بخش ۵۷ - گفتن درزی ترک را هی خاموش کی اگر مضاحک دگر گویم قبات تنگ آید
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یک درزگیر (درزی) اشاره میکند که به خاطر ظاهر و لباسش دچار تشویش و نگرانی است. او میگوید که اگر خیلی لاغر شود، لباسش تنگ میشود و این موضوع به خودش هم مربوط نیست. شاعر همچنین به مفهوم خنده اشاره میکند و میگوید که اگر کسی معنی خنده را میدانست، به جای خندیدن باید اشک بریزد، که نشاندهندهی عمق درد و غم است.
گفت درزی ای طواشی بر گذروای بر تو گر کنم لاغی دگر
هوش مصنوعی: گفت دوختکار، ای نازکطبع، در راهی که میگذری، وای بر تو اگر دوباره لاغر شوم.
پس قبایت تنگ آید باز پساین کند با خویشتن خود هیچ کس
هوش مصنوعی: اگر پیراهن تو تنگ شده، دیگر نمیتوانی با خودت درگیر شوی؛ هیچ کس نمیتواند کمکی به تو کند.
خندهٔ چه رمزی ار دانستییتو به جای خنده خون بگرستیی
هوش مصنوعی: اگر میدانستی که خنده چه معنای عمیقی دارد، به جای خندیدن، اشک میریختی.