قطعهٔ شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به خواب میبیند که معشوقش به او نزدیک میشود و با زیباییاش چشمها را میفروزد. او از معشوق میپرسد چرا با وجود بیداریاش، امشب خوابش میبرد و معشوق پاسخ میدهد که این بیداری ناشی از آن است که او چشمانش را بسته و از خیال دیگران دور شده است.
دوش دیدم که به خواب من مدهوش آمدمونس جان من آن دلبر خونینجگران
هوش مصنوعی: دیشب در خواب دیدم که محبوبم به دیدنم آمده است. او کسی است که همیشه در ذهنم حضور دارد و دل من را تسخیر کرده است.
چون چراغ نظر افروختم از شمع رخشگفتم ای چشم و چراغ همه صاحبنظران
هوش مصنوعی: وقتی که نور دل خود را با روشنی چهرهات روشن کردم، به تو گفتم ای چشمی که روشنیبخش همه اهل نظر و علم هستی.
چه سبب بود که با این همه بیداری مندیده در خواب شد امشب به جمالت نگران
هوش مصنوعی: چرا با وجود بیداری و هوشیاری من، امشب چشمم به خاطر زیباییات خوابش برد؟
گفت این دولت بیدار از آنست که توبستهای چشم خود امشب ز خیال دگران
هوش مصنوعی: این روزها میگوید که سعادت و خوشبختی به این بستگی دارد که تو امشب از خیالات دیگران چشمپوشی کنی و به خواب بروی.