بخش ۶۶ - تمامی قصهٔ آن فقیر و نشان جای آن گنج
هوش مصنوعی: در این متن، فردی به دنبال گنجی پنهان در خارج از شهر است که در یک رقعه به او اطلاع داده شده. او به یک مکان خاص در مشهد مراجعه میکند و سعی میکند با تیراندازی مکان گنج را پیدا کند. پس از چندین تلاش و با استفاده از ابزارهایی مانند تبر و بیل، او متوجه نمیشود که گنجی در آن مکان وجود ندارد. این داستان به تکرار تلاشهای بیفایده او اشاره دارد و در نهایت به ایجاد حیرت و شگفتی در مردم شهر اشاره میکند.
اندر آن رقعه نبشته بود اینکه برون شهر گنجی دان دفین
هوش مصنوعی: در آن نوشته آمده بود که خارج از شهر، گنجی گرانبها و پنهان وجود دارد.
آن فلان قبه که در وی مشهدستپشت او در شهر و در در فدفدست
هوش مصنوعی: آن سالن که درونش مقبرهای است، پشت آن در شهر و در کنار خاک است.
پشت با وی کن تو رو در قبله آروانگهان از قوس تیری بر گذار
هوش مصنوعی: به او روی کن و در جهت درست قرار بگیر، سپس ناگهان از سمت قوس، تیر رهایی را رها کن.
چون فکندی تیر از قوس ای سعادبر کن آن موضع که تیرت اوفتاد
هوش مصنوعی: وقتی تیر را از کمان رها کردی، ای سعادت، به جایی برو که تیر به زمین افتاده است.
پس کمان سخت آورد آن فتیتیر پرانید در صحن فضا
هوش مصنوعی: پس کمان را به سختی آماده کرد و آن جوان تیرش را در آسمان پرتاب نمود.
زو تبر آورد و بیل او شاد شادکند آن موضع که تیرش اوفتاد
هوش مصنوعی: او با تبر و بیل به کار اشتغال دارد و در جایی که تیرش به زمین افتاده، شادی و سرزندگی را به آن محل میآورد.
کند شد هم او و هم بیل و تبرخود ندید از گنج پنهانی اثر
هوش مصنوعی: او و ابزارهایش، بیل و تبر، به کندی پیش میروند و هیچ نشانی از گنج پنهانی را نمیبینند.
همچنین هر روز تیر انداختیلیک جای گنج را نشناختی
هوش مصنوعی: هر روز تلاش کردی و کار کردی، اما نتوانستی مکان گنج را پیدا کنی.
چونک این را پیشه کرد او بر دوامفجفجی در شهر افتاد و عوام
هوش مصنوعی: وقتی او به این کار ادامه داد، در شهر شایعاتی به راه افتاد و مردم عادی از این موضوع صحبت کردند.