بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به افرادی که در خواب غفلت به سر میبرند، هشدار میدهد و از آنها میخواهد از خواب بیدار شوند. او به وقایع تلخ و غمانگیز اشاره کرده و بیان میکند که این غم دیرزمانی است که به آنها رسیده است. گوینده از ناکامیهای روح سلطانی که از زندان رهایی یافته، صحبت کرده و به شادی او اشاره میکند. او بر اهمیت آگاهی از وضعیت کنونی تأکید میکند و میگوید که افراد نباید در انکار واقعیتها بمانند، زیرا در نهایت تنها باید با دلتنگی و درد درونی خود مواجه شوند. در پایان، او تأکید میکند که افراد باید از حوادث برانگیخته و عاطفی فرار نکنند و به چشماندازهای روشن زندگی بنگرند.
گفت آری لیک کو دور یزیدکی بدست این غم چه دیر اینجا رسید
گفت:بله، ولی دوران یزید (واقعه عاشورا)گذشته است.این غم چه زمانی اتفاق افتاده؟خبرش چقدر دیر به اینجا رسید.
چشم کوران آن خسارت را بدیدگوش کران آن حکایت را شنید
حتی انسانهای کور آن خسارت(واقعهء عاشورا) را دیدند و انسانهای کر آن ماجرا را شنیدند.
خفته بودستید تا اکنون شماکه کنون جامه دریدیت از عزا
هوش مصنوعی: شما تا حالا در خواب بودید، اما حالا به دلیل سوگ و عزاداری، لباسهایتان را پاره کردهاید.
پس عزا بر خود کنید ای خفتگانزانک بد مرگیست این خواب گران
هوش مصنوعی: پس بر خودتان عزاداری کنید ای خوابآلودگان، زیرا این خواب سنگین، مرگی بد به شمار میآید.
روح سلطانی ز زندانی بجستجامه چون دریم ، چون خاییم دست
هوش مصنوعی: روح پادشاهی از بند رها شد و مانند درختی از زمین بیرون آمده است؛ ما نیز به زودی از قید و بند آزاد خواهیم شد.
چونک ایشان خسرو دین بودهاندوقت شادی شد چو بشکستند بند
هوش مصنوعی: زمانی که آنها بزرگ و محترم دین بودهاند، وقتی که شادی به وجود آمد مانند زمانی است که بند و زنجیرها پاره شد.
سوی شادروان دولت تاختندکنده و زنجیر را انداختند
هوش مصنوعی: به سمت خوشبختی و سعادت حرکت کردند و زنجیرهای محدود کننده را رها کردند.
روز ملکست و کش و شاهنشهیگر تو یک ذره ازیشان آگهی
هوش مصنوعی: روز قیامت و فرمانروایی و سلطنت، اگر تو فقط کمی از آنچه بر این موضوع میگذرد، آگاه باشی.
ور نهای آگه برو بر خود گریزانک در انکار نقل و محشری
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی، بهتر است به خودت نگاهی بیندازی و از خودت بپرسید؛ زیرا انکار حقیقت و واقعیت، مرا به جایی میرساند که به حساب و کتاب کشیده میشوم.
بر دل و دین خرابت نوحه کنکه نمیبیند جز این خاک کهن
هوش مصنوعی: برای دل و ایمان خراب شدهات غم و اندوه بپاش، زیرا فقط این خاک قدیمی را میبیند.
ور همیبیند چرا نبود دلیرپشتدار و جانسپار و چشمسیر
هوش مصنوعی: اگر کسی که درصحنه حضور دارد، به خوبی نمیبیند، پس چرا دلیرانی که جان و دل خود را در خطر میاندازند و با چشمانی پر از دیدن هستند، در کنار او نیستند؟
در رخت کو از می دین فرخیگر بدیدی بحر کو کف سخی
هوش مصنوعی: اگر در لباس تو درازیکوش می از دین خوشی را میجستی، دریای بخشش را میدیدی.
آنکه جو دید آب را نکند دریغخاصه آن کو دید آن دریا و میغ
هوش مصنوعی: کسی که به آبی که در زمینهاش جاری است توجه کند، هرگز احساس حسادت و دریغ نخواهد کرد، به ویژه اگر آن شخص دریای بزرگ و آسمان وسیع را دیده باشد.