قطعهٔ شمارهٔ ۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از روزگار و استخلاص آن سخن میگوید و به سختیها و ناملایمات زندگی اشاره دارد. او از این که هر لحظهاش به سرعت میگذرد، ابراز ناراحتی میکند و میگوید اگر بخواهد خوشبختی را برای خود به ارمغان آورد، سرنوشت به نفع دیگران تغییر خواهد کرد. او همچنین به تلخی و دردهای زندگی پرداخته و از آنچه که به انسان میچشد، مینالد. با این حال، در انتهای شعر، شاعر به نوعی از رضایت و خوشنودی اشاره دارد، زیرا به این باور است که سرنوشت او نمیتواند از این بدتر شود.
آه! ازین روزگار برگشتهکه ز من لحظه لحظه برگردد
هوش مصنوعی: ناله و سوز و گداز از روزگاری است که هر لحظهاش باید به من برگردد.
گر فلک را به کام خود خواهماو به کام کس دگر گردد
هوش مصنوعی: اگر بخواهم آسمان و سرنوشت را به نفع خود تحویل بگیرم، او به خواستهی دیگران پاسخ خواهد داد.
ور ز جام نشاط باده خورمباده خونابهٔ جگر گردد
هوش مصنوعی: اگر از جام شادی نوشیدنی بنوشم، این شراب به مانند خونابهای از دل خواهد بود.
ور قدم بر بساط سبزه نهمسبزه در حال نیشتر گردد
هوش مصنوعی: اگر پا بر روی علفهایی بگذارم، آنها در زیر فشار چنان آسیب میبینند که مثل نیشتر میشوند.
لیک با این خوشم، که طالع مننتواند ازین بتر گردد
هوش مصنوعی: اما من از این موضوع خوشحالم که سرنوشت من نمیتواند بدتر از این باشد.