بخش ۸۳ - جواب گفتن مسلمان آنچ دید به یارانش جهود و ترسا و حسرت خوردن ایشان
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعری مسلمان با یارانش به گفتگو میپردازد و از داستانهای انبیاء سخن میگوید. او به ملاقات رسول خدا (مصطفی) اشاره کرده و یادآور میشود که دیگران نیز از مقامهای بلند برخوردار شدند، مانند کلیم (موسی) و عیسی. شاعر به کسانی که در علم و دانش برتری دارند، توصیه میکند که از لذتهای دنیوی صرفنظر کنند و به خدمت خلق بپردازند، چرا که تنها عبادت از انسانها خواسته شده است.
او به دو شخصیت تاریخی، سامری و قارون، اشاره میکند که با داشتن تواناییهای هنری و علمی در نهایت دچار سقوط شدند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که علم و هنر واقعی باید در خدمت خدا و مردم باشد وگرنه بیفایده است. او به مقایسه دلایل نادرست و درست پرداخته و به اهمیت حقیقت و عمل صالح تأکید میورزد.
پس مسلمان گفت ای یاران منپیشم آمد مصطفی سلطان من
هوش مصنوعی: پس مسلمان گفت: ای دوستان، پیامبر گرامیام، مصطفی، نزد من آمده است.
پس مرا گفت آن یکی بر طور تاختبا کلیم حق و نرد عشق باخت
هوش مصنوعی: پس یکی به من گفت که بر کوه طور (طور Sinai)، با کلیم (موسا) حق را در میان گذاشت و عشق را به چالش کشید.
وان دگر را عیسی صاحبقرانبرد بر اوج چهارم آسمان
هوش مصنوعی: عیسای نبی، صاحب قرآن، آن شخص را به بالاترین آسمانها برد.
خیز ای پس ماندهٔ دیده ضررباری آن حلوا و یخنی را بخور
هوش مصنوعی: برخیز و سر بلند کن، ای کسی که در انتظار ماندهای. این حلوای خوشمزه و خورشت را بخور، که برایت ضرر ندارد.
آن هنرمندان پر فن راندندنامهٔ اقبال و منصب خواندند
هوش مصنوعی: آن هنرمندان با مهارت و توانایی خود، نامهای را که نشان از موفقیت و مقام داشت، نوشتند و خواندند.
آن دو فاضل فضل خود در یافتندبا ملایک از هنر در بافتند
هوش مصنوعی: آن دو دانشمند، دانایی و فضیلت خود را از ملائک دریافت کردند و با هنر و مهارت خود درهم تنیدند.
ای سلیم گول واپس مانده هینبر جه و بر کاسهٔ حلوا نشین
هوش مصنوعی: ای سلیم، مواظب باش که تحت تأثیر گذشته نباشی، برو و به کارهای خوب و لذتبخش بپرداز، به جای نشستن بر سر میز حلوا.
پس بگفتندش که آنگه تو حریصای عجیب خوردی ز حلوا و خبیص
هوش مصنوعی: آنها به او گفتند که تو چقدر حریص هستی، که اینقدر از حلوا و چیزهای شیرین خوردی.
گفت چون فرمود آن شاه مطاعمن کی بودم تا کنم زان امتناع؟
من کی بودم یعنی من که باشم؟
تو جهود از امر موسی سر کشی؟گر بخواند در خوشی یا ناخوشی؟
هوش مصنوعی: آیا تو یهودی هستی و از دستورات موسی سرپیچی میکنی؟ حتی اگر او در روز خوشی یا ناخوشی هم تو را بخواند؟
تو مسیحی هیچ از امر مسیحسر توانی تافت در خیر و قبیح؟
هوش مصنوعی: آیا تو که مسیحی هستی، نمیتوانی در مورد خوبیها و بدیها تصمیمگیری کنی؟
من ز فخر انبیا سر چون کشم؟خوردهام حلوا و این دم سرخوشم
هوش مصنوعی: نمیتوانم به خود ببالم که نسبت به پیامبران مقام بالایی دارم. در حال حاضر، با خوردن شیرینی و خوشحالی، از زندگی لذت میبرم.
پس بگفتندش که والله خوابِ راستتو بدیدی وین به از صد خواب ماست
هوش مصنوعی: آنها به او گفتند: به خدا قسم، خواب واقعی تو بهتر از صد خواب ماست.
خواب تو بیداریست ای بوبطرکه به بیداری عیانستش اثر
هوش مصنوعی: دیدن خواب تو در واقع بیداری است، ای بوبطر، زیرا آثار آن در حالت بیداری به وضوح دیده میشود.
در گذر از فضل و از جهدی و فنکار خدمت دارد و خلق حسن
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در مسیر کسب دانش، تلاش و هنر، فردی که به خدمت مشغول است، زیباییهایی را به همراه دارد. در واقع، وقتی کسی در پی کسب علم و مهارت باشد و در عین حال به خدمت دیگران بپردازد، میتواند ویژگیهای زیبایی را در رفتار و کردار خود به نمایش بگذارد.
بهر این آوردمان یزدان برونما خلقت الانس الا یعبدون
هوش مصنوعی: خدای یکتا ما را به هدفی خلق کرده است و آن عبادت اوست.
سامری را آن هنر چه سود کرد؟کان فن از باب اللهش مردود کرد
هوش مصنوعی: هنر سامری برای او چه فایدهای داشت؟ زیرا آن مهارتش به خاطر ناپاکیاش از جانب خداوند پذیرفته نشد.
چه کشید از کیمیا قارون؟ ببینکه فرو بردش به قعر خود زمین
هوش مصنوعی: قارون، که ثروتی بزرگ و فوقالعاده داشت، از قدرت و ثروتش بسیار بهرهبرداری کرد، اما در نهایت همین ثروت او را به قعر زمین کشاند و نابودش کرد.
بوالحَکم آخر چه بر بست از هنر؟سرنگون رفت او ز کفران در سقر
بوالحکَم قبل از انکارِ اسلام کنیت ابوجهل بود، چون اسلام را انکار کرد کنیت او ابوجهل مقرّر کردند. (از آنندراج) (از غیاث)
خود هنر آن دارد که دید آتش عیاننه کپ دل علی النار الدخان
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که خود هنر به وضوح و بدون پردهپوشی دیده میشود، مانند شعله آتش که به روشنی ظاهر است، نه مانند دودی که کیفیت و جزییات آن پنهان است. در واقع، هنرمند واقعی باید بتواند جوهر و حقیقت را به تصویر بکشد و آن را نمایان کند.
ای دلیلت گندهتر پیش لبیبدر حقیقت از دلیل آن طبیب
هوش مصنوعی: ای دلیل تو که در برابر پزشک بزرگ، بزرگتر و واضحتر مینمایی، در واقع از دلیل واقعی آن پزشک قویتر است.
چون دلیلت نیست جز این ای پسرگوه میخور در کمیزی مینگر
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه دلیلی برای نگرانی نداری، ای پسر، در آرامش زندگی کن و به زیباییها توجه کن.
ای دلیل تو مثال آن عصادر کفت دل علی عیب العمی
هوش مصنوعی: ای دلیل، تو همچون عصایی هستی که در دست دل علی قرار دارد و عیبهای بصیرت او را برطرف میکند.
غلغل و طاق و طرنب و گیر و دارکه نمیبینم مرا معذور دار
هوش مصنوعی: در اینجا فرد از مشغلهها و آواهایی که او را احاطه کردهاند صحبت میکند و از طرف مقابل میخواهد که به خاطر نادیدهگرفتن او، عذرش را بپذیرد. او به نوعی احساس سردرگمی و نبود تمرکز دارد و از دیگران میخواهد که از او و وضعیتش چشمپوشی کنند.