میکند و حس حمایت و دفاع از تو در میان آنها افزایش مییابد.
گر بیاید سیل و رخت تو بردهیچ با سیل آورد کینی خرد
هوش مصنوعی: اگر سیل بیفتد و تمام belongings تو را ببرد، هیچ اهمیتی ندارد که با این سیل کینهای در دل داشته باشی.
ور بیامد باد و دستارت ربودکی ترا با باد دل خشمی نمود
هوش مصنوعی: اگر بادی بیفتد و دندانگیر تو را برباید، آیا دل تو بر این حادثه بر باد خشمگین میشود؟
خشم در تو شد بیان اختیارتا نگویی جبریانه اعتذار
هوش مصنوعی: خشم در وجود تو به گونهای بروز کرده که دیگر نتوانی بیاختیار عذرخواهی کنی.
گر شتربان اشتری را میزندآن شتر قصد زننده میکند
هوش مصنوعی: اگر چوپان به شتر ضربه بزند، آن شتر به قصد چوپان برمیگردد.
خشم اشتر نیست با آن چوب اوپس ز مختاری شتر بردست بو
هوش مصنوعی: خشم شتر به دلیل آن چوبی که به آن زده میشود نیست، بلکه از اختیار خود شتر ناشی میشود.
همچنین سگ گر برو سنگی زنیبر تو آرد حمله گردد منثنی
هوش مصنوعی: اگر به کسی آسیب بزنی، او نیز به تو حملهور خواهد شد و مسلماً در مقابل آن زخم خواهد خورد.
سنگ را گر گیرد از خشم توستکه تو دوری و ندارد بر تو دست
هوش مصنوعی: اگر سنگی از خشم تو متاثر شود، به خاطر این است که تو از آن فاصله گرفتهای و او قدرتی بر تو ندارد.
عقل حیوانی چو دانست اختیاراین مگو ای عقل انسان شرم دار
هوش مصنوعی: زمانی که عقل حیوانات فهمید که اختیار و انتخاب در دست آنهاست، دیگر نباید بگویی که ای عقل انسانی، شرمنده باش.
روشنست این لیکن از طمع سحورآن خورنده چشم میبندد ز نور
هوش مصنوعی: این نکته واضح است، اما به خاطر آرزوی سحری، آن کسی که میخواهد بخورد، چشمانش را به روی نور میبندد.
چونک کلی میل او نان خوردنیسترو به تاریکی نهد که روز نیست
هوش مصنوعی: چون اشتیاقش به نان نیست، به سمت تاریکی میرود زیرا در روز وجود ندارد.
حرص چون خورشید را پنهان کندچه عجب گر پشت بر برهان کند
هوش مصنوعی: اگر حرص بتواند خورشید را پنهان کند، چه تعجبی دارد اگر بر دلایل و منطق پشت کند؟