شمارهٔ ۱۶
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساس عاشقانه و دلتنگی گوینده میپردازد. او از درد و رنجی که بدون معشوقش تحمل میکند صحبت میکند و میگوید که عشق او چقدر عمیق است. در عین حال، از عدم توجه دیگران و حسرتی که بر دلش نشسته، lament میکند. همچنین به زیبایی معشوق اشاره کرده و از حسرتهایی که در دل دارد سخن میگوید. در پایان، احساس خضوع و عزتی که در نزد معشوق خود دارد را بیان میکند.
بی تو، چندان که محنتست مرابا تو چندان محبتست مرا
هوش مصنوعی: بدون تو، دردی که به من میرسد بسیار است و با تو، محبتی که نسبت به من وجود دارد، بسیار بیشتر است.
مردم و سوی من نمی نگریبنگر کین چه حسرتست مرا
هوش مصنوعی: مردم به من توجهی ندارند، اما نگاه کن به این که چه حسرتی در دل دارم.
رخ نهفتی، ولی بدیده دلدر جمال تو حیرتست مرا
هوش مصنوعی: چهرهات را پنهان کردهای، اما دل من در زیبایی تو گیج و حیران است.
نسبت من چه می کنی برقیب؟با رقیبان چه نسبتست مرا؟
هوش مصنوعی: تو چه نسبتی با رقیب داری؟ من و رقیب چه ارتباطی با هم داریم؟
خوار شد بر درت هلالی و گفت:این نه خواریست، عزتست مرا
هوش مصنوعی: هلالی در کنار در تو به زمین افتاد و گفت: این وضعیت برای من خفت نیست، بلکه نشانهای از عزت و بزرگی من است.