بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن
هوش مصنوعی: در این شعر، دلقکی در شهر ترمد به شدت پریشان و مضطرب است و به سوی شاه میدود تا خبری را به او برساند. او در میان راه با مشکلاتی مواجه میشود و شتابزده به قصر میرسد، که باعث ایجاد ترس و تشویش در میان مردم میشود. دلقک از شاه میخواهد دمی صبر کند تا عقلش به او بازگردد و حقیقت را بیان کند. او به شاه میگوید که این همه شتاب و جستوجو به خاطر اعلامی بوده که گزارش میدهد کسی باید به سرعت به سمرقند برود و در این بین گمانهایی در مورد خطرات و نگرانیها برای شاه پیش میآید. دلقک از این موضوع ابراز ندامت میکند و به شاه یادآوری میکند که جلوی تصمیمات شتابزده را باید گرفت؛ زیرا عقل و حلم در این موارد اهمیت دارد. در نهایت، این گفتگوها به نکوهش وحشت و شوکهای ناشی از شتاب برمیگردد و بر اهمیت صبر و مشورت تأکید میشود.
سید ترمد که آنجا شاه بودمسخرهٔ او دلقک آگاه بود
هوش مصنوعی: سید ترمد در آنجا ruler بود و دلقک باهوش او را تمسخر میکرد.
داشت کاری در سمرقند او مهمجستالاقی تا شود او مستتم
هوش مصنوعی: در سمرقند، او به دنبال انجام کار مهمی بود تا بتواند به مقصود خود برسد و به آرامش و خوشبختی دست یابد.
زد منادی هر که اندر پنج روزآردم زانجا خبر بدهم کنوز
هوش مصنوعی: هر کسی که در پنج روز آینده خبری از آنجا بیاورد، من با صدای بلند اعلام میکنم.
دلقک اندر ده بد و آن را شنیدبر نشست و تا بترمد میدوید
هوش مصنوعی: دلقک در دهکده خبر بدی را شنید و برای اینکه از ترس آن خبر فرار کند، به دویدن افتاد و به بالای تپه رفت.
مرکبی دو اندر آن ره شد سقطاز دوانیدن فرس را زان نمط
هوش مصنوعی: در آن مسیر، اسب دوپایی به زمین افتاد و دیگر نتوانست با شتاب حرکت کند.
پس به دیوان در دوید از گرد راهوقت ناهنگام ره جست او به شاه
هوش مصنوعی: پس او در حالتی اضطراری و بینظم، به سمت دیوانهخانه دوید و در میانهی راه و در زمان نامناسب، به دنبال راهی بود که به شاه برسد.
فجفجی در جملهٔ دیوان فتادشورشی در وهم آن سلطان فتاد
هوش مصنوعی: شورشی در ذهن آن پادشاه ایجاد شد و همهٔ آشفتهگیها در کل دیوان نمایان شد.
خاص و عام شهر را دل شد ز دستتا چه تشویش و بلا حادث شدست
هوش مصنوعی: شهر به دلایل ناگواری دچار اضطراب و نگرانی شده است و همه، چه افراد خاص و چه عموم مردم، احساس نگرانی و بیقراری میکنند.
یا عدوی قاهری در قصد ماستیا بلایی مهلکی از غیب خاست
هوش مصنوعی: یا دشمنی قدرتمند قصد آسیب به ما را دارد یا اینکه مصیبت سختی از دنیای ناپیدا بر ما نازل شده است.
که ز ده دلقک به سیران درشتچند اسپی تازی اندر راه کشت
هوش مصنوعی: از ده دلقک، گروهی از اسبهای تندرو در مسیر کشتار راه افتادهاند.
جمع گشته بر سرای شاه خلقتا چرا آمد چنین اشتاب دلق
هوش مصنوعی: همه مردم در خانه شاه جمع شدهاند تا ببینند چرا اینهمه شتاب و اضطراب به وجود آمده است.
از شتاب او و فحش اجتهادغلغل و تشویش در ترمد فتاد
هوش مصنوعی: از سرعت و عصبانیت او، و نیز از فحش و ناسزاهایی که میزند، در قلب و ذهنم اضطراب و نگرانی افتاده است.
آن یکی دو دست بر زانوزنانوآن دگر از وهم واویلیکنان
هوش مصنوعی: یکی با دستانش بر زانو نشسته و نالههای نگران کنندهای سر میدهد، در حالی که دیگری در دل خود از خیال و شناختهای نادرست رنج میبرد.
از نفیر و فتنه و خوف نکالهر دلی رفته به صد کوی خیال
هوش مصنوعی: هر دل را از استرس و آشوب و ترس آزاد کن که در دنیای خیال گم شده است.
هر کسی فالی همیزد از قیاستا چه آتش اوفتاد اندر پلاس
هوش مصنوعی: هر کسی بر اساس تجربیات و شواهد خودش سعی میکرد آینده را پیشبینی کند تا ببیند چه مشکلی برایش پیش میآید و چطور با چالشها مواجه خواهد شد.
راه جست و راه دادش شاه زودچون زمین بوسید گفتش هی چه بود
هوش مصنوعی: پس از آنکه شاه به سرعت به او راهی نشان داد و او زبان به درخواست گشود، وقتی زمین را بوسید، شاه از او پرسید که چه چیزی در دل داشت و چه خواستهای داشت.
هرکه میپرسید حالی زان ترشدست بر لب مینهاد او که خمش
هوش مصنوعی: هر که حال ز دست ترش میپرسید، او با سکوت و لب بسته پاسخ میداد.
وهم میافزود زین فرهنگ اوجمله در تشویش گشته دنگ او
هوش مصنوعی: افکار و تصورات او باعث شده که همه به شدت نگران و آشفته شدهاند.
کرد اشارت دلق که ای شاه کرمیکدمی بگذار تا من دم زنم
هوش مصنوعی: جامهای که به تن دارم اشارهای کرد و گفت: ای پادشاه مهربانی، تنها برای یک لحظه اجازه بدهید تا من ندا و صدایم را بلند کنم.
تا که باز آید به من عقلم دمیکه فتادم در عجایب عالمی
هوش مصنوعی: تا زمانی که دوباره عقل و هوش من به حال طبیعی برگردد، در دنیای شگفتانگیزی که در آن غرق شدهام، به فکر و تأمل مینشینم.
بعد یک ساعت که شه از وهم و ظنتلخ گشتش هم گلو و هم دهن
هوش مصنوعی: پس از یک ساعت، او به اندازهای گرفتار خیال و بدبینی شد که نه گلو و نه دهانی برایش باقی نماند.
که ندیده بود دلقک را چنینکه ازو خوشتر نبودش همنشین
هوش مصنوعی: هیچکس را ندیده بود که شبیه دلقک باشد و برای او خوشایندتر از همنشینیاش باشد.
دایما دستان و لاغ افراشتیشاه را او شاد و خندان داشتی
هوش مصنوعی: همیشه دستها و لاغ افراشته (بازوهای کشیده) شاه را نشان میدهند و او را شاد و خندان نشان میدهند.
آن چنان خندانش کردی در نشستکه گرفتی شه شکم را با دو دست
هوش مصنوعی: او به قدری شاد و خندان شد که هنگام نشستن، شکمش را با دو دست گرفت.
که ز زور خنده خوی کردی تنشرو در افتادی ز خنده کردنش
هوش مصنوعی: به خاطر قدرت خندهات، خودت را به زحمت انداختهای و به شدت تحت تاثیر خندهات قرار گرفتهای.
باز امروز این چنین زرد و ترشدست بر لب میزند کای شه خمش
هوش مصنوعی: امروز دوباره او به شکلی زرد و ناخشنود به لبهایش میزند و میگوید ای پادشاه آرام بگیر.
وهم در وهم و خیال اندر خیالشاه را تا خود چه آید از نکال
هوش مصنوعی: در اینجا به موضوعاتی اشاره شده که نشاندهنده پیچیدگیهای ذهنی و توهماتی است که ممکن است در درون یکدیگر وجود داشته باشد. به نوعی، فرد درگیر افکار و تصورات مختلفی است که به هم پیوستهاند و این مسئله میتواند به دردسرهایی منجر شود. در نهایت، این پیچیدگیها ممکن است به دیدگاه و درک فرد از واقعیت آسیب بزند.
که دل شه با غم و پرهیز بودزانک خوارمشاه بس خونریز بود
هوش مصنوعی: دل شاه پر از غم و ناراحتی است، زیرا خوارمشاه (دشمن) بسیار ستمگر و خونریز است.
بس شهان آن طرف را کشته بودیا به حیله یا به سطوت آن عنود
هوش مصنوعی: بسیاری از پادشاهان در آن سمت یا با فریب یا با قدرت و شدت آن فرد سرسخت را از پای درآورده بودند.
این شه ترمد ازو در وهم بودوز فن دلقک خود آن وهمش فزود
هوش مصنوعی: این شخص در ترمذ از خیال خودش دچار توهم شده و با مهارت دلقکیاش، آن توهم را بیشتر کرده است.
گفت زوتر بازگو تا حال چیستاین چنین آشوب و شور تو ز کیست
هوش مصنوعی: گفت سریعتر بگو که چه خبر است و این همه آشفتگی و هیجان تو از کجا ناشی میشود.
گفت من در ده شنیدم آنک شاهزد منادی بر سر هر شاهراه
هوش مصنوعی: او گفت که در ده شنیدهام که پادشاه، ندا کنندهای را در بالای هر جاده مهم قرار داد.
که کسی خواهم که تازد در سه روزتا سمرقند و دهم او را کنوز
هوش مصنوعی: میخواهم کسی را که در سه روز به سمرقند برود و در عوض به او ثروت و دارایی بدهم.
من شتابیدم بر تو بهر آنتا بگویم که ندارم آن توان
هوش مصنوعی: من به سرعت به سوی تو آمدم تا بگویم که از عهدهاش برنمیآیم.
این چنین چستی نیاید از چو منباری این اومید را بر من متن
هوش مصنوعی: این طور چابکی از کسی مثل من بر نمیآید، پس این امید را بر من نگذارید.
گفت شه لعنت برین زودیت بادکه دو صد تشویش در شهر اوفتاد
هوش مصنوعی: پادشاه گفت: لعنت بر این سرعت تو، چرا که دو صد نگرانی در شهر به وجود آمد.
از برای این قدر خامریشآتش افکندی درین مرج و حشیش
هوش مصنوعی: به خاطر یک جوان بیتجربه، تو آتش به این مرتع و علفها زدی.
همچو این خامان با طبل و علمکه الاقانیم در فقر و عدم
هوش مصنوعی: مانند این نادانان که با طبل و علم خود میکوبند، در فقر و ناتوانی به سر میبرند.
لاف شیخی در جهان انداختهخویشتن را بایزیدی ساخته
هوش مصنوعی: شیخ به خود را به گونهای بزرگ و مهم جلوه میدهد و خود را به مقام بایزید میرساند، در حالی که این تنها یک ادعاست و واقعیت چیز دیگری است.
هم ز خود سالک شده واصل شدهمحفلی واکرده در دعویکده
هوش مصنوعی: سالک با خودی که دارد، به جایی رسیده و در دل خود گشایشی ایجاد کرده که در آن به منازعه و بحث پرداخته است.
خانهٔ داماد پرآشوب و شرقوم دختر را نبوده زین خبر
هوش مصنوعی: خانهٔ داماد از شلوغی و هیاهوی خویشاوندان دختر آرامش ندارد و این موضوع باعث ناآرامی شده است.
ولوله که کار نیمی راست شدشرطهایی که ز سوی ماست شد
هوش مصنوعی: صدا و هیجان است، زیرا کار نیمی از آن درست انجام شد و شرایطی که از طرف ما مطرح شده بود محقق گردید.
خانهها را روفتیم آراستیمزین هوس سرمست و خوش برخاستیم
هوش مصنوعی: ما خانهها را جارو کردیم و مرتب کردیم، به خاطر این آرزو سرشار از خوشحالی و شوق به پا خاستیم.
زان طرف آمد یکی پیغام نیمرغی آمد این طرف زان بام نی
هوش مصنوعی: از آن سمت خبری رسید، ولی اینجا خبری نیست. مثل اینکه پرندهای به اینسو پرواز کرده، اما هیچ خبری از آن جانب نیست.
زین رسالات مزید اندر مزیدیک جوابی زان حوالیتان رسید
هوش مصنوعی: به خاطر این پیامهای بیشتر، پاسخ دیگری از آن منطقه به شما رسید.
نی ولیکن یار ما زین آگهستزانک از دل سوی دل لا بد رهست
هوش مصنوعی: نی وجود ندارد، اما محبوب ما از این موضوع آگاه است، چون از دل به دل راهی وجود دارد که حتماً برقرار است.
پس از آن یاری که اومید شماستاز جواب نامه ره خالی چراست
هوش مصنوعی: پس از آن یاری که به او امید دارید، چرا از پاسخ به نامهاش خبری نیست؟
صد نشانست از سرار و از جهارلیک بس کن پرده زین در بر مدار
هوش مصنوعی: صد علامت از عشق و تلاش در دل دارم، اما دیگر پردهپوشی کن و از این موضوع برندار.
باز رو تا قصهٔ آن دلق گولکه بلا بر خویش آورد از فضول
هوش مصنوعی: بازگرد و داستان آن دلق باف را بخوان که به خاطر بیهودگی، به خود آسیب رساند.
پس وزیرش گفت ای حق را ستنبشنو از بندهٔ کمینه یک سخن
هوش مصنوعی: وزیر به او گفت: ای کسی که حق را جستجو میکنی، از من که فردی معمولی هستم، یک سخن بشنو.
دلقک از ده بهر کاری آمدسترای او گشت و پشیمانش شدست
هوش مصنوعی: دلقک از ده برای کار خاصی آمده، اما بعد از اینکه انتخاب کرده، پشیمان شده است.
ز آب و روغن کهنه را نو میکنداو به مسخرگی برونشو میکند
هوش مصنوعی: او با هنرش، چیزهای کهنه و بیفایده را به طرز جالبی تازه و ارزشمند میکند و به نوعی به آنها روح میبخشد.
غمد را بنمود و پنهان کرد تیغباید افشردن مرورا بیدریغ
هوش مصنوعی: غم را نشان داد و پنهان کرد، باید بدون تردید او را با شمشیر زد.
پسته را یا جوز را تا نشکنینی نماید دل نی بدهد روغنی
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانی از پسته یا جوز بهرهبرداری کنی، باید آنها را بشکنی. در غیر این صورت، نه دل آنها نمایان میشود و نه روغنشان به دست میآید.
مشنو این دفع وی و فرهنگ اودر نگر در ارتعاش و رنگ او
هوش مصنوعی: به حرفهای او گوش نده و فقط به فرهنگ و ویژگیهای او توجه کن و تغییرات و جلوههای او را مشاهده کن.
گفت حق سیماهم فی وجههمزانک غمازست سیما و منم
هوش مصنوعی: در چهرهام نشانههایی از حقیقت وجود دارد، زیرا چهرهام حکایتگر رازها و درونم است.
این معاین هست ضد آن خبرکه بشر به سرشته آمد این بشر
هوش مصنوعی: این جمله به مضمون این است که ویژگیهای انسانی و سرشت بشر، با آنچه که در اخبار و اطلاعات دیده میشود، در تضاد است. در واقع، انسانها با خصوصیات و ویژگیهای خاص خود به دنیا آمدهاند که ممکن است با تصاویر یا اخبار پیرامونشان متفاوت باشد.
گفت دلقک با فغان و با خروشصاحبا در خون این مسکین مکوش
هوش مصنوعی: دلقک با ناراحتی و صدای بلند گفت: ای صاحب، به خاطر این مسکین که در خونش غرق شده است، رحم کن و او را نکش.
بس گمان و وهم آید در ضمیرکان نباشد حق و صادق ای امیر
هوش مصنوعی: بسیاری از خیالها و برداشتهای نادرست در ذهن میآید، زیرا حقیقت و واقعیت وجود ندارد، ای امیر.
ان بعض الظن اثم است ای وزیرنیست استم راست خاصه بر فقیر
هوش مصنوعی: بعضی از گمانها گناه است ای وزیر، به ویژه نسبت به افراد فقیر.
شه نگیرد آنک میرنجاندشاز چه گیرد آنک میخنداندش
هوش مصنوعی: کسی که درد و رنج را بر او تحمیل میکند، به عنوان پاداش، خود را در درد و عذاب نمیبیند؛ اما کسی که او را شاد میکند، ارزش شادی را درک میکند.
گفت صاحب پیش شه جاگیر شدکاشف این مکر و این تزویر شد
هوش مصنوعی: صاحب به پادشاه گفت که او در موقعیت خوبی قرار گرفت و این فرد نقشه و فریبکاریهای خود را نمایان کرد.
گفت دلقک را سوی زندان بریدچاپلوس و زرق او را کم خرید
هوش مصنوعی: دلقک را به زندان فرستادند، چرا که تملقگویان و کسانی که به او با تظاهر نزدیک شده بودند، نتوانستند او را از خطر نجات دهند.
میزنیدش چون دهل اشکمتهیتا دهلوار او دهدمان آگهی
هوش مصنوعی: شما او را به مانند دهل میزید تا صدایش به ما برساند و ما را از حال خود باخبر کند.
تر و خشک و پر و تی باشد دهلبانگ او آگه کند ما را ز کل
هوش مصنوعی: همه چیز، چه خوب و چه بد، در زندگی ما تأثیرگذار است و صدای دهل، ما را از همه امور آگاه میکند.
تا بگوید سر خود از اضطرارآنچنان که گیرد این دلها قرار
هوش مصنوعی: او به گونهای میگوید که از سردرگمی و اضطرابش به آرامش میرسد، به طوری که دلها را به آرامش میآورد.
چون طمانینست صدق و با فروغدل نیارامد به گفتار دروغ
هوش مصنوعی: وقتی که آرامش و صداقت وجود دارد و دل با نور واقعی روشن است، دیگر کسی نمیتواند به دروغ سخن بگوید و آرام بگیرد.
کذب چون خس باشد و دل چون دهانخس نگردد در دهان هرگز نهان
هوش مصنوعی: دروغ مانند علف هرز است و دل انسان مانند دانهای از آن علف هرز نمیتواند در کام خود پنهان بماند.
تا درو باشد زبانی میزندتا به دانش از دهان بیرون کند
هوش مصنوعی: تا زمانی که زبانی وجود دارد، باید به آموزش و دانش ادامه دهد تا بتواند آنچه را که آموخته است به سخن درآورد.
خاصه که در چشم افتد خس ز بادچشم افتد در نم و بند و گشاد
هوش مصنوعی: خصوصاً که وقتی در چشم میافتد، خس (گیاه بیارزش) هم تحت تأثیر باد قرار میگیرد و در حالتهای مختلف یعنی در وضعیت تر یا خشک دیده میشود.
ما پس این خس را زنیم اکنون لگدتا دهان و چشم ازین خس وا رهد
هوش مصنوعی: ما اکنون با لگد به این علف بیارزش میزنیم تا دهان و چشمانش از آن دور شود.
گفت دلقک ای ملک آهسته باشروی حلم و مغفرت را کمخراش
هوش مصنوعی: دلقک به ملک گفت: آرام باش و با حوصله رفتار کن و اجازه بده تا صفتهای بردباری و بخششات کمتر آسیب ببیند.
تا بدین حد چیست تعجیل نقممن نمیپرم به دست تو درم
هوش مصنوعی: تا چه اندازه عجلۀ انتقام من زیاد است، که به دست تو به راحتی از آن نمیگذرم.
آن ادب که باشد از بهر خدااندر آن مستعجلی نبود روا
هوش مصنوعی: آدابی که برای خداوند است، نباید در آن haste و شتاب زدگی وجود داشته باشد؛ یعنی نباید در رعایت آن عجله کرد.
وآنچ باشد طبع و خشم و عارضیمیشتابد تا نگردد مرتضی
هوش مصنوعی: هر چیزی که ناشی از طبیعت، خشم یا عوامل دیگر باشد، به سمت هدفی حرکت میکند تا به جایگاه والایی دست یابد.
ترسد ار آید رضا خشمش رودانتقام و ذوق آن فایت شود
هوش مصنوعی: اگر رضا بیاید، باید ترسید؛ چرا که خشم او به انتقام خواهد انجامید و لذت آن خواهد رخت بربسته.
شهوت کاذب شتابد در طعامخوف فوت ذوق هست آن خود سقام
هوش مصنوعی: اشتیاق بیمورد به غذا ممکن است باعث ترس از دست دادن لذت واقعی شود و این خود نشانهای از بیماری است.
اشتها صادق بود تاخیر بهتا گواریده شود آن بیگره
هوش مصنوعی: اشتها راستگو بود و تاخیر در خوردن باعث شد که غذا به خوبی هضم شود و مشکلی برای آن پیش نیاید.
تو پی دفع بلایم میزنیتا ببینی رخنه را بندش کنی
هوش مصنوعی: تو در تلاش هستی تا مشکلات را حل کنی و از نفوذ آسیبها جلوگیری کنی.
تا از آن رخنه برون ناید بلاغیر آن رخنه بسی دارد قضا
هوش مصنوعی: تا زمانی که بلا از این شکاف بیرون نیاید، قضا و قدر چیزهای زیادی دارد که از آن شکاف خارج میشود.
چارهٔ دفع بلا نبود ستمچاره احسان باشد و عفو و کرم
هوش مصنوعی: برای رفع مشکلات و بلایا، ظلم و ستم کارساز نیست، بلکه راه حل اصلی، نیکی، بخشش و مهربانی است.
گفت الصدقه مرد للبلاداو مرضاک به صدقه یا فتی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که این بیت درباره اهمیت صدقه و کمک به دیگران در زمان مشکلات و بیماریها صحبت میکند. در واقع، میگوید که با ارائه صدقه، میتوان به رهایی از بلایا و مشکلات کمک کرد و به نوعی، این عمل میتواند دل خداوند را راضی کند. این پیام به نوعی تشویق به نیکوکاری و حمایت از دیگران در شرایط سخت است.
صدقه نبود سوختن درویش راکور کردن چشم حلماندیش را
هوش مصنوعی: سوختن درویش، نشانهای از فقر و نیاز اوست، و این سوختن بههیچوجه نمیتواند بهعنوان صدقهای برای کسی شناخته شود؛ بلکه، کور کردن چشم او، یعنی از بین بردن امید و آرزوهایش، معصیت بزرگی است.
گفت شه نیکوست خیر و موقعشلیک چون خیری کنی در موضعش
هوش مصنوعی: پادشاه گفت خوب است که نیکو عمل کنی و در زمان مناسب از آن بهرهبرداری کنی، اما وقتی عملی نیک انجام میدهی، باید به محل و زمان آن دقت کنی.
موضع رخ شه نهی ویرانیستموضع شه اسپ هم نادانیست
هوش مصنوعی: اگر چهرهی پادشاه را به زمین بیندازی، خراب خواهد شد و اگر اسب پادشاه را هم به همین شکل قرار دهی، به نادانی میرسد.
در شریعت هم عطا هم زجر هستشاه را صدر و فرس را درگه است
هوش مصنوعی: در قوانین و اصول دین هم بخشش وجود دارد و هم تنبیه. شاه در جایگاه خود با قدرت و احترام قرار دارد و اسب نیز به نوبه خود به آن مقام میرسد.
عدل چه بود وضع اندر موضعشظلم چه بود وضع در ناموقعش
هوش مصنوعی: عدل یعنی هر چیزی بهجای خود و در حالت مناسبش قرار بگیرد، و ظلم یعنی اینکه چیزی در جای نامناسبش قرار بگیرد و ناحقی صورت گیرد.
نیست باطل هر چه یزدان آفریداز غضب وز حلم وز نصح و مکید
هوش مصنوعی: هیچ چیزی که خداوند آفریده باطل و بیفایده نیست، بلکه همه چیز از خشم و صبر و نصیحت و تدبیر او نشأت میگیرد.
خیر مطلق نیست زینها هیچ چیزشر مطلق نیست زینها هیچ نیز
هوش مصنوعی: هیچ چیزی در این جهان به طور کامل خوب نیست و همچنین هیچ چیز به طور کامل بد نیست.
نفع و ضر هر یکی از موضعستعلم ازین رو واجبست و نافعست
هوش مصنوعی: علم و دانش برای این ضروری و مفید است که به ما کمک میکند تا نفع و ضرر را از یکدیگر تشخیص دهیم و در مورد مسائل مختلف تصمیمگیری کنیم.
ای بسا زجری که بر مسکین روددر ثواب از نان و حلوا به بود
هوش مصنوعی: بسیاری از دردها و رنجهایی که بر یک فرد نیازمند میگذرد، در واقع ارزش و ثواب بیشتری نسبت به دادن نان و حلوا دارد.
زانک حلوا بیاوان صفرا کندسیلیش از خبث مستنقا کند
هوش مصنوعی: چون حلوا بدون روغن درست نشود، سیل آن نیز از زبالهها و ناخالصیها درست میشود.
سیلیی در وقت بر مسکین بزنکه رهاند آنش از گردن زدن
هوش مصنوعی: گاهی اوقات لازم است که به فردی ضعیف و بیپناه کمک کنیم تا او را از دردسری که درگیرش شده است، نجات دهیم.
زخم در معنی فتد از خوی بدچوب بر گرد اوفتد نه بر نمد
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر خوی بدش آسیب ببیند، آن زخم به خود او برمیگردد و نه به دیگران.
بزم و زندان هست هر بهرام رابزم مخلص را و زندان خام را
هوش مصنوعی: در هر حالتی که بهرام باشد، او هم دنیای شادی و تفریح دارد و هم دنیای محدودیت و زندان. مخلصان در شادی و جشن هستند ولی کسانی که خام و ناصادقاند در زنجیر و محدودیت به سر میبرند.
شق باید ریش را مرهم کنیچرک را در ریش مستحکم کنی
هوش مصنوعی: برطرف کردن درد و ناراحتی باید با مراقبت و توجه انجام شود، و برای مقابله با مشکلات عمیقتر، نیاز به تلاش و استحکام بیشتری است.
تا خورد مر گوشت را در زیر آننیم سودی باشد و پنجه زیان
هوش مصنوعی: اگر در زیر فشار و سختی قرار بگیری، شاید کمی از آن فشار به نفع تو باشد، ولی احتمال اینکه به تو آسیب بزند هم وجود دارد.
گفت دلقک من نمیگویم گذارمن همیگویم تحریی بیار
هوش مصنوعی: دلقک گفت که من نمیخواهم حرفی بزنم، اما دارم به تو میگویم که آماده باش.
هین ره صبر و تانی در مبندصبر کن اندیشه میکن روز چند
هوش مصنوعی: در اینجا به ما هشدار داده میشود که با آرامش و صبر پیش برویم و لحظهای به اندیشه و تفکر در مورد روزهای آینده بپردازیم. نباید به حالت عجله و شتاب عمل کنیم، بلکه باید با دقت و تانی رفتار کنیم.
در تانی بر یقینی بر زنیگوشمال من بایقانی کنی
هوش مصنوعی: اگر با آرامش و اطمینان حرکت کنی، میتوانی به من کمک کنی تا ذهنم را آرام کنی.
در روش یمشی مکبا خود چراچون همیشاید شدن در استوا
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این موضوع اشاره دارد که چرا فردی که در مسیر خوبی قرار دارد، باید به یکباره تغییر روند داده و به سمت میانهروی و اعتدال برود. یعنی چرا باید از حالت قوی و محکم خود به سمت حالت ساده و عادی برگردد. این تفکر نشاندهنده این است که افراد باید در مسیر درست و موفقیتآمیز خود پایدار بمانند.
مشورت کن با گروه صالحانبر پیمبر امر شاورهم بدان
هوش مصنوعی: با افراد نیکوکار مشورت کن و از آنان برای انجام کارهایت کمک بگیر.
امرهم شوری برای این بودکز تشاور سهو و کژ کمتر رود
هوش مصنوعی: کارهایشان بر اساس مشورت است، تا از اشتباهات و خطاهای کمتر پیش بیاید.
این خردها چون مصابیح انورستبیست مصباح از یکی روشنترست
هوش مصنوعی: این عقلها مانند چراغهای روشن هستند و از میان بیست چراغ، یکی از همه نورانیتر است.
بوک مصباحی فتد اندر میانمشتعل گشته ز نور آسمان
هوش مصنوعی: یک چراغی در درون روشن شده است که نور آن از آسمان میتابد.
غیرت حق پردهای انگیختستسفلی و علوی به هم آمیختست
هوش مصنوعی: غیرت الهی باعث شد که مرزهای پایین و بالا به هم گره بخورد و مختلط شوند.
گفت سیروا میطلب اندر جهانبخت و روزی را همیکن امتحان
هوش مصنوعی: به سفر بروید و در دنیا به دنبال خوشبختی و روزی خود بگردید و آن را آزمون کنید.
در مجالس میطلب اندر عقولآن چنان عقلی که بود اندر رسول
هوش مصنوعی: در محافل و مجالس، جستجو کن برای دانشی همانند دانشی که در پیامبر وجود دارد.
زانک میراث از رسول آنست و بسکه ببیند غیبها از پیش و پس
هوش مصنوعی: زیرا تنها میراث از پیامبر است که میتواند غیبها را از گذشته و آینده ببیند.
در بصرها میطلب هم آن بصرکه نتابد شرح آن این مختصر
هوش مصنوعی: در نگاهها به دنباله آن دیدی باش که نتوانید به راحتی توضیح دهید.
بهر این کردست منع آن با شکوهاز ترهب وز شدن خلوت به کوه
هوش مصنوعی: به خاطر این، آن با عظمت از تنهایی و از بودن در کوه منع شده است.
تا نگردد فوت این نوع التقاکان نظر بختست و اکسیر بقا
هوش مصنوعی: تا زمانی که این نوع ملاقات اتفاق نیفتد، به آن میگویند که شانس و جادوگری در ادامه زندگی وجود دارد.
در میان صالحان یک اصلحیستبر سر توقیعش از سلطان صحیست
هوش مصنوعی: در میان افرادی که نیکوکار و خوب هستند، یک نفر از همه بهتر و شایستهتر است و در مورد او، صدور تأییدیه و مجوز از سوی مقام عالیرتبه، صحیح و درست است.
کان دعا شد با اجابت مقترنکفو او نبود کبار انس و جن
هوش مصنوعی: دعا همراه با پاسخ و اجابت شد، ولی همتای او در میان بزرگترین انسانها و جنها وجود نداشت.
در مریاش آنک حلو و حامض استحجت ایشان بر حق داحض است
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که در وجود آنها هم شیرینی و هم ترشی وجود دارد و این دلیل محکمی بر حق بودن آنهاست.
که چو ما او را به خود افراشتیمعذر و حجت از میان بر داشتیم
هوش مصنوعی: وقتی که ما او را به مقام و مرتبهای بلند رساندیم، دیگر هیچ دلیلی برای توجیه یا عذرخواهی باقی نمیماند.
قبله را چون کرد دست حق عیانپس تحری بعد ازین مردود دان
هوش مصنوعی: وقتی که اراده خداوند، راستای مورد نظر را آشکار کرد، دیگر از این پس هرگونه انحرافی مردود خواهد بود.
هین بگردان از تحری رو و سرکه پدید آمد معاد و مستقر
هوش مصنوعی: نگاهت را از آنچه که در پیش رویت است برگردان و سر فرود نیاور، چراکه نشانههای قیامت و واقعیتهای موجود به روشنی نمایان شدهاند.
یک زمان زین قبله گر ذاهل شویسخرهٔ هر قبلهٔ باطل شوی
هوش مصنوعی: اگر به یک زمان از این قبله منحرف شوی، به سخره و تمسخر هر قبلهای که نادرست است تبدیل خواهی شد.
چون شوی تمییزده را ناسپاسبجهد از تو خطرت قبلهشناس
هوش مصنوعی: وقتی که کسی که به خوبی تربیت شده و آموزش دیده، نسبت به شما بیاحترامی کند، دیگر نباید به او اعتماد کرد و او را به عنوان مرجع خود در نظر بگیری.
گر ازین انبار خواهی بر و برنیمساعت هم ز همدردان مبر
هوش مصنوعی: اگر از این انبار میخواهی استفاده کنی، حتی برای نیمساعت هم دوستانت را فراموش نکن.
که در آن دم که ببری زین معینمبتلی گردی تو با بئس القرین
هوش مصنوعی: در آن لحظهای که از این کمک و یاری جدا شوی، گرفتار خواهی شد و همنشین بدی خواهی یافت.